-
شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰
-
كودكان درتاريخ 3000 ساله بشرهميشه به نوعي از انحاء مورد آزارقرار مي گرفته اند، آزاري كه بخش عمده آن از سوي والدين متعصب و خرافي درگذشته با زنده به گوركردن دختران تجلي مي يافت و امروز به بهانه تاديب، اصلاح و تنبيه.کودکان ميوههاي زندگي و ثمره تلاش آدمياناند. بچهها آرزوهاي بزرگي ندارند. توقعشان کم است. پيامبر بزرگ اسلام درآموزههاي خويش حرمت و کرامت نهادن به کودکان را به عنوان يکي از اصول مترقي آموزههاي اسلامي به پيروان خويش آموختند و ائمه بزرگوار شيعه در تکريم اولاد و ميوههاي زندگي احاديث گهر باري ازخود باقي
گذاشته اند.بنا برآمار يونيسف، تنها اختصاص 5 دلار براي هرکودک، موجب نجات 90 درصد از کودکان از مرگ و بهبود زندگي آنها در يک سال است.کودکان، آسيبپذيرترين گروه در هر جامعه هستند.آنها فقط يک بار فرصت رشد دارند و آن فرصت امروزاست نه فردا؟اين قلم باتوجه به اهميت موضوع بيان شده ،مطالبي را ازنگاه صاحب نظران وكارشناسان درموردكودك آزاري،درذيل مطرح مي نمايد:
کودک آزاري چيست؟
"کودک آزاري" عبارت است ازهرگونه فعل يا ترک فعلي که باعث آزارروحي و جسمي وايجاد آثار ماندگاردروجود يک طفل شود، برخي از اين آثار ميتواند مخفي باشد. ممانعت از حاضر شدن درکلاس درس، محروم کردن او از غذا، حبس در حمام يا زير زمين اشکال مخفي کودک آزاري است.تنبيه بدني وتجاوز جنسي به کودک هم ازانواع کودک آزاري فيزيکي است که علائم آن قادر به رديابي است."کودک آزاري" مربوط به طبقه خاصي نميشود و فقر فرهنگي به اندازه فقر اقتصادي ميتواند درآن خطر آفرين باشد، به نحوي که مسئله
کودک آزاري دربين افراد تحصيلکرده وبا بضاعت مالي خوب هم ديده ميشود.
انواع كودك آزاري:
کودک آزاري داراي گستره وسيعي است و ممکن است در هر فرهنگ و اجتماعي که داراي ارزشهاي اخلاقي خاص خود هستند، اتفاق بيفتد.آزارکودکان ميتواند جسمي، عاطفي، لفظي و يا جنسي باشد. حتي ناديده انگاشتن و توجه نکردن به کودکان نيز ميتواند به نوعي در رده اين اختلال قرار گيرد.اين آزارها ميتواند صدمهاي جدي به کودکان واردکند ويا حتي باعث مرگشان شود.پژوهشها نشان ميدهد ازهر 4 دختر و هر 8 پسر، يک نفر از آنها در سنين قبل از
18 سالگي مورد آزار قرار ميگيرند.همچنين سالانه يک کودک ازهر20 کودک، از نظر جسمي صدمه ميبيند.آزارهاي جسمي کودکان شامل مواردي چون، سوزاندن، کتک زدن و شکستن استخوانهاست. آزارهاي جنسي،لمس بدن کودکان بهصورتي ناشايست را شامل ميشود. غفلت و بيتوجهي ميتواند مواردي چون خودداري از غذا دادن به کودکان، پوشانيدن لباس، تهيه سرپناه و ساير نيازهاي اساسي را شامل شود. ناديده انگاري عاطفي شامل مواردي چون، خودداري از ابراز عشق و محبت، راحتي و توجه است.بيتوجهي از لحاظ سلامت و بهداشت هنگامي روي ميدهد که ازمراقبتهاي پزشکي براي کودکان خودداري شود.
عوامل مؤثر در کودک آزاري:
توجه به سبب شناسي کودک آزاري يکي از مهمترين عواملي است که مشاور يا درمانگر بايد به آن توجه نمايد؛ زيرا در خلال توجه به اين مطلب است که مي تواند مداخله مناسب را طرح ريزي، بررسي و هدايت نمايد. تلاش هايي که به منظور تبيين علل کودک آزاري صورت گرفته، الگوهاي مختلفي را موجب شده است که در اينجا به مهمترين آنها اشاره مي شود.
يك) الگوي روانپزشکي (Psychiatric model):
اين مدل، علل کودک آزاري را درويژگي شخصيتي والدين و کودکان و به نوعي در آسيب شناسي رواني آنها دنبال مي کند. به طور کلي الگوي روانپزشکي، افراد کودک آزار (بدرفتار) را از لحاظ آسيب شناسي رواني به طور معنادار، افرادي پريشان مي داند که با پريشاني خود باعث بدرفتاري و بهره کشي از کودکان مي شوند. در اين باره دو نوع آسيب شناسي مهم مطرح شده است، يکي اختلالات روان پريش (Psychotic) وديگري اختلالات جامعه ستيز (psychopathic).
دو)الگوي جامع شناختي (Sociological model):
الگوي جامعه شناختي کودک آزاري، برعوامل اجتماعي تأکيد بيشتري دارد. برخي ازمتغيرهاي جامعه شناختي که درکودک آزاري دخالت دارند وفشار رواني بسياري را ايجاد مي کنند عبارتند ازمشکلات شغلي،اختلالات خانوادگي، بيماري وگريه کودک وموقعيت هاي مشابه. با وجود اين بعضي خانواده ها عليرغم اينکه با فشاررواني بسيارزيادي مواجه هستند،با کودکان خود بد رفتاري نمي کنند. به هرحال،تعدادي ازمطالعات، کودک آزاري را درخانواده هاي طبقات پايين اجتماعي- اقتصادي گزارش کرده اند البته خانواده هاي کم درآمد ذاتاً بدرفتار نيستند، بلکه شرايط فشارآور بيشتري را درزندگي تجربه مي کنند.
سه) الگوي تعاملي (Interactional model):
در الگوي تعاملي علاوه بر متغيرهاي روان شناختي و
جامعه شناختي به تعامل اين متغيرها با يکديگر و نيز بافت موقعيت اجتماعي بدرفتاري توجه مي شود. دراين الگو،کودک آزاري نتيجه تعامل ويژگي هاي کودک، محيط اجتماعي و ويژگي هاي فرد آزارگر است. عوامل مؤثردرکودک آزاري درهمه موارد يکسان ومشابه نيست وبه مجموعه اي ازعوامل بستگي دارد.چرا کودکان مورد آزارقرارمي گيرند ؟
كودكان بنا به دلايل زير مورد آزار قرار مي گيرند،كه
فهرست وار به آنها اشاره مي گردد:
1- ناآگاهي والدين. 2- مشکلات اقتصادي. 3- اعتياد.
4- بيماري هاي رواني.5- مشکلات خانوادگي.
6- مشکلات کودکا ن(مشکلات رفتاري، پرخاشگري بيقراري، بيش فعالي،اضطراب،شب ادراري و ...).
8- مشکلات مدرسه.






