-
چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰
-
خانواده يکي از قديمي ترين نهادهاي اجتماعي و سنگ بناي جامعه بوده و در مقاطع و جوامع مختلف داراي نقش، پايگاه و منزلت هاي گوناگون است به گونهاي که هيچ جامعه بشري بدون خانواده برپا نمانده نميماند و اين نهاد با اينکه هسته اي کوچک از اجتماع است اما در حيات اجتماعي مردم نقش و تأثيري فوق العاده دارد و با داشتن عناصر اصلي جامعه، همچون آينهاي انعکاس دهنده واقعيتهاي اجتماعي است.تحولات اجتماعي بشر بويژه در عصر حاضر مفهوم خانواده را دچار دگرگونيهايي کرده و گاه موجبات دوري از اهداف تشکيل خانواده شده است. خانواده، عمومي ترين سازمان اجتماعي بوده و بر اساس ازدواج بين مرد و زن شکل مي گيرد و اين گروه کوچک، حد فاصل بين فرد و جامعه قرار گرفته است.فرزانه نيکو برش مشاور امور بانوان سازمان تبليغات اسلامي در خصوص تفاوت نگاه غرب و اسلام به زن مي گويد:"احکام اسلام که مطابق با فطرت انسانهاست به زن نگرشي کاملاً ارزشي دارد اما در نقطه مقابل غرب قرار دارد که به زن صرفاً نگاه ابزاري داشته و از زنانگي او براي سودجويي و لذتجويي بيشتر استفاده ميکند.پس از انقلاب فرانسه اين موضوع مطرح شد که آيا بايد زن را جزء گروههاي انساني محسوب کرد يا خير؟ اين نگاه بي ارزش به زن در غرب همچنان باقي است به گونهاي که امروزه زنان در کشورهاي غربي براي دستيابي صاحبان سرمايه به سود بيشتر يا تهيه فيلمهاي مستهجن مورد استفاده قرار ميگيرند و زنان به وسيلهاي براي لذت جويي بيشتر مردان تبديل شدهاند.در اسلام زن و مرد به لحاظ خلقت يکسان هستند و مسير تعالي براي هر دوي آنها فراهم شده است اما در غرب نگاه ابزاري به هويت زن وجود دارد و او به عنوان يک کالاي ارزان وارد عرصه اقتصادي شده است.در رژيم گذشته نيز نگاه ابزاري به زن در ايران حاکم بود اما پيروزي انقلاب باعث نگرش ارزشي به زنان شد به گونهاي که هم اکنون عرصههاي علمي کشور در اختيار زنان است.عدهاي از افراد در غرب شخصيت و هويت زن را به رذالت کشاندهاند و از سوي ديگر برخي از مکاتب مانند فمينيسم به اسم دفاع از حقوق زنان قد علم کردهاند اما آنها نيز موجب نابودي نهاد خانواده و نقش همسري و مادري شدهاند".زهرا سجادي معاون خانواده مرکز امور زنان درخصوص مقايسه وضعيت خانواده در ايران و غرب مي گويد:"خانوادهاي که در ايران تعريف ميشود متشکل از پدر، مادر و فرزندان است که با خانواده در غرب بسيار متفاوت است.در غرب شاهد تزلزل پايههاي خانواده و رواج خانوادههاي غير متعارف به شکل زندگي دو همجنسباز با يکديگر هستيم. همچنين در کشورهاي غرب زن و مرد به صورت غير مشروع به عنوان همخانه با يکديگر زندگي ميکنند که از اين نحوه زندگي فرزنداني نيز متولد ميشود.به هيچ عنوان نميتوان وضعيت خانواده در ايران را با غرب مقايسه کرد.در کشورهاي غربي مسائل فرهنگي بويژه خانواده به اضمحلال کشيده شده است.فمينيسم در غرب به اسم دفاع از حقوق زنان موجب نابودي پايههاي خانواده شده است؛ صاحبنظران اين جريان، ارزش خانواده را در ذهن زنان کمرنگ ميکنند و ارزشمندترين جايگاه يعني نقش مادري را بي ارزش جلوه ميکنند و به زنان ميگويند که نقش مادري يعني مبارزه مستقيم براي براندازي خانواده بنابراين ازدواج و قبول نقش مادري را اسارت و بردگي زن معرفي ميکنند.هم اکنون خانواده در غرب تحت تأثير تفکرات و جنبشهاي فمينيستي قرار دارد.طرفداران مکتب فمينيسم معتقدند ايفاي نقش مادري و همسري توسط زنان آنها را محدود ميکند.دين اسلام معتقد است زن و مرد به لحاظ درجه انساني يکسان هستند اما در ويژگيهاي ساختاري با يکديگر متمايزند يعني زن و مرد مکمل يکديگر بوده و خانواده مهمترين رکن اجتماعي است".امنيت،مقوله ديگري است که نگاه سخيف غرب به زن را به نمايش مي گذارد. 36 درصد زنان غربي در محل کار در معرض آزار جنسي همکاران مرد خود هستند.زنان در کشورهاي اروپايي از حاشيه امنيت به مراتب پايينتري در مقايسه با کشورهاي اسلامي قرار دارند.بر اساس آمار سازمان ملل که درخصوص وضعيت امنيت زنان در جهان منتشر شده است شاهد تفاوت فاحش ميان امنيت زنان در ايران و اروپا هستيم.زنان در اروپا و آمريکا در ساعات انتهايي شب براي حضور در خيابانها امنيت کافي ندارند همچنين زنان کشورهاي اروپايي در خانواده نيز امنيت کافي ندارند چون آمار خشونت عليه زنان و کودکان در اين کشورها به شدت رو به افزايش است.فاطمه آليا درخصوص زنان و امنيت اخلاقي در ايران و غرب مي گويد:"در ايران به طور کلي امنيت به عنوان يک عنصر اساسي پايداري و پويايي ملت به طرز قابل قبولي تأمين شده است.با وجود ناامنيهاي موجود در منطقه، غرب و کشورهاي اطراف، چتر امنيتي با ضريب بالايي در مقايسه با ساير جوامع در ايران گسترده شده است.زنان ايراني در مقايسه با زنان غربي امنيت بيشتري براي حضور در اجتماع دارند.طبق آمارهايي که مراکز پژوهشي غرب اعلام ميکنند زنان در کشورهاي اروپايي همچون فرانسه و آلمان امنيت اجتماعي کافي ندارند به گونهاي که در محيطهاي کاري و اجتماعي هر دو دقيقه يک زن مورد بي احترامي و تعرض قرار ميگيرد.ظهور بسياري از جنبشها و مطالبات مردمي در کشورهاي غربي به دليل ناامني موجود در اين کشورهاست.در ايران امنيت شغلي و اجتماعي قابل قبولي براي زنان فراهم شده است.در کشور ما ممکن است مواردي از بي حرمتي به زنان مشاهده شود اما اين موضوع يک رويه نيست در حالي که در کشورهاي غربي بي حرمتي و عدم امنيت زنان به يک رويه تبديل شده است".براساس آمار مجامع بين المللي غرب و اروپا، 36 درصد زنان در محل کار در معرض آزار و اذيت جنسي مردان همکار خود هستند.زنان در کشورهاي اروپايي از حاشيه امنيت به مراتب پايين تري در مقايسه با کشورهاي اسلامي برخوردار هستند.خشونت در خانه، آزار و تجاوز جنسي در محيط کار تهديدي براي امنيت زنان در غرب است. آمار خشونت و تعرض نسبت به زنان و کودکان غربي گواهي بر وضعيت نامناسب امنيت و بالابودن خشونت در اين کشورهاست. به طور مثال طبق آمار 25 تا 30 درصد زنان آمريکايي مورد آزار جسمي شوهران خود قرار ميگيرند.در ايران زنان نسبت به ساير کشورها از امنيت بيشتري برخوردار هستند اما بازهم بايد تلاش کنيم تا از برخي ناامنيهاي موجود پيشگيري کنيم.






