-
شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۹
-
فدک يک دهکده اي نزديک خيبر است. بعد از پيروزي لشکر اسلام در جنگ خيبر مردم فدک
شخصي را نزد پيامبر فرستادند و پيشنهاد دادند که حاضرند سالانه نصف درآمد محصولاتشان
را در اختيار پيامبر بگذارند که جان ومال و ناموسشان از طرف سپاه اسلام تضمين شود!و
پيامبر (ص) هم استقبال کردند . و طبق آيه ششم سوره ي حشر اين اموال که
بدون جنگ به تصرف سپاه اسلام در مي آيد مخصوص پيامبر است...
رسول خدا (ص) درآمد فدک را مطابق آيه هفتم سوره حشر به فقرا و مساکين و ساير
درماندگان خرج مي کردند. ولي به نقل از ابن عباس چون آيه سي و هشتم سوره ي روم
نازل شد پروردگار عالم پيامبر را مامور کرد فدک رابه فاطمه تمليک کند و
پيامبر اسلام اين ماموريت را انجام داده و فدک را به فاطمه (س) بخشيد...
حضرت فاطمه (عليها سلام) چه ادعايي بر فدک داشتند؟
قبلي ابوبکررا به خلافت نشاندند. خليفه شروع به سر و سامان دادن کارهاي تشکيلاتي کرد و
از آن جمله نماينده ي فاطمه (عليها سلام) را از فدک بيرون کرد و بدين وسيله فدک فاطمه را
عدواناً تصاحب کرد، در حالي که فقط ده روز از رحلت حضرت رسول مي گذشت!!
از عايشه نقل شده:چون فاطمه (عليها سلام) آگاه شد که خليفه فدک را تصرف نموده و
ايشان را از آن منع کرده به سراغ خليفه شتافت و در مورد آن از سه طريق استحقاق خود را اعلام کرد:
نخست:
فاطمه سلام الله عليها مالک فدک بود و در هيچ قانون و شرع و جامعه، کسي را که
به چيزي مالک است بدون دليل از او نمي گيردند! لذا
حضرت فاطمه سلام الله عليها با تعجب فرمود: ابوبکر! اي پسر ابوقحافه! چرا فدک مرا تصرف کرده اي؟
و حضرت امير (عليه السلام) ر اثبات مالکيت فاطمه سلام الله عليها بر فدک ( در نامه چهل و
پنج نهج البلاغه) مي گويد: آري ، ازآنچه آسمانه بر آن سايه مي افکنده تنها فدک را داشتيم،
آن هم گروهي (خلفا) بر آن بخل ورزيده و تصرف کردند و از طرفي گروهي ديگر
(ما اهل بيت) سخاوت به خرج داده و چشم پوشي نمودند، ولي خداوند خوب داوري است.
حضرت فاطمه سلام الله عليها و غصب فدک است.
دوم:
فاطمه سلام الله عليها از طريق بخشش و هديه وارد شد و به ابوبکر گفت:
پدرم فدک را در زمان خود به امر الهي به من بخشيده است و من مالک آن هستم؛
و ابوبکر بر اين ادعا شاهد خواست، اميرالمومنين و ام ايمن فاطمه سلام الله عليها را تاييد کردند...
سوم:
فاطمه زهرا سلام الله عليها چون ديد ابوبکر به دو را ه قبلي ترتيب اثر نداد ، از راه ارث وارد
شد و گفت:"بر روي زمين من تنها فرزند پدرم مي باشم و فدک را از اين طريق مي خواهم"
در اينجا بين حضرت فاطمه سلام الله عليها وابوبکر مناظراتي انجام شد
مناظره ي حضرت فاطمه سلام الله عليها با ابوبکر
حضرت زهرا سلام الله عليها فرمودند:
ببرم؟ عجب امر تازه و زشتي را آورده اي؟! چه زود احکام الهي را به بازي گرفته و آن را پشت
سر مي اندازيد؟! مگر قرآن در سوره نمل آيه 16 نمي گويد:"سليمان (پيامبر) از حضرت داود
(پيامبر) ارث برد" (وَ وَرَثَ سلَيمان داوُد) مگر زکرياي نبي از خدا درخواست فرزند نکرده
و گفت:"پروردگارا! مرا فرزندي ده، تا از من و آل يعقوب ارث برد؟"
(فَهَب لي مِن لَدُنکَ وَليّاً يَرثُني و يَرثُ مِن آل يعقوب) و آيات ديگر...
چگونه مرا از ارث پدرم محروم کرده اي؟
آیه ای نموده که پدرم را از آن خارج ساخته است؟ و یا چنین فکر می کنید که دو هم کیش از
یکدیگر ارث نمی برند؟ و یا اینکه خود را از پدر وپسر عمویم علی _نسبت به قرآن_ داناتر می دانید؟!
خدا ملاقات می کنم و داوری را به خدا می سپارم . خدا چه داور خوبی است...
توام با اشک و اندوه به پا خاست و پس از حمد و درود بر پیامبر خدا (ص) ، حدیث مجعولی را
که خود ساخته بود، به رسول خدا (ص) نسبت داده و گفت:"ای دختر پیامبر! من تو را از
دخترم عایشه بیشتر دوست دارم. و ای کاش من می مردم و پیامبر خدا زنده بود. من حق تو
را نگرفتم، بلکه از حبیبم رسول خدا شنیدم که فرمودند: ما پیامبران از مال دنیا چیزی به ارث نمی گذاریم"
حضرت چون این سخن ناموزون و مجعول را از ابوبکر شنید پرسید:
ابوبکر! بگو ببینم وارث پیامبر خدا تو هستی یا اهل و عیال او؟
ابو بکر گفت: بلکه عیال و خانواده او
حضرت فرمود: بنابر این سهم پیامبر و اهل بیت او چه شد؟
و سپس حضرت به خانه برگشتند و به علي عليه السلام چنين گفتند:
ای پسر ابوطالب آیا مانند جنین نشسته ای و مثل اشخاص متهم ! در خانه جا گرفته ای ؟ ....
. او با جدیت تمام به مبارزه ی با من برخاسته، و او را با .... هر چه بیشتر در مقابلم یافتم.....
با سینه ای پر از خشم که فرو خورده بودم از خانه خارج شدم ، و با خواری به خانه بازگشتم...
ای پسر ابو طالب !
روی خود را به ذلت افکندی آن هنگام که صلابتت را از دست دادی ..
تو گرگان را از هم می دریدی ولی اکنون خاک را فرش خویش ساخته ای !!
نه گوینده ای را از کلام باز داشتی و نه از باطلی منع نمودی و من اختیاری ندارم.....
در پاسخ علی عليه السلام در جواب حضرت زهرا سلام الله عليها آمده است :
در دینم عجز نشان ندادم !!وازآنچه قدرت داشتم کوتاهی نکردم!
و متکفل آن مورد اعتماد است ... پس به حساب خدا قرار بده ...






