-
یکشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۰
-
تا همین چند سال پیش خانه هایمان قدیمی بود ،اپن نداشت ،مبل نداشت ،ال سی دی نداشت ،آیفون تصویری نداشت اما یک چیزهای دیگری داشت که من واقعا آن ها را به خانه های امروزمان ترجیح و یا شاید هم ترجیه میدادم.
خانه های امروزمان دیگر ایرانی نیستند.آن حجب و حیای خانه ایرانی را ندارند .همه چیز یکجا جلوی چشم همه است .آشپزخانه اپن شده است و در و پیکر ندارد و کامل از پذیرایی دیده میشود.خانم خانه دیگر هیچ آزادی عملی در آن ندارد . آشپزخانه باید تمام و کمال در اختیار خانم باشد اما به لطف سبک های تقلید شده غربی ،خانم باید حواسش هم به حجابش باشد ،هم به این که به اعصاب خودش مسلط باشد در برخورد با آقای خانه وقتی که هی می آید داخل آشپزخانه و در کارهای خانم دخالت میکند :دی .از همه شما خوانندگان معذرت میخواهم اما سرویس بهداشتی هم دقیقا وسط خانه است .روزهای اول که مادربزرگم آمده بود خانه مان مدام غر میزد که این چه وضع خانه است .آن روزها نمی فهمیدم یعنی چه ،اما امروز می فهمم.خب راست میگوید .یعنی چه ؟!
حالا کاش فقط داخل خانه از همه جا دید داشت .در واحد ما که باز باشد تا انتهای اتاق خواب ا ز واحد روبرویی دیده میشود.
خانه های قدیمی را یادتان می آید ؟! اصلا همه قسمت هایش تفکیک شده بود .اندرونی وبیرونی داشت .آشپزخانه که اصلا قسمت جدایی بود.به قول یک کارشناس هر جزش نشات گرفته از حیای ایرانی و اسلامی بود.من هم از همان خانه ها دلم میخواهد.
از همان ها که وقتی وارد خانه میشوی ،همان لحظه اول با آن سر و وضع با مهمان خانه روبرو نمیشوی.میتوانی بروی داخل اتاق خودت و اگر حوصله مهمان را داشتی به خدمتشان برسی :دی.
من همان خانه های قدیمی را میخواهم با یک حیاط و چند درخت و یک حوض کوچک وسط حیاط .دلم یک اتاق میخواهد با یک پنجره چوبی که باز شود به همان حیاط.یک تخت هم بگذاریم توی حیاط تا عصرها رویش بساط چایی پهن کنیم ،اونم چایی دارچین با اسانس گل سرخ :)






