-
جمعه ۱۸ آذر ۱۳۹۰
-
آن چه در ابتداي آشنايي زوج يا آغاز زندگي مشترک رخ مي دهد، براي بسياري از افراد يکسان است.
واقعيت اين است که برقراري روابط صميمانه از الگوي مشخصي پيروي مي کند و در هر مرحله از شکل گيري يک رابطه صميمانه، احتمال رسيدن به بن بست يا تکامل آن وجود دارد. به گفته کارشناسان در اولين مرحله از يک رابطه مشترک و پس از آشنايي اوليه، دو طرف به يکديگر ابراز علاقه مي کنند و روي شباهت ها و نقاط مشترک هم تمرکز مي کنند. در اين مرحله که از ۲ ماه تا ۲ سال به طول مي انجامد، به علت ترشح هورمون هاي دوپامين، آندورفين و تستسترون احساسات ، شوق و سرزندگي به اوج خود مي رسد اما پس از فروکش کردن اين انقلاب هورموني در بدن و بازگشت بدن به حالت عادي نقص ها و کمبودها به طور واضحي عيان شده و ۲ طرف در مي يابند که بايد خود را با طرف مقابل تطبيق دهند. در اين مرحله شادماني اوليه کمرنگ مي شود و اولين تعارض ها بروز پيدا مي کند. به گفته بيشتر کارشناسان يکي از مهم ترين موضوعاتي که باعث بروز تعارض در زندگي مشترک مي شود، نشناختن حريم ها و بي توجهي به آن است. اصولا بسياري از زوج ها تصوري از وجود حريم در خانواده ندارند و آن چه از ازدواج و زندگي مشترک مي دانند در چند کلمه مثل محبت و عشق ، صميميت ، وفاداري و... خلاصه مي شود. صد البته وجود اين ويژگي ها بسيار ضروري است اما توجه نکردن به حريم ها راه خانواده را براي رشد و رسيدن به مرحله بارور شدن عشق، صميميت و تعهد مي بندد. براي درک بيشتر اين موضوع پاي صحبت هاي مسعود هنربخش کارشناس مسئول دفتر پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي بهزيستي نشستيم.
وي درباره اهميت شناسايي حريم ها به خراسان مي گويد: مي توان گفت که حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد مشکلات زوج هاي جوان در ۵ سال اول زندگي به نشناختن حريم ها مربوط مي شود و اصولا بسياري از آن ها با چنين واژه اي ناآشنا هستند. در صورتي که شناخت حريم و رعايت آن يکي از ضروريات دوام و رضايت از زندگي مشترک محسوب مي شود. اگر بخواهيم تمامي اين حريم ها يا مرزها را برشمريم، بايد به حريم خصوصي زن، حريم خصوصي مرد، حريم مشترک، حريم بين خانواده زن با وي، حريم بين خانواده مرد با وي، حريم خانواده ها و رابطه مشترک زن و مرد و حريم بين خانواده ها اشاره کنيم.بعضي به اشتباه تصور مي کنند با ازدواج تمام مرزها بين زوج و خانواده هاي آن ها برداشته مي شود. عباراتي مثل«من و تو نداريم»، «پسر » خواندن داماد از سوي خانواده زن و «دختر» خواندن عروس از سوي خانواده مرد نشانگر اين طرز تلقي است غافل از اين که نبود مرز و حريم در زندگي مشترک باعث مخدوش شدن رابطه مي شود.
نکته اين جاست که اولين افرادي که بايد اين مرزها را بشناسند و به آن احترام بگذارند، خود زوج ها هستند. علت اصلي اين که بسياري از زوج هاي جوان مشکلات خود را به خانواده ها انتقال مي دهند و يک تعارض کوچک را به يک مشکل بزرگ تبديل مي کنند نشناختن حريم زندگي مشترک با خانواده هاست. پدر و مادر به طور غريزي همواره کمک کننده هستند و به محض مطلع شدن از مشکلي مي خواهند به فرزند خود و زندگي مشترک او کمک کنند. از اين جا حريم ها شکسته و مشکلات چند برابر مي شود.هنربخش ادامه مي دهد: حفظ حريم بين خانواده زن با خودش و حريم بين خانواده مرد با خودش بسيار ضروري است، اما بسياري از آن غافل هستند. به عنوان مثال اگر خواستگاري براي دختر خانواده آمده است لزومي ندارد عروس و داماد خانواده حتما در جريان قرار بگيرند زيرا اين مسئله بين خانواده ودختر و پسري که از خانواده جدا شده اند است.
آن چيزهايي در حريم قرار مي گيرد که گفتن يا نگفتن آن تاثيري در زندگي مشترک ندارد. بديهي است تا زماني که زوج به حريم يکديگر احترام نگذارند، نمي توانند حريم خانواده هم را نگه دارند. بسياري صميميت را با بيان کردن همه چيز و يکي شدن و کنار گذاشتن همه مرزها اشتباه مي گيرند. در صورتي که چنين نيست مسائل خانواده ها بايد کاملا مجزا و با مرزي مشخص از رابطه قرار بگيرد.اين کارشناس ارشد روان شناسي باليني با اشاره به اين که نشناختن حريم ها در بسياري از موارد باعث به هم خوردن رابطه زوج مي شود مي گويد: در بسياري از موارد آن قدر مسائل حاشيه اي وارد رابطه شده که اصل آن را مخدوش کرده است. درباره مشکلاتي که در يک زندگي مشترک به وجود مي آيد هم همين موضوع مصداق دارد زيرا زوج نبايد اصل مشکلات خود را نزد خانواده ها ببرند و بايد به حريم زندگي مشترک خود با هر ۲ خانواده احترام بگذارند.
مرزها، ايجاد شدني است و فقط والدين آگاه و هوشيار مي توانند در سنين کودکي به درستي اين مرزها را به کودک خود بشناسانند. فراموش نکنيد که هميشه مهربان ترين مادران، خودخواه ترين فرزندان را تربيت مي کنند. شناساندن مرزها و آموزش اين حريم ها به کودک و تبعيت او به کمي سرسختي و قاطعيت نياز دارد و کودک بايد اصول تربيتي در اين مرحله را پشت سر بگذارد. او بايد بداند که نمي تواند به بعضي مکان ها وارد شود، بايد از يک سري خواسته هاي غيرمنطقي خود چشم پوشي کند و نبايد به برخي جاها که دوست دارد، سرک بکشد. چنين کودکي در بزرگسالي، فردي مي شود که حريم همسر خود را محترم مي شمارد و براي زندگي مشترک خود و ۲ خانواده هم مرز قايل است.
چنين فردي اجازه نمي دهد رابطه اش با همسر و زندگي مشترک اش تحت تاثير مسائل بي ربط قرار بگيرد و خودش را از مسائلي که دانستن يا ندانستن آن فرقي به حال او ندارد، دور نگه مي دارد.
هنر بخش با اشاره به اين که شناسايي و درک مسائلي که مي تواند به زندگي مشترک مربوط باشد، اهميت بسياري دارد، تصريح مي کند: طبيعي است که وقتي از مرز صحبت مي کنيم منظورمان خط کشي بين افراد نيست بلکه حفظ حريم ها بايد به نحوي انعطاف داشته باشد که بتوان در صورت لزوم به مسائل ورود پيدا کرد. بايد دانست که ۳ مدل مرز در يک رابطه مشترک وجود دارد. تصور کنيد در يک جاده تازه ساخته شده، خط کشي وجود نداشته باشد. راننده چنين جاده اي حريمي براي جاده قايل نيست و به دشواري مي راند. گاهي در جاده فقط خط ممتد کشيده شده و اين جاست که فرد با حريم هاي غيرقابل انعطاف روبه روست. گاهي جاده داراي خطوط منقطع است و راننده اجازه دارد گاهي در طرف ديگر جاده رانندگي کند. اين مرزها در هر رابطه اي وجود دارد و شناسايي مرزهاي انعطاف پذير و انعطاف ناپذير با زوج است.
وي با تاکيد بر اين که اعتماد پديده اي است که يک شبه اتفاق نمي افتد، توضيح مي دهد: اعتماد، فرآيندي است که در طول رابطه مشترک به وجود مي آيد. به عبارت ديگر مجموعه روابط، برخوردها، رفتارها و واکنش هاي زوج با يکديگر در طول زمان به شکل گيري اعتماد مي انجامد. در واقع هر قدر سرمايه گذاري عاطفي زوج با رفتارهاي مثبت بيشتر باشد، اعتماد زودتر و بهتر شکل مي گيرد. خوب است بدانيد هر يک رفتار منفي ۵ رفتار مثبت زن يا مرد را مخدوش مي کند. بنابراين مي بينيد که شکل گيري اعتماد درزندگي مشترک تا چه اندازه زمان بر و تدريجي است و زوج همواره بايد مراقب رفتارهاي خود باشند تا اعتماد طرف مقابل خدشه دار نشود. هر قدر اعتماد بيشتري وجود داشته باشد، بنيان رابطه قوي تر و ثبات آن دراز مدت تر خواهد بود.






