-
بوستان حجاب
-
سه شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۰
-
بودا به دهی سفر کرد.زنی که به مجذوب سخنان او شده بود
از بودا خواست تا مهمان وی باشد.
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه وی شد.کدخدای
ده هراسان خود را به بودا رساند و گفت:این زن هرزه است به خانه او نروید.
بودا
به کدخدا گفت:یکی از دستانت را به من بده.کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در
دستان بودا گذاشت.
آنگاه بودا گفت:حالا کف بزن.کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت:هیچ
کس نمی تواند با یک دست کف بزند.
بودا لبخندی زد و پاسخ داد:هیچ زنی نمی تواند
به تنهایی بد و هرزه باشد ، مگر اینکه مردان دهکده نیز هرزه باشند.مردان و
پولهایشان از این زن ، زنی هرزه ساخته اند.
منبع: سرگرمی برای بروبکس