-
یکشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۰
-
روزنامه زبان زنان در اصفهان به مديريت صديقه دولت آبادي تاسيس و شماره 5 سال اول آن در تاريخ شنبه 24 ذي حجه 1337 هـ .ق مطابق با 28 سنبله 1298 هـ .ش منتشر شده است. اين روزنامه ماهي دو مرتبه چاپ مي شده. محل اداره آن اصفهان قصر شمس آباد. در زير عنوان آن اين عبارت درج شده بود: "فقط اعلانات و مقالات و لوايح خانم ها و دختران مدارس پذيرفته
مي شود و در طبع و جرح آن اداره آزاد است." از شماره ششم سال اول به جاي بعضي کلمات، لغات فارسي سره گذاشته شده به اين صورت: "پرهونگاه (محل اداره) شمس آباد اسپهان. پرهونر و سر دبير (مدير و صاحب اداره) صديقه دولت آبادي، نخستين سال پايست (تاسيس) آشکار نامه (اعلان)."
مندرجات روزنامه زبان زنان پس از درج مقاله اصلي که غالبا راجع به زنان بود از قبيل "زنان و علوم" "زن بيچاره نيست" و ... از همان شماره هاي اول داستاني به عنوان "داستان رقت انگيز" در پاورقي روزنامه چاپ شده بود.
روزنامه زبان زنان در چهار صفحه به قطع وزيري با چاپ سربي (مطبعه حبل المتين) چاپ شده و پس از نشر چند شماره مندرجات آن از مطالب مربوط به زنان خارج شده و مقالات مختلف و اخبار داخله و خارجه نيز در آن ديده مي شود. قيمت اشتراک روزنامه در سال اول 12 قران و در سال دوم 30 قران و براي دختران دبستان ها 24 قران.
زبان زنان گرچه اولين روزنامه اي نبود که به مديريت يک زن در ايران منتشر شده باشد و بلکه قبل از آن يعني در آغاز مشروطيت روزنامه "شکوفه" به مديرت خانم مزين السلطان در تهران تاسيس و منتشر گرديده ولي همان طور که خود دولت آبادي در شماره 4 سال دوازدهم مجله عالم نسوان در ضمن يک مقاله نوشته "زبان زنان اول نامه بوده که توانست اسم زن به خود بگيرد با فکر زن و قلم زنان نوشته شد و اهميت موقعي داشته باشد چون که در آن تاريخ در اصفهان به طبع مي رسيد."
البته بايد متذکر شد که انتشار روزنامه زبان زنان در شهر اصفهان که شهري مذهبي بود با مشکلاتي مواجه گرديد. واقعيت اين است که زبان، لحن و مندرجات روزنامه زبان زنان به گونه اي نبود که جامعه مذهبي آن زمان در مقابل آن واکنش نشان ندهد به همين دليل کشمکش هاي بين گردانندگان اين روزنامه و برخي از روحانيون و مردم مذهبي اصفهان به وجود آمد. صديقه دولت آبادي با مظلوم نمايي به اقدام به درج شکواييه هايي در روزنامه خود نمود و به تفصيل البته با اغراق به درج ما وقع پرداخت. در شماره 31 سال دوم، مورخ سوم صفر 1339 هـ .ق آمده است: "دشمنان تفنگ مي کشند. چنان که سابقا گفتيم يکي از راه هايي که اسباب بيداري ملت پاکدامن ايران را فراهم مي سازد نطق و نگارش وطن پرستان واقعي مملکت است. بيداري قوم نيز افزار محافظه از استقلال وطن مي باشد."
مدير روزنامه پس از مطالبي که در شماره هاي 47 و 48 نوشته در شماره 49 مي نويسد: "براي اينکه نظميه را آزاد گذاشته باشيم خاموش مي مانيم و ديگر در روزنامه چيزي نمي نويسيم" پس از آن به جاي نگارش در روزنامه با پيغام و نگارش نامه با نظميه اکتفا مي کنند. در شماره 52 مي نويسد: "ما در اين خانه هنوز با پاسباني پاسبانان زندگي مي کنيم. مي دانيم دامن کار دانش به کمر زدن؛ راستگويي، آزادي پژوهي و ايران پرستي، دشواري بسيار دارد و بايد در برابر دروغگويان، تاريک منشان، آزادي شکنان ايستادگي کرد.
پس از اين وقايع کشمکش هايي بين روزنامه با صادق انصاري، رئيس معارف اصفهان، آغاز مي شود. اين وقايع به علاوه وقوع کودتاي 3 حوت 1299 باعث شد که صديقه دولت آبادي به دوره روزنامه نگاري خود در اصفهان پايان دهد و در سال 1300 هـ .ش با تغيير روزنامه به مجله، مجله زبان زنان را در تهران منتشر مي نمايد.






