-
شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰
-
مبارزه با حجاب و عفاف دختران و زنان مسلمان در قرون اخير در صدر برنامه هاي استعمار گران غربي و دولت هاي دست نشانده آنها بوده است. معماران فرهنگ فساد و تباهي براي زير سلطه قرار دادن مسلمانان، ابتدا به مقابله با حجاب و عفاف زنان پرداختند و زمينه را براي اشاعه فساد و فحشا و بي بندوباري فراهم ساختند. سپس با استفاده از زر و زور و تزوير بر آنها تاختند و زمام تمام امور فرهنگي، اقتصادي، سياسي و نظامي کشورها را به دست گرفتند و همه منابع مادي و معنوي آنها را تاراج نمودند ودر ايران نيز رضاخان عامل دست نشانده آنان مامور مبارزه با حجاب و عفاف شد و در هفدهم دي ماه سال 1314 فرمان کشف حجاب را صادر کرد. در اين نوشتار، که به نقل از ماهنامه زمزمه (کانون تربيت اسلامي) تقديم حضورتان مي شود، ابتدا به تاريخچه مبارزه با حجاب و عفاف اشاره مي شود و سپس پيشنهادهايي جهت تعميق و تعميم فرهنگ حجاب و عفاف خصوصاً در حوزه آموزش و پرورش ارائه مي شود؛
تاريخچه مبارزه با حجاب و عفاف در ايران:
براي سلطه کامل بر کشورهاي اسلامي بويژه ايران، استعمارگران غربي مبارزه با حجاب و عفاف را در اولويت تمامي برنامه هاي خود قرار دادند. در اين تهاجم معماران تباهي اهداف متعددي را دنبال
مي کردند که اهم آنها عبارتند از: 1- اشاعه فساد و بي بند و باري 2- تخريب و فروپاشي خانه و خانواده 3- اسلام ستيزي 4- تشديد فرهنگ مصرف زدگي، تجمل پرستي و غربزدگي 5- تضعيف و تخريب آرامش رواني در مسلمانان و امنيت در جامعه اسلامي 6- ايجاد زمينه جهت تسلط بر کشور و تاراج منابع مادي و اقتصادي و معنوي.
شايان ذکر است که اين سياست و شيوه در بسياري از اسناد و مدارک آنها به وضوح اعلان گرديده است. مثلاًٌ در کتاب " سال پنجم انقلاب الجزاير " فرانتس فانون اين ترفند مستکبران غربي را برملا مي سازد. او در فصل اول کتاب خود ابتدا به تشريح نوع لباس و پوشاک و ارتباط دقيق و عميق آن با فرهنگ ملت ها مي پردازد. سپس سياستهاي دولت هاي استعمارگر غربي را عليه حجاب و عفاف توضيح مي دهد و در بخشي از همين فصل
مي نويسد؛ "ضرب المثلي است که مي گويد زنها را در دست بگيريم، همه چيز به دنبال آن ميآيد." آنگاه شيوه هاي غربيان در مقابله با حجاب و عفاف را مورد بررسي قرار داده و مي گويد " هر چادري که دور انداخته مي شود، افق جديدي را که تا آن هنگام به روي استعمارگر ممنوع بود در برابر او
مي گشايد." در اسناد وزارت امور خارجه انگليس هم، به کرّات بر، همين سياست تاکيد گرديده است. از جمله در کتاب "دست هاي ناپيدا" دولت مستکبر بريتانيا به جاسوسان و عمّال خود در کشورهاي اسلامي دستور مي دهد: " بايد زنان را تشويق کنيم که عبا (چادر) از سر بيفکنند... آنگاه که عبا و چادر از سر افکندند، جوانان را تشويق کنيم که به سوي آنان بروند تا فساد در ميانشان افکنند... در ابتدا بايد زنان غير مسلمان عبا (چادر) از سر بردارند تا زنان مسلمان نيز سر در پي آنان کنند." در ادامه اين سند دستوراتي در مورد تخريب دين اسلام صادر مي شود. سپس طراحان آن يکي از اهداف پليد خود را برملا مي سازند و توصيه مي کنند: "بايد پيام
بي بندوباري را در جان هاي مسلمانان دميد؛ هرکس هرکاري بخواهد مي تواند بکند؛ نه امر به معروف واجب است و نه نهي از منکر؛ نه آموزش احکام؛ بايد به آنها گفت "عيسي به دين خود، موسي به دين خود" و کسي را در گور ديگري نمي گذارند."
بر اساس همين دستورالعمل ها عمّال استعمار در ايران به تبليغ بي حجابي و فرهنگ برهنگي پرداختند. مزدوران مزبور قبل از نهضت مشروطيت با انتشار روزنامه، مجلات و کتب متعدد، تبليغات وسيعي را عليه چادر و فرهنگ حجاب و عفاف آغاز نمودند. اين تهاجم ويرانگر و بنيان افکن در دوران سلطنت پهلوي ها به اوج خود رسيد. معماران فرهنگ
بي بندوباري از تمامي امکانات و ابزارها جهت تعميق فرهنگ برهنگي استفاده نمودند. لذا در کتاب هاي درسي و مجلات آموزشي از پرورشگاه تا دانشگاه، مبارزه با حجاب و عفاف از بيشترين اهميت برخوردار مي گردد. در تمامي کتب و مجلات آموزشي آن زمان، دختران و زنان زيبا و جوان بي حجاب و با لباس هاي زيباي غربي ارائه مي گرديدند. بر عکس، زنان پير و بد ترکيب را با چادر و حجاب اسلامي، آن هم با رنگ هاي تيره و کدر در معرض ديد کودکان، نوجوانان و جوانان قرار مي دادند.
با استفاده از همين شيوه هاي مرموز، صدا و سيماي شاهنشاهي نيز با تمامي امکانات خود وارد ميدان مبارزه با حجاب و عفاف گرديد و شبانه روز به تبليغ پرداخت.
پس از سالها تبليغات وسيع و مخرب عليه حجاب و عفاف، دولت انگليس، رضاخان را مامور نمود که براي کشف حجاب وارد ميدان عمل شود و با تمام قدرت چادر و حجاب را از سر زنان مسلمان در سراسر ايران بردارد و بر آنان و همسرانشان لباس فرنگي بپوشاند. رضاخان هم برده وار به اجراي فرامين اربابان خود پرداخت. نامبرده در جلسه هيئت دولت در سال 1314 چنين دستوري صادر نمود: "ما بايد صورتاً و سنتاً غربي شويم و بايد در قدم اول کلاه ها تبديل به شاپو بشود و نيز بايد شروع به رفع حجاب زن ها نمود و چون براي عامه مردم دفعتاً مشکل است اقدام کنند، شما وزرا و معاونين بايد پيشقدم شويد و هفته اي يک شب با خانم هاي خود در کلوپ ايران مجتمع شويد." به حکمت، وزير فرهنگ دستور داد که در مدارس زنانه معلمان و دخترها بايد بدون حجاب باشند و اگر زن يا دختري امتناع کرد او را در مدرسه راه ندهند. بر حسب همين سياست استعماري ابتدا رضاخان به اتفاق همسر و دخترانش در روز هفدهم دي ماه 1314 در افتتاح دانشسراي مقدماتي تهران شرکت نمود و کشف حجاب را عملاً و علناً آغاز نمود. سپس همسران وزرا، مديران کل و ديگر کارکنان دولت را وادار نمود که در مراسم متعدد دولتي بدون چادر و حجاب شرکت نمايند. در صورت عدم حضور خانم ها در مراسم مذکور و يا حتي حضور با روسري، همسران آنها شديداً تنبيه شده و منتظر خدمت مي گرديدند. در چنين
توطئه اي خانمانسوز، دانشسراها و مراکز تربيت معلم نيز در اولويت کامل قرار گرفت. برحسب بخشنامههاي متعدد، شرط ورود به آموزش و پرورش و دانشسراها و مراکز تربيت معلم، بي حجابي دختران و زنان داوطلب اعلان مي گرديد. در طول خدمت آنها نيز تلاش گسترده اي به عمل مي آمد که بانوان از پوشش و حجاب اسلامي مطلقاً استفاده ننمايند و در صورت تمرد به اخراج محکوم مي شدند.
پس از مدت کوتاهي به دستور رضاخان تمامي آحاد مردم مسلمان ايران مکلف شدند به هر قيمتي از پوشش و لباس هاي غربي استفاده نمايند. برحسب اين فرمان مردان مي بايست حتما کلاه لگني به سر نموده و کت و شلوار بپوشند. زنان نيز اجباراً بايد بدون روسري و چادر در جامعه ظاهر شوند. به ماموران امنيتي در شهرها و روستاها هم دستور مؤکد داده شد تا با دختران و زنان باحجاب با شدت و خشونت برخورد نموده، آنها را بي حجاب نمايند. ماموران و مزدوران رضاخاني هم در اجراي اين حکم شيطاني با قساوت و شقاوت کامل وارد عمل شدند. زنان و دختران زيادي در شهرها و روستاها مورد هتک حرمت شديدي قرار گرفتند. حتي عده بسياري از زنان حامله بر اثر ضربات وارده، فرزندان خود را سقط نمودند. در مسجد گوهرشاد در مشهد مقدس برحسب اسناد و مدارک موجود، دو تا پنج هزار نفر زن و مرد مسلمان را، آن هم در جوار حرم مطهر حضرت رضا (ع) به خاک و خون کشيدند.
ضرورت مبارزه با غربزدگان پس از پيروزي انقلاب:
با پيروزي انقلاب شکوهمند اسلامي در کشورمان، تحولاتي شگرف به وقوع پيوست و انتظار مي رفت از زمينه تقويت فرهنگ حجاب و عفاف به عنوان يکي از مستحکم ترين پشتوانه هاي استقلال فرهنگي کشور گام هاي موثري برداشته شود. ولي متاسفانه بسياري از عمّال استعمار و روشنفکران غربزده و وابسته از غفلت برخي از مسئولان و روحيه تساهل و تسامح برخي ديگر سوء استفاده نموده به تبليغات خود عليه حجاب و عفاف، مزورانه ادامه دادند. نگاهي به برخي فيلم هاي سينمايي و سريال هاي تلويزيوني مخصوصاً در دو دهه اول انقلاب، ماهيت فکري و فرهنگي کارگردانان و تهيه کنندگان سرسپرده آنان را به خوبي برملا مي سازد.
در اغلب اين فيلم ها دختران و زنان جوان، زيبا و تحصيلکرده شمال شهري با همان لباس هاي غربي و بدون چادر در صحنه ظاهر مي شدند و همان رفتار و گفتار قبل از انقلاب را نمايش مي دادند. و براي رد گم کردن ، گاهي از يک روسري نيم بند هم استفاده مي کردند تا مورد اعتراض مردم قرار نگيرند. در تمامي اين برنامه ها، کارگردان به طور حساب شده نقش خدمتگزاران، آشپزها، رانندگان و سرايداران اين خانواده هاي ثروتمند و مرفه را به افراد مسن، بي سواد و کم سواد واگذار مي کردند و زنان خدمتگزار و بي سواد و مسن را اغلب با چادر و حجاب اسلامي نمايش مي دادند و مردان کم سواد و بي سواد آنها هم با محاسن ظاهر مي شدند و مطالب مذهبي را به زبان مي آوردند. بدين وسيله کارگردان به راحتي ارزش هاي ديني و اسلامي از جمله حجاب و عفاف را تحقير مي کرد و بي حجابي، بي بند و باري، مصرف زدگي و تجمل پرستي و غرب زدگي را در ذهن بيننده تزريق مي نمود.
کتاب ها و مجلات کودکان و نوجوانان هم مجدداً پر شد با همان داستان هاي "سيندرلا"، "خاله سوسکه" و "حسن کچل" و "کلاغه ميگه قارقار، مادرش ميگه زهر مار. چادر سياه سرش کنيد، از خانه بيرونش کنيد!!" در تمامي فيلم هاي کارتوني و غير کارتوني هم که از مغرب زمين خريداري مي شد و به نمايش در مي آمد همان فرهنگ بي حجابي، بي عفتي،
بي بند و باري، مصرف زدگي، بي ديني و غربزدگي به بينندگان مسلمان ارائه مي گرديد و اعتقادات ديني آنها را به تمسخر مي گرفت. تضعيف دانشسراها و مراکز تربيت معلم و تغيير کتب درسي در دوران به اصطلاح اصلاحات، رجعت به ارزش هاي طاغوتي را تسهيل مي نمود. در همين دوران، ماهواره ها و شبکه هاي راديويي و تلويزيوني صهيونيستي هم به ياري عمّال خود در ايران شتافتند و در اشاعه فساد و بي بند و باري و ارزش هاي غربي، شبانه روز اذهان شنوندگان و بينندگان خود را مورد بمباران تبليغاتي قرار دادند.
در حالي که انتظار مي رود همچنان که سرسپردگان دشمن، گسترش بي حجابي را از مراکز تربيت معلم آغاز کرده بودند، در نظام اسلامي نيز مراکز تربيت معلم در توسعه و ترويج و تعميق فرهنگ حجاب و عفاف، نقش تعيين کننده اي ايفا کنند.
چه بايد کرد؟
در مقابله با تهاجم فرهنگي استکبار جهاني، علامه شرف الدين جبل عاملي رهنمودي ارائه مي نمايد که مي تواند سرمشق ما در اين راستا باشد. اين عالم رباني و انقلابي پس از مشاهده توطئه هاي استعمارگران غربي در کشورهاي اسلامي تاکيد مي کند: " لم ينتشر الهدي الا من حيث انتشر الضلاله." (هدايت منتشر نمي شود مگر از همان نقطه و طريق که ضلالت منتشر گرديده است.) لذا مطالعه دقيق شيوه ها و راهکارهاي معماران فرهنگ استعماري مي تواند ما را در اتخاذ روش هاي مقابله با آن ترفندها ياري نمايد. البته رعايت حدود و ضوابط اسلامي مي بايست کاملا مورد توجه برنامه ريزان و مجريان قرار گيرد. تجارب نگارنده نشان مي دهد که اگر فلسفه حجاب اسلامي و عفاف، حکيمانه و عالمانه ارائه گردد و آفات و مضرات بي حجابي و
بيبند و باري درست تبيين شود، تمامي دختران و زنان مسلمان و غير مسلمان از اين دستورات حياتبخش آسماني استقبال مي نمايند. با توجه به تجربيات دو سه دهه اخير، نکات و پيشنهادهايي به مسئولان محترم و همکاران گرانقدر فرهنگي تقديم مي گردد. باشد که در طريق ايفاي مسئوليت گسترش فرهنگ حجاب و عفاف، موثر افتد؛
1- تبليغ عالمانه فرهنگ حجاب و عفاف و مقابله با فساد و بي بند و باري مي بايست در اولويت
برنامه هاي فرهنگي و اجرايي مسئولان انقلابي نظام مقدس جمهوري اسلامي قرار گيرد. اساتيد حوزه و دانشگاه با همکاري روانشناسان و جامعه شناسان متعهد و متخصص طرح هايي حکيمانه در اين موارد را تهيه و پس از تصويب در نهادهاي قانوني جهت اجراي دقيق به وزارتخانه ها و موسسات ذيربط مخصوصا صدا و سيما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و ديگر موسسات فرهنگي ابلاغ نمايند. بديهي است برنامه ريزان و دست اندرکاران آموزش و پرورش، بخصوص مديران و دبيران و معلمان عزيز و متعهد رسالتي سنگين در اين برهه حساس در اين زمينه بر عهده دارند. در اين راستا تشريح و تبيين موارد زير ضروري به نظر مي رسد؛
الف) جايگاه رفيع زن در اسلام: بررسي تطبيقي جايگاه زن در اسلام و ديگر اديان و مکاتب فلسفي اثبات مي کند که دين مبين اسلام براي زن ارزش و احترام خاصي قائل شده است. توصيه مي شود کتاب "زن در آينه جلال و جمال" تاليف آيت الله جوادي آملي، تفسير کبير "الميزان" و نظرات گهربار مقام معظم رهبري در باره جايگاه و پايگاه زن در اسلام مورد مداقّه قرار گيرد.
ب) حجاب و عفاف در اسلام و ساير اديان و مکاتب: در قرآن مجيد بيش از ده آيه به رعايت حجاب و حرمت نگاه کردن به نامحرم اختصاص يافته است. مثلاً در آيه 59 سوره مبارکه احزاب خداوند مي فرمايد: "اي پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو خويشتن را به چادر فروپوشند، که بدين گونه بهتر شناخته مي شوند تا مورد اذيت قرار نگيرند؛ و خدا آمرزنده و مهربان است." مفسرين اتفاق نظر دارند که در اين آيه همانند آيات ديگر وجوب حجاب و پوشش براي زنان تاکيد شده است. احاديث متعددي هم از معصومين عليهم السلام در مورد وجوب حجاب و پوشش زنان روايت شده که در آنها ثمرات رعايت حجاب نيز تبيين گرديده است. در اديان و مذاهب ديگر همچون زرتشت، يهود و مسيحيت نيز رعايت حجاب توسط زنان امري واجب شمرده شده است.
ج) پيامدهاي بي بند و باري: پيامدهاي نگران کننده بي بند و باري ها در غرب، موجب شده است که تعدادي از سازمان هاي زنان و نهادهاي امنيتي در آمريکا و استراليا و کانادا نيز به جمع طرفداران حجاب و عفاف بپيوندند. آنها پس از بررسي آمار وحشتناک تجاوز به زنان، سقط جنين ناشي از روابط نامشروع، کودکان حرام زاده، جدايي هاي منجر به طلاق و قتل دختران و زنان در کشورهاي مذکور به زنان چنين توصيه کرده اند: "1- هميشه جوراب و
لباس هاي مناسب بپوشيد 2- از کفش هاي بي پاشنه به جاي پاشنه دار استفاده کنيد. زنان با کفش پاشنهدار بيش از حد در معرض خطر هستند 3- پوشيدن دامن هاي کوتاه و لباس هاي جلب توجه کننده
مي تواند حمله را محتمل تر کند. بنابراين اگر شما براي امنيت و سلامتي خودتان ارزش قائل هستيد اين نوع لباس ها را در مجامع عمومي نپوشيد." شايان ذکر است که فرهنگ بي حجابي و بي بندوباري، جوامع غربي را با بحران هاي متعددي مواجه ساخته است. بر حسب گزارش هاي انتشار يافته آمار ازدواج طي 20 سال گذشته به پايين ترين حد خود تنزل کرده است. از هر 1000 زن متاهل آمريکايي 44- 15 ساله، تنها 91 نفر متاهل باقي ماندند. در سال 1999 در آمريکا يک ميليون و سيصد هزار کودک نامشروع متولد شده است. طبق گزارش مرکز آمار بهداشت ملي دو سوم نوزادان آمريکايي خارج از دايره زناشويي متولد شده اند. در آمار ديگري هم اعلان گرديد در سال 1997، يک ميليون و سيصد هزار سقط جنين صورت گرفت که 78 درصد آنها به علت روابط نامشروع بوده است.
2- نقش آموزش و پرورش و دانشگاه ها در تقويت فرهنگ حجاب و عفاف: بدون ترديد آموزش و پرورش و دانشگاه ها مي توانند در تقويت فرهنگ حجاب و عفاف مهم ترين نقش را به عهده بگيرند. تحقيقات نشان مي دهد اساتيد دانشگاه ها و مخصوصا معلّمان آموزش و پرورش بيشترين تاثير را در تحولات فرهنگي جامعه دارا مي باشند. به عبارت ديگر، آنها مي توانند يزيد را بايزيد سازند. با عنايت به چنين واقعياتي نکات ذيل از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد؛ الف) در گزينش و استخدام معلمان، مربيان و اساتيد دانشگاهها
توجه ويژه اي به عمل آيد. در اين راستا ضروري به نظر مي رسد که اولاً استخدام معلمان و مربيان فقط از طريق مراکز و موسسات تربيت معلم، آن هم زير نظر آموزش و پرورش صورت گيرد و ثانياً التزام عملي به احکام اسلامي مخصوصاً حجاب و عفاف در داوطلبان زن در اولويت قرار گيرد و ثالثاً در برنامه هاي آموزشي و پرورشي مراکز و موسسات مذکور جايگاه رفيع زن در اسلام و اهميت و قداست حجاب و عفاف عميقاً و دقيقاً تشريح و تبيين گردد. در دوره هاي ضمن خدمت معلمان، مربيان و اساتيد دانشگاه نيز مطالب مذکور، متناسب با مخاطبين، آموزش داده شود. ب) در برنامه هاي پرورشي
تشکل هاي دانش آموزي و دانشجويي نيز موضوعات مذکور مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد تا نوجوانان و جوانان مسلمان نسبت به حجاب و عفاف معرفت کامل به دست آورند. ج) در جلسات انجمن اولياء و مربيان هم به مسئله حجاب و عفاف و اثرات آن در سلامت و امنيت جسم و روان دانش آموزان و افراد جامعه توجه ويژه به عمل آيد. د) فضاهاي آموزشي و پرورشي دختران به نحوي طراحي و احداث شوند که آنها بتوانند در آنجا به راحتي و بدون رعايت حجاب کامل به تحصيلات خود ادامه دهند. ح) از اختلاط دختر و پسر و زن و مرد در مدارس و دانشگاه ها و ديگر موسسات آموزشي به شدت پرهيز شود. تحقيقات در کشورهاي غربي هم نشان مي دهد که اختلاط دختر و پسر در مدارس و دانشگاه ها باعث افت شديد آموزشي شده و مشکلات متعدد اخلاقي و تربيتي را هم باعث گرديده است. و) در کتب درسي، مجلات آموزشي و پرورشي و امثال آن در باره مباحث مذکور بازنگري جدي و عميق به عمل آيد. مخصوصاً در کتاب ها و مجلات مخصوص کودکان و نوجوانان حجاب اسلامي و عفاف به زيباترين و دلپسندترين شيوه آموزش داده شود.






