-
چهارشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۰
-
ديدگاه غربيها در خصوص برابري ميان زن و مرد منشاء مشکلات و معضلات بسياري بوده است.در حالي که اسلام تفاوتهاي جنسيتي زن و مرد را مد نظر قرار ميدهد بر اين اساس ساز و کاري را براي تقويت نهاد خانواده ارائه ميکند؛ ناديده انگاشتن تفاوتهاي ميان زن و مرد در تمام حوزهها ريشهايترين خشونت عليه زنان است.قوانيني که در غرب در زمينه دفاع از حقوق زنان و رفع خشونت عليه آنها تدوين ميشود از جريانات فمينيستي ريشه گرفته است؛ از اين رو به جاي اينکه در خدمت خانواده قرار بگيرد به قوانين ضد خانواده تبديل شده و ظلمي مضاعف را به زن تحميل ميکند؛ بي هويتي خانواده، انکار اقتدار پدر و فراموشي نقش مادري مصاديقي است که خشونت عليه زن و خانواده را ايجاد ميکند که بستر آن نگاه فمينيستهاست.طبق اعلام آژانسهاي بينالمللي، آمار خشونت عليه زنان در تمام جهان 20 درصد است، در آمريکا آمار خشونت عليه زنان 30 درصد و در انگلستان 22 درصد است و اين در حالي است که آنها کشورهاي اسلامي را به خشونت عليه زنان محکوم ميکنند.آمارها نشان ميدهد که خانوادههاي معتقد به دين در کشورهاي غربي امنيت روحي و رواني بالاتري دارند و ريشه اصلي خشونت اجتماعي عليه زنان در غرب ناديده گرفتن حق متفاوت بودن زن و مرد است.
لذا يکي از چالشهاي اساسي در حوزه زنان و خانواده اتکا به مباني غربي و غير بومي است. هم اکنون با اتکا به مباني بومي در حوزه زنان و خانواده به توليد محتوا نپرداخته و نيروي انساني خود را بر اين اساس تربيت نکردهايم.اگر بر اساس منابع بومي به تربيت نيروي انساني در حوزه زنان و خانواده بپردازيم شاهد پيشرفت نظريه پردازي در اين حوزه خواهيم بود.زماني که نظريه پردازان حوزه خانواده صرفاً نگاه ديني به اين موضوعات داشته و از مقوله جامعه شناسي اطلاعات جامعي ندارند دچار مشکلات متعدد ميشويم.
به عنوان مثال هنگامي که يک زن به اشتغال روي ميآورد علاوه بر نقش مادري و همسري بايد نقش کارمندي را نيز ايفا کند و اگر در چرخه اقتصاد کشور نگاهي متفاوت به زنان و مردان وجود نداشته باشد يک زن با بيتوجهي به نقش مادري و همسري خود بايد به يک کارمند نمونه تبديل شود.وقتي جامعه به سمت ترويج مدگرايي و مصرفگرايي سوق پيدا ميکند اين موضوع بر فرهنگ خانواده ايراني تأثير ميگذارد و آن گاه زن و مرد مجبور ميشوند تا هر روز در عرصه اقتصادي حضور يابند.اين نوع نگاه غرب به مقوله زن و خانواده از نظر اسلام قابل قبول نيست.هيچ فردي با حضور فعال زنان و علمآموزي آنها مخالف نيست اما بايد زمينههاي لازم براي اين کار را فراهم کنيم يعني توجه داشته باشيم که حضور زن در عرصه اجتماع در کنار ايفاي نقش مادري و همسري است در اينجاست که براي سياستمداران کاهش ساعت کاري يا دورکاري زنان معنا پيدا ميکند.بيشترين آسيبهاي اجتماعي از جمله اعتياد و فرار از خانه در نوجواناني مشاهده ميشود که در خانوادههاي سست بنيان تربيت شدهاند و اين خانوادهها نيز جامعه را دچار انواع ناهنجاريهاي اجتماعي ميکنند.بر خلاف جهان غرب بويژه آمريکا که ميکوشد مرد و زن را به نحوي کمي و ظاهري، برابر قرار دهد، چنان که گويي هيچ تفاوت و تمايزي ميان آنها نيست، اسلام، مردان و زنان را موجودات کامل کننده يکديگر ميداند.در اسلام به شدت بر ازدواج تأکيد شده و در جامعه اسلامي، فشار معنوي و اجتماعي نيرومندي، مردان و زنان را به ازدواج واميدارد.






