بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

با پيروزي انقلاب، حجاب احيا شد

مردم غيور ايران سي و سه سال پيش با رهبري امام خميني (ره) دست به انقلاب شكوهمندي زدند كه حاصل آن احياي ارزش‌هاي بي‌شماري بود كه در رژيم گذشته يا به طور كلي فراموش شده بود يا مي‌رفت تا به دست فراموشي سپرده شود.

حجاب، اين ارزنده‌ترين زينت زن كه چون حفاظي نفوذناپذير همواره گوهر وجودي و ارزشي زن را در مقابل خطرات و آسيب‌هاي جدي و احتمالي بسياري حفظ مي‌كند پس ازآنكه به دستور رضاخان، چادرها به زور از سر زن‌ها و مادران ما در كوچه و خيابان برداشته شد و كلاه‌گيس‌ها و كلاه فرنگي‌هاي رنگارنگ غربي مد شد كه جز شكستن حرمت زن و اهانت به جايگاه و منزلت او حاصل ديگري نداشت، از جمله ارزش‌هايي بود كه با پيروزي انقلاب بار ديگر احيا شد و بيش از پيش مورد توجه قرار گرفت.

اينكه ريشه و منشا حجاب از كجا سرچشمه مي‌گيرد و چرا همواره موضوع حجاب مورد تاكيد و دغدغه خاطر بزرگان ديني و مذهبي ما بوده است بحث مفصلي را مي‌طلبد كه در اينجا مجال بيان آن نيست اما محض يادآوري به گونه‌اي اجمالي به آن اشاره‌اي كوتاه خواهيم كرد؛

همه مي‌دانيم كه نخستين مرتبه،‌ رب‌العالمين در قرآن كريم،‌ پيامبر اكرم (ص) را در مورد چگونگي و نحوه پوشش زنانش مورد خطاب قرار داده است و زنان پيغمبر هم مطابق با فرمان خدا و تحت تعاليم نبي اكرم (ص) آموختند كه چگونه خود را از ديد بيگانگان و نامحرمان بپوشانند. از آن پس فلسفه حجاب به منظور حفظ مقام و منزلت زن و صيانت او در مقابل آفت‌ها به وجود آمد. بخصوص اينكه نقش خطير و بزرگ مادري و تربيت فرزندان و نسل‌هاي آتي نيز به عهده او گذاشته شده بود و بقا و سلامت خانواده و جامعه بستگي به بقا و سلامت او داشت.

بنابراين تنها ابزاري كه مي‌توانست هم به تحكيم بنيان خانواده و جامعه كمك كند و هم شان و مقام و منزلت زن را حفظ و جايگاه او را به عنوان مادر و همسر مستحكم‌تر كند حجاب بود كه با فرمان خداوند به عنوان يك اصل مهم در جامعه اسلامي مورد توجه و سفارش بزرگان ديني و مذهبي قرار گرفت و همان‌طور كه قبلا هم اشاره كرديم اين اصل مهم با پيروزي انقلاب دوباره جان تازه‌اي گرفت و احيا شد.

اما در جنگ نرم، حجاب هم مانند ارزش‌هاي ديگر مورد تهاجم فرهنگي و هدف دشمن قرار گرفت. بي‌دقتي به مسئله حجاب و عدم رعايت آن گاهي مي‌تواند اثرات و عواقب جبران‌ناپذيري را در جامعه به وجود بياورد.

همين چند وقت پيش كه در حال عبور از خيابان بهار شمالي بودم با ديدن خوني كه كف پياده‌رو را قرمز كرده بود وحشت زده در حالي كه به اطراف نگاه مي‌كردم گفتم: واي خدا اين خون‌ها چيست؟ و بعد چشمم به دو زن افتاد كه در همان نزديكي با سر و وضع و پوشش نامناسبي حضور داشتند. يكي از آنها روي پله‌هاي يك ساختمان مسكوني نشسته بود و با دستمالي محكم بيني‌ خود را پوشانده بود. جلو رفتم و از زني كه كنار پله‌ها ايستاده بود با نگراني پرسيدم چه اتفاقي افتاده،‌آيا كمكي از دست من بر مي‌آيد؟! او گفت: نه خيلي ممنونم، به پليس زنگ زديم. من كه حس كنجكاوي‌ام تحريك شده بود گفتم: چرا مگر چه اتفاقي افتاده است كه پليس خبر كرده‌ايد؟!

زن جواب داد: هيچ چيز همه‌اش تقصير يك مزاحم بي‌شعور است و بعد ماجرا را اين‌گونه تعريف كرد: از متروي طالقاني كه بيرون آمديم دو جوان به دنبال ما افتادند، آنها تا اينجا ما را تعقيب كردند تا اينكه يكي از آنها يك متلك پراند. دوست من هم جواب او را داد. جوان متلك‌گو هم با مشت زد توي دماغ دوست من و اورا به اين حال و روز انداخت!

در اين لحظه يك پليس موتورسوار هم از راه رسيد. با حضور پليس جمعيت بيشتري دور آنها جمع شد. پليس وقتي شرح ماوقع را شنيد،‌گفت: از آنجايي كه ضارب اينجا حضور ندارد من نمي‌توانم او را جلب كنم. اگر شما او را مي‌شناسيد بهتر است از او در دادگستري شكايت كنيد.

با ديدن اين اتفاق به ياد حادثه مشابهي كه چند ماه پيش در ميدان سپاه رخ داده بود افتادم. آن روز هم در حال عبور از ميدان سپاه بودم كه صداي فرياد يك زن و مردي كه به هم ناسزا مي‌گفتند توجهم را جلب كرد. طولي نكشيد كه آن زن و مرد در انظار مردم دست به يقه شدند و مرد بستني قيفي خود را به سر زن كوبيد و تمام سر و صورت و لباس زن آغشته به بستني شد. از ميان حرف‌هايي كه بين آن دو رد و بدل شد فهميدم كه مرد جوان متلكي به زن كه با سر و وضع و پوشش بسيار نامناسب در اجتماع ظاهر شده گفته و زن هم جواب او را داده كه كار بالا گرفته است. اين غائله هم با وساطت مغازه‌دارها و عابران ختم به خير شد اما هميشه اين‌گونه نيست!

در اين دو اتفاق، اينكه مقصر چه كسي است قضاوتش را به عهده شما مي‌گذاريم. اما در اينجا يك سئوال مهم مطرح است و آن اينكه اگر زنان ما به مسئله حجاب توجه بيشتري نشان بدهند و با سر و وضع مناسب‌تري در انظار ظاهر شوند آيا ديگر كسي مي‌تواند به خود اجازه بدهد كه به آنها توهين كند و يا حرف بي‌ربطي بگويد؟!

قطعا زنان در حفظ مقام و منزلت و حرمت خود نقش و سهم بسزايي دارند. شايد شما هم با اين قبيل حوادث مواجه شده‌ايد. عدم توجه به مسئله حجاب و پوشش و ظاهر افراد گاهي مي‌تواند منجر به فجايع خونين و جبران‌ناپذيري بشود. حوادثي كه جز يك عمر ندامت و پشيماني ثمري ندارد. منظور از حجاب، پوشش مناسب و متناسب با شخصيت وجودي زن است، هرچند خيلي‌ها معتقدند حجاب، زن و مرد نمي‌شناسد، تنها نوع آن است كه فرق مي‌كند وگرنه مردها هم بايد پوشش مناسب و متناسب خودشان را داشته باشند.

ناگفته نماند شناخت حدود حجاب و پرهيز از افراط و تفريط در آن مي‌تواند منشا جاذبه بسيار در انتخاب حجاب خصوصا در جوانان بشود. اين نكته كه كجا و چگونه بايد حجاب داشت ما را از افراط و تفريط در حجاب حفظ مي‌كند. افراط و تفريط در هر كاري از جمله بحث حجاب، آفت بزرگي محسوب مي‌شود كه بايد از آن جداً پرهيز كرد.

يك روز كه براي يك كار پزشكي به بيمارستان بقيه الله رفته بودم با صحنه‌اي مواجه شدم كه شنيدنش خالي از لطف نيست. وارد بيمارستان كه شدم همان ابتداي در ورودي، خواهري چادري از ورود من به بيمارستان با آنكه حجاب مناسبي داشتم ممانعت كرد و گفت: اول برو چادر بگير بعد به بيمارستان وارد شو. من از حرف آن خواهر شوكه شدم چون اولين باري بود كه مي‌ديدم در يك بيمارستان نه حجاب بلكه چادر اجباري است. با اين وجود رفتم و با گذاشتن كارت ملي خود يك چادر مشكي كه خيلي هم براي من بلند بود گرفتم. حالا اينكه اگر كسي در اين وسط كارت شناسايي همراه نداشت چه بايد مي‌كرد، بماند اما تعجب من زماني بيشتر شد كه مي‌ديدم اغلب كساني كه چادر دريافت مي‌كنند به محض ورود از آنجايي كه مي‌بايست مدت‌هاي زيادي را در صف‌هاي طولاني پذيرش و نوبت سر كنند ديگر حواسشان به چادرهايشان نبود و چادرها به جاي آنكه روي سر آنها باشد كف سالن بيمارستان را جارو مي‌كرد و گاهي هم اگر خانم‌ها به خود مي‌آمدند تنها چادرهايشان را از زير دست و پاي يكديگر جمع مي‌كردند. اين بود كه وقتي از بيمارستان مي‌خواستم خارج شوم به خواهري كه مسئول چادرها بود گفتم: آيا بهتر نيست به جاي چادر اجباري آن هم در بيمارستان به اين شلوغي كه همه به دنبال گرفتن نوبت و پذيرش و دوا و درمان خود هستند روي در ورودي بيمارستان قيد كنيد از پذيرش خانم‌هاي بدحجاب جداً معذوريم؟! آن خواهر پاسخ داد: ما ماموريم و معذور! گفتم: مي‌دانم، اين فقط يك پيشنهاد بود، براي اينكه مي‌بينم خانم‌هايي كه چادر دريافت مي‌كنند آن‌قدر غرق گرفتن نوبت و كارهاي درماني خود هستند كه نه تنها حواسشان به چادرهايشان نيست حتي گاهي از روسري‌هاي خود هم غافل مي‌شوند و چادرها يا روي شانه‌هاي آنها افتاده يا زير دست و پايشان است يا در كف بيمارستان كشيده مي‌شود كه اين موضوع مي‌تواند منبع خوبي براي انتقال انواع آلودگي‌ها و بيماري‌ها باشد.

به هر حال به نظر مي‌رسد ما در بحث حجاب كمي دچار افراط و تفريط شده‌ايم. اگر بتوانيم حدود حجاب را هم مانند خود حجاب با توجه به بعد مكاني و زماني به زنان و دختران جامعه خود معرفي كنيم گام موثري در فرهنگ‌سازي و غني‌سازي اين سنت الهي برداشته‌ايم. به اميد آن روز.

منبع: روزنامه رسالت

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532