بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

فدك، سايه‏سار حاكميت اهل بيت(ع)

فدك يك رمز است؛ رمزي با مايه‏هاي تاريخي، تفسيري، كلامي، سياسي و حقوقي. فدك حقي است بر باد رفته، نمودي از فزون‏طلبي آنان كه تكيه‏گاهشان "قدرت" است و "سكوت". چون "حاكم"اند پس "حكم" مي‏كنند، و "عامّه" نيز چون رعيّت‏اند پس "سكوت" روا مي‏دارند. فدك فرياد "بانوي آب" است به درازاي تاريخ و به پهناي گيتي، چرا كه او "سيدة نساء العالمين" است. خشم و فريادش نيز هماره در گوش فلك خواهد ماند. فدك، فاطمي است، همان‏گونه كه اسلام ناب، اسلام فاطمي است، و فدك نمادي روشن و جاودان در مبارزه اسلام ناب محمدي(ص) با اسلام دربار اموي.

اين است كه فدك در كلام موسي بن‏جعفر(ع) به گستره همه سرزمينهاي اسلامي است؛ از سمرقند تا عدن، از آنجا تا تونس و تا ارمنستان. اينچنين بود كه فدك را سايه‏سار حاكميت اهل بيت(ع) خوانديم. آنچه مي‏خوانيد شرحي است بر فدك و آنچه بر او گذشت. شرحي كه اگر فرصت و فراغت بيشتري بود مؤلف محترم حتما به گونه‏اي مناسبتر سامان مي‏داد.

* ماجراي مصالحه

از جمله غزواتي كه در سال هفتم هجري به وقوع پيوست، نبرد "خيبر" مي‏باشد. اين فتح به قوت بازوي حضرت علي(ع) انجام يافت.1 گويند رسول اكرم(ص) در بازگشت از جنگ خيبر كه با پيروزي رزمندگان اسلام پايان پذيرفت، محيصة بن‏مسعود انصاري را نزد اهل فدك فرستاد و آنان را به اسلام فرا خواند. رئيس آنان كه يوشع بن‏نون يهودي نام داشت با رسول خدا(ص) صلح نمود و مقرر گرديد نصف فدك را به حضرت محمد(ص) وا گذارند و بدين سان، نيمي از اين مكان خالصه خاتم پيامبران گرديد.2

فدك سرزمين حاصلخيزي در حجاز بود كه در يكصد و چهل كيلومتري شمال مدينه در وادي زيديه واقع بود و چون مسلمانان در به دست آوردن آن پيكاري ننموده و اسبي نتاخته بودند از آن پيامبر(ص) بود. خداوند در قرآن فرموده است:

وَ ما أفاءَ اللّه‏ُ عَلي رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما اَوْ جَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ وَ لكِنَّ اللّه‏ُ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلي مَنْ يَشاءُ وَ اللّه‏ عَلي كُلِّ شي‏ءٍ قَديرُ.3

"و آنچه خدا از دارايي آنها به فرستاده‏اش غنيمت داد، آن نبود كه شما با اسب يا شتري بر آن يورش برده بوديد بلكه خداوند پيامبرانش را بر هر كه بخواهد مسلط مي‏سازد و خدا بر هر چيزي توانايي دارد."

بر اساس مفاد اين آيه شريفه و نيز آيه بعد از آن، فدك به ملك طلق رسول اكرم(ص) در آمد و در اين موضوع تمامي فرق اسلامي اتفاق نظر و وحدت رأي دارند.4

علاوه بر اراضي بسيار سرسبز، باغات خرما و چشمه‏هاي باطراوت بر ارزش فدك مي‏افزود و در برخي منابع خاطرنشان گرديده كه نخلستانهاي آن با درختان خرماي شهر كوفه در قرن ششم هجري برابري مي‏نمود. مجموع عايدات تمامي اين منطقه را از بيست و چهار هزار تا هفتاد هزار دينار طلا نقل نموده‏اند و امكان دارد اين اختلاف در ميزان درآمد آن بر حسب سالهاي متفاوت باشد.5

آنچه كه سبب گرديد يهوديان بدون آنكه به اسلام بگروند نصف اراضي و باغستانهاي فدك را در اختيار رسول اكرم(ص) قرار دهند، پيروزي مسلمانان در نبرد خيبر به فرماندهي حضرت علي(ع) بود كه در قلوب آنان رعب شديدي افكند.1 آنان با پيامبر قرارداد بستند به اين شرط كه برداشت محصول در تمامي اراضي، چه در نيمه سهم خويش و چه در نيمه تفويض شده به رسول اكرم(ص)، به مباشرت آنان باشد و يهوديان نصف محصول چيده شده ملك فدك و بهايش را به آخرين فرستاده الهي بپردازند و هرگاه صلاح اسلام و صوابديد رسول اللّه‏(ص) اقتضا كند، از اين مكان جلاي وطن نموده و پيامبر، معادل املاك و خانه‏هاي آنان ـ در هر كجا كه اراده كند آنها باشند ـ زمين و خانه بدهد. آيه‏اي كه بدان اشارت رفت، همزمان با تصويب اين قرارداد بر حضرت محمد(ص) نازل گرديد.2

از منابع معتبر چنين استنباط مي‏گردد كه فدك از املاك و قريه‏هايي بوده كه با نيروي نظامي مسلمين فتح نشده بلكه آن را شخص پيامبر(ص) بدون دخالت جنگجويان تصاحب فرمود و بنابراين داخل در غنائم مسلمانان نبود كه تمامي آنان در فدك سهيم باشند. احدي از علما و مورّخان مسلمان، در اين موضوع خلافي نقل نكرده است. ياقوت حموي مي‏گويد: فدك دهكده‏اي است بين شهر مدينه و تا آنجا از اين ديار دو روز راه است. و برخي اظهار داشته‏اند سه روزه راه مي‏باشد. در سال هفتم هجرت از طريق صلح و مسالمت به دست پيامبر آمد و خداوند آن را بهره اختصاصي (في‏ء) رسول اللّه‏(ص) قرار داد.3 ابن ابي‏الحديد نيز چنين نظري ارائه داده است.4 ابن‏منظور در اثر مشهور خود اظهار

مي‏دارد: فدك دهكده‏اي است در خيبر و برخي گفته‏اند در حجاز واقع شده و چشمه و نخلستاني دارد كه خداوند آن را به پيامبر خود اختصاص داد.1

* هديه پيامبر(ص)

در كتاب مسند احمد بن‏حنبل، در مورد صله رحم از ابوسعيد خدري نقل شده كه چون آيه "وآت ذاالقربي حقّه"2 نازل گرديد، نبي‏اكرم(ص) خطاب به حضرت زهرا(س) فرمود: اي فاطمه(س) فدك از آن تو است. به موجب اين روايت كه در منابع اهل سنت آمده است فدك به ملك حضرت صديقه طاهره(س) درآمد.

روايت ابوسعيد خدري آن‏قدر معروف و مورد نقل بوده است كه مأمون عباسي كه فدك را تسليم بني فاطمه نمود بدان استناد جست. در تفسسير الدر المنثور، جلال‏الدين سيوطي شافعي مي‏گويد: بزّار از ابي‏يعلي و ابن ابي‏حاتم و ابن‏مردويه از ابي‏سعيد خدري نقل كرده‏اند كه او گفته است: وقتي آيه 26 از سوره اسراء نازل شد. پيامبر(ص) فاطمه(س) را فراخواند و فدك را به وي عطا

فدك سرزمين حاصلخيزي در حجاز بود كه در يكصد و چهل كيلومتري شمال مدينه در وادي زيديه واقع بود و چون مسلمانان در به دست آوردن آن پيكاري ننموده و اسبي نتاخته بودند از آن پيامبر(ص) بود.

فرمود. در اين تفسير ذيل بحث در باره آيه ياد شده، سه روايت ذكر شده كه سه لفظ اعطاء، اقطاع و ايتاء در آنها قابل مشاهده است، و اين سه حديث بر اين واقعيت دلالت دارند كه فدك در تصرف حضرت فاطمه زهرا(س) بوده است3. ابن‏جرير طبري از امام چهارم ـ حضرت زين‏العابدين(ع) ـ نقل نموده كه وقتي آن حضرت وارد شام شدند و مردي شامي به دليل عدم شناختن امام، بناي گستاخي را گذارد، حضرت فرمود: آيا قرآن خوانده‏اي؟ عرض كرد: بلي. امام(ع) فرمود: آيا آيه "و آتِ ذاالقربي حقّه" را خوانده‏اي؟ آن مرد با نهايت تعجب عرضه داشت: شما همگان نزديكان رسول خدا(ص) هستيد كه خداوند بدو فرمان داد حق آنان را ادا كند؟ حضرت فرمود: آري.4

صبحي صالح در واژه‏نامه پاياني خود بر نهج‏البلاغه خود مي‏نويسد: فدك پس از ماجراي خيبر به پيامبر(ص) تعلق گرفت و شيعه همه اجماع دارند كه رسول اكرم(ص) آن را به دختر والامقامش فاطمه(س) عطا نمود ولي نخستين خليفه آن را گرفت و در زمره اموال عمومي قرار داد.

تمامي مسلمين مشاهده مي‏كردند كه در ظرف سه سال، تنها زهراي اطهر(س) در فدك مداخله نمود و آنچه در آمد و عايدي داشت گرد مي‏آورد و به مصرف خود، فقرا و مساكين و نشر فرهنگ قرآن و عترت مي‏رسانيد.

عبدالفتاح عبدالمقصود، در مقدمه‏اي كه بر كتاب "هدي الملة الي انّ فدك نحلة" آية اللّه‏ سيد محمدحسن قزويني نوشته، مي‏گويد: زمين فدك، چه آن را اعطايي پيامبر بدانيم يا ميراث آن حضرت، در هر حال حق مسلم و خالص حضرت زهرا(س) بوده و به هيچ عنوان اين مطلب قابل ترديد نمي‏باشد و اگر در مناقشه خليفه اول با آن بانوي نمونه، دقت شود، چنين استنباط مي‏گردد .

1. لسان‏العرب، ابن‏منظور، ج10، ص473.

2. سوره اسراء، آيه 26.

3. نك: تفسير الدر المنثور، ج4، ص177.

4. اين روايت در كتاب ينابيع المودة آمده است و نيز در تفسير برهان از شيخ صدوق و او به سند خود از امام(ع) و ثعلبي در تفسيرش از سدي از ابن‏ديلمي از امام چهارم آورده‏اند و علامه طباطبايي در بحث روايتي تفسير آيات 23 تا 39 سوره اسري به نقل آن مبادرت نموده است.

كه ادعاي فاطمه(س) مبني بر اعطايي بودن فدك، انكار نمي‏شده و بلكه از پذيرش اظهارات حضرت زهرا(س) بدين جهت امتناع مي‏گرديد؛ كه خليفه اول به تصور خويش بيّنه دخت پيامبر را ناكافي مي‏دانسته و به كيفيت شهود اعتراض داشت نه بر ادعاي آن بانو.

شهيد بزرگوار، حضرت آيت‏اللّه‏ دستغيب در شرح خطبه فدكيه مي‏گويد: پيامبر(ص) فرمود از جبرئيل پرسيدم: منظور از ذي‏القربي (در آيه "وآت ذي‏القربي حقّه") كيست؟ پاسخ داد: حضرت زهرا(س). پيامبر هم فدك و عوالي آن را نحله او نمود.1

حضرت فاطمه زهرا(س) هم در احتجاجي كه با ابوبكر داشت، سهم ذي‏القربي را مطالبه فرمود. زيرا قرآن بر اين مطلب تصريح فرموده است: وَ اَعْلَمُوا اَنَّما غَنِمْتُمْ مِن شي‏ءِ فَاِنَّ للّه‏ِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذيِ‏الْقُرْبي وَ اليَتامي وَ المَساكينَ وَ ابن‏السَّبيلِ ...2

در اين آيه خداوند براي ذوي‏القربي در خمس حقي مشخص فرموده كه بايد بدانها اختصاص يابد و رسول اكرم(ص) در طول حيات پر بركت خويش آن را رعايت مي‏فرمود و قسمتي از خمس را به نزديكان خويش مي‏داد و بخشي را خود برمي‏داشت، و لذا وقتي كه غنايم خيبر را تقسيم مي‏كرد و حق مسلمانان را ادا مي‏فرمود، حصار كتيبه را خمس خدا و پيامبر، ذوي‏القربي، ايتام، مساكين و ابن‏السبيل قرار داد.3 وقتي نجده حروري از عبداللّه‏ بن‏عباس سهم ذوي‏القربي را جويا شد، آن مفسّر نامي و دانشمند امت اسلامي گفت: آن مال نزديكان پيامبر(ص) است كه رسول اللّه‏(ص) بينشان تقسيم مي‏فرمود.4

ابن ابي‏الحديد از فردي به نام ابي‏بكر جوهري نقل كرده كه: خليفه اول، فاطمه و بني‏هاشم را از سهم ذي‏القربي منع كرد و اين حق مسلم را در امور سلاح و لشكر به كار برد!5

مصرف خمس دو نوع متفاوت را در برمي‏گيرد: مصرف ثابت كه سهم خدا، رسول او و يك تن از خويشاوندان فرستاده الهي را شامل مي‏شود و اين سهام سه گانه، هميشه ثابت و استوار است، و يك مصرف غير ثابت كه سهم ايتام و مساكين و ابن‏السبيل بني‏هاشم است، و چون در زمان حيات پيامبر اكرم(ص) از اين نوع دوم كسي را سراغ نداريم، آن حضرت تمام سهم خمس را به مصرف شخصي و ذي‏القربي مي‏رسانيد و نيز به دليل آنكه مصارف مزبور با زهد و قناعت و پرهيز از تبذير و اسراف مي‏گذشت و مازاد وافري داشت در جهت اهداف خداپسندانه و امور خير و خوبي خرج مي‏شد.6

حضرت علي(ع) يار و معاون و برادرخوانده پيامبر بود و بر اساس حلف موازرت پيرو آيه "وانذر عشيرتك الاقربين"7 و پيمان مؤاخات،8 در ميراث رسول خدا(ص) سهيم بود ولي

عبدالفتاح عبدالمقصود: زمين فدك، چه آن را اعطايي پيامبر بدانيم يا ميراث آن حضرت، در هر حال حق مسلم و خالص حضرت زهرا(س) بوده و به هيچ عنوان اين مطلب قابل ترديد نمي‏باشد.

شخصا ادعايي نكرد و صرفا در گواهي فدك شركت نمود كه متأسفانه مورد قبول واقع نگرديد. آن حضرت بر اين واقعيت واقف بود كه دستگاه خلافت مي‏خواهد وي را به لحاظ اوضاع مالي و اقتصادي در تنگنا قرار دهد تا فرصت هرگونه تلاشي از آن بزرگوارِ مظلوم سلب گردد. او به خوبي مشاهده مي‏كرد و با چشم بصيرت مي‏ديد كه بعد از تنازل از حق ولايت و خلافت، بحث كردن در اين مورد مؤثر نخواهد بود و لذا دادرسي را به خداوند حواله نمود و تنها در نامه‏اي به عثمان بن‏حنيف به موضوع فدك اشاره نمود و فرمود:

بَلي كانَتْ في أَيْدينَا فَدكٌ مِنْ كُلِّ ما أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّت عَلَيْها نُفوُسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْها نُفوُسُ قُوْمٍ آخَرينَ وَ نِعْمَ الحَكَمُ اللّه‏ ...9

آري از آنچه آسمان بر آن سايه افكنده تنها فدك در دست ما بود كه مردمي بر آن بخل ورزيدند و نفوسي با سخاوت از آن چشم پوشيدند و بهترين داور، پروردگار است.

در اين سخن زيبا، حضرت، بُخل را به عنوان انگيزه غصب فدك مطرح كرده‏اند و به اينكه در تصرفشان بوده اشاره دارند و تأكيد مي‏كنند كه فدك در اختيار حضرت فاطمه زهرا(س) بوده است. ابن‏ابي‏الحديد ضمن بحث در باره اين جملات مي‏گويد: كلام حضرت، سخن شخص مظلومي است كه از آنچه بر او ستم

پاورقيها:

1. بندگي راز آفرينش، آية اللّه‏ سيد عبدالحسين دستغيب، ج1، ص25.

1. كشف‏الغمّه في معرفة الائمة، علي بن‏عيسي اربلي، ج1، ص284.

1. فدك، آية‏الله سيد محمد حسين قزويني، ص 15.

1. لسان‏العرب، ابن‏منظور، ج10، ص473.

2. سوره اسراء، آيه 26.

2. نك: تاريخ طبري، حوادث سال هفتم هجري.

2. فتوح البلدان، بلاذري، ص44؛ سيره ابن‏هشام، ج2، ص353؛ تاريخ طبري، ج3، ص19.

2. سوره انفال، آيه41.

3. اين واقعيت را طبري در، ج3، ص19 تاريخ خود ذكر نموده است.

3. نك: تفسير الدر المنثور، ج4، ص177.

3. سوره حشر، آيه6.

۳. معجم البلدان، ياقوت حموي، ج4، ص238ـ239.

4 . التنبيه و الاشراف، مسعودي، ص237.

4. شرح نهج‏البلاغه، ج16، ص210.

4. اين روايت در كتاب ينابيع المودة آمده است و نيز در تفسير برهان از شيخ صدوق و او به سند خود از امام(ع) و ثعلبي در تفسيرش از سدي از ابن‏ديلمي از امام چهارم آورده‏اند و علامه طباطبايي در بحث روايتي تفسير آيات 23 تا 39 سوره اسري به نقل آن مبادرت نموده است.

4. بنگريد به مسند احمد حنبل، ج1، ص320.

5. شرح نهج‏البلاغه ابن ابي‏الحديد، ج16، ص230.

5. شرح نهج‏البلاغه، ابن ابي‏الحديد، ج 16، ص 236.

6. سيره علوي، محمدباقر بهبودي، ص35.


 

7. سوره شعراء، آيه 214.

8. در اين مورد نگاه كنيد به مقاله چهاردهم از يادنامه علامه اميني.

9. نهج‏البلاغه، نامه 45.

منابع:

1.كشف‏الغمّه في معرفة الائمة / علي بن‏عيسي اربلي / جلد 1 / صفحه 284

2.فتوح البلدان / بلاذري / صفحه 44

3.سيره ابن‏هشام / جلد 2 / صفحه 353

4.تاريخ طبري / جلد 3 / صفحه 19

5.التنبيه و الاشراف / مسعودي / صفحه 237

6.شرح نهج‏البلاغه / ابن ابي‏الحديد / جلد 16 / صفحه 236

7.فدك / آية‏الله سيد محمد حسين قزويني / صفحه 15

8.معجم البلدان / ياقوت حموي / جلد 4 / صفحه 239-238

9.شرح نهج‏البلاغه / جلد 16 / صفحه 210

10.لسان‏العرب / ابن‏منظور / جلد 10 / صفحه 473

11.تفسير الدر المنثور / جلد 4 / صفحه 177

12.بندگي راز آفرينش / آية اللّه‏ سيد عبدالحسين دستغيب / جلد 1 / صفحه 25

13.مسند احمد حنبل / جلد 1 / صفحه 320

14.سيره علوي / محمدباقر بهبودي / صفحه 35

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532