-
سه شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۰
-
«راستگويي»، «سخن چيني» و «غيبت»، كودكان ما به چه ميزان فرق اين واژگان را در خانواده آموختهاند؟ به ياد داشته باشيم فرزندانمان همواره قدم اول را در خانواده بر ميدارند.آيا ما خود به راستي تفاوت اين واژگان را ميدانيم؟ اين واژگان در كجا به يكديگر تبديل ميشوند؟ كودكي كه همواره سخن راست را بر زبان ميراند ممكن است از ترس تنبيههاي سنگين و يا به خاطر گرفتن تشويقها و جايزههاي ما گه گاه «دروغگويي» كند! در اينجا لازم است كه كودك را به ارزش سخن راست آگاه كنيم و با داستانها و يا روايات و احاديث ساده اهميت راستگويي را برايش آشكار نماييم. در عمل نيز به خاطر داشته باشيم كه در تمامي اوقات از آشكار نمودن مشكلات احتمالي ميان خود و دوستانمان كه در بن بستها ممكن است پديد آيد، به شدت خودداري نموده تا ذهن پاك و كودكانه فرزندانمان را آشفته نساخته و آنان را همواره براي درس خواندن و ياري رساندن به دوستانشان آماده نگاه داريم.در نظر داشته باشيد ميبايست با رفتار خويش به فرزندانمان آموزش دهيم، كودكي كه هيچگاه از والدين خود بدگويي از ديگران و سخنچيني را نشنيده است در آينده تمايل كمتري به اين كارها خواهد داشت. در دوره نوجواني ميتوان با مثالهاي متعدد از عاقبت غيبتكردن وسخنچيني سخن به ميان آورد و نوجوان را آگاه نمود مثلا به اوگفت كه نميبايست وجودش و بويژه زبانش را با اين گناهها آلوده سازد! بايد توجه داشته باشيم كه كودكان و نوجوانان ذهن پاك و بيآلايشي دارند و لذا تمايل آنها به سمت فضايل اخلاقي است. آنها زماني كه مشاهده ميكنند اعضاي خانواده تحت هر شرايطي از غيبت كردن پرهيز ميكنند و در مقابل بدگويي كردن ديگران نيز ابراز عدم رضايت و خشنودي مينمايند، اين تصوير در ذهن آنها جاودانه شده و خود نيز از اين امر پيروي ميكنند.اگر بدانيم فرزندانمان آنگونه خواهند بود كه ما هستيم بيترديد بر اعمال و رفتار خود دقت بيشتري ميكنيم تا خداي نكرده با رفتار ناشايست خود تربيت كودكانمان را به مخاطره نيندازيم. اما نكته ديگر فراگيري و آموزش كودكان از طريق دوستان و همكلاسيهاي آنان است.
بايد به اين مسئله هم توجه داشت زيرا گاه بيتوجهي به اين مسئله مشكل آفرين خواهد شد. كودكان و نوجوانان بويژه در سنين خاص نوجواني بسيار تحت تاثير دوستان و همكلاسيهاي خود قرار ميگيرند و از رفتارآنان الگوبرداري ميكنند. در اين مرحله براي شناخت دوستان فرزندانمان ميتوانيم مهماني كوچك سادهاي ترتيب دهيم تا شناخت بيشتري نسبت به آنان و تواناييها و ضعفشان پيدا كنيم و آن گاه كارهاي گروهي ميان آنان را مانند كتابخواني و يا كمك بچههاي قويتر به ضعيفتر را به لحاظ درسي در منزل يا مدرسه تقويت و تشويق نماييم و خود در اين زمينه پيشقدم گرديم. با نزديكتر كردن خود به نوجوانان ميتوانيم زمينه الگوبرداريهاي غلط را از بين ببريم، با تذكرات به موقع و به گونه اي متناسب و توام با مهرباني و احترام از ادامه يك رفتار ناشايست جلوگيري نماييم.






