-
دوشنبه ۴ مهر ۱۳۹۰
-
زيباترين الگوي پوشش در اسلام
آيتالله محسني گركاني
* قسمت هشتم
اعتراف به جرم و خيانت
محمدرضا خلف ناصالح رضاخان اعتراف كرده و مينويسد:
"اقدام رضاشاه موفقيت كامل يافت و متعاقب آن پدرم دستور منع حجاب را صادر كرد، بموجب اين دستور هيچ زن و دوشيزهاي حق پوشيدن چادر و نقاب نداشت. و اگر زني با روبنده و چادر در كوچه ظاهر ميشد پاسبان از او ميخواست كه روبنده خود را بردارد، و اگر امتناع ميكرد چادر او را بر ميداشتند و تا زماني كه پدرم سلطنت ميكرد در سراسر كشور اين منع برقرار بود."
در كتاب درآمدي بر تاريخ بيحجابي در ايران آمده است:
و همچنين: "در اوائل خرداد 1314 يك روز رضاخان هيات دولت را احضار كرد و گفت ما بايد صورتا و سنتا غربي بشويم و بايد در قدم اول كلاهها تبديل به شاپو بشود... و نيز بايد شروع به رفع حجاب زنها نمود، و چون براي عامه مردم دفعتا مشكل است اقدام كنند، شما وزراء و معاونين بايد پيشقدم بشويد، و هفتهاي يك شب با خانمهاي خود در كلوپ ايران مجتمع شويد... و به حكمت وزير فرهنگ دستور داد كه در مدارس زنانه معلمين و دخترها بايد بدون حجاب باشند و اگر زن و يا دختري امتناع كرد او را در مدارس راه ندهند."
در خاطرات صدرالاشراف آمده است:
در اتوبوس زن با حجاب را راه نميدادند، و در معابر پاسبانها از اهانت و كتك زدن به زنهايي كه چادر داشتند با نهايت بيپروائي و بيرحمي فروگزار نميكردند.
حتي بعضي از مامورين به خصوص در شهرها و دهات زنهائي كه پارچه روي سر انداخته بودند، اگر چه چادر معمولي نبود از سر آنها كشيده پاره پاره ميكردند. و اگر زن فرار ميكرد او را تا توي خانهاش تعقيب ميكردند و به اين هم اكتفا نكرده اتاق زنها و صندوق لباس آنها را تفتيش كرده، اگر چادر از هر قبيل ميديدند پاره پاره ميكردند يا به غنيمت ميبردند.
هدايت مينويسد: "پليس دستور داشت روسري را از سر زنها بكشد، روسريها پاره ميشد و اگر ارزش داشت تصاحب ميشد، مدتي زد و خورد بين پليس و زنها دوام داشت" (البته زمينه زدوخوردي نبود زنها قدرتي نداشتند كه در مقابل پليس قسيالقلب رضاخاني مقاومت كنند بلكه از ترس پليس فرار ميكردند تا از مهلكه نجات پيدا كنند).
رضاخان آنچه توانست در تبليغ و تحميل فرهنگ غرب به ملت شريف ايران كوشيد تا آنجا كه حرم مطهر امام هشتم حضرت امام رضا عليهالسلام را بخون مردم بيگناه و معترض به كشف حجاب رنگين ساخت و كشتار خونين مسجد گوهرشاد را بوجود آورد، هم چنانكه پسر ناخلفش محمدرضا مدرسه مباركه فيضيه قم، مركز تحقيقات علوم اسلامي را بخون طلاب رنگين نمود. سياست محمدرضا و برنامهاش همان بود كه پدر معدومش ماموريت ترويج آن را داشت، برداشت چادر از سر زنان مسلمان و رواج دادن بيحجابي و بيعفتي يكي از آنها بود. محمدرضا در كتاب "ماموريت براي وطنم" كه (در واقع ماموريت براي استعمارگران و بيگانگان بود) مينويسد:
"اشغال نظامي ايران در دوره جنگ دوم جهاني و مهاجرت پدرم!! (در حقيقت بايد نگاشته ميشد با تبعيد و فرار پدرم با خفت و خواري) طبعا اجراي برنامههاي وسيعي را كه او براي ترقي و تعالي زنان ايران طرح كرده بود متوقف ساخت و بعلاوه كم كم در افكار و عقايد ترقي خواهان نيز تحولاتي پديد آمد!! رضاشاه اصلاحاتي را كه در وضع اجتماعي زنان ايران بوجود آورده بود، با اعمال قدرت دنبال ميكرد و عاقلانه آن بود كه از آن پس اقدامات اصلاحي با رويه دموكراسي تعقيب شود تا نتيجه عاليتر عايد كشور گردد!
مسئله كشف حجاب نمونهاي از همان اقدامات اصلاحي بود و هنگاميكه پدرم از ايران خارج شد! در اثر پاشيدگي اوضاع در دوران جنگ (بلكه در اثر فرصتي كه پيش آمده بود مردم مسلمان ايران از موقعيت استفاده كرده مقاومت كردند تا حجاب زنان بحال اول برگشت) بعضي از زنان مجددا بوضع اول خود برگشتند و از مقررات كشف حجاب عدول كردند.
ولي من و دولت من از اين تخطي چشمپوشي كرديم و ترجيح داديم كه اين مسئله را به سير طبيعي خويش واگذاريم و براي اجراي آن به اعمال زور متوسل نشويم."
محمدرضا براي به پايان رساندن ماموريت خاضعانه نيمهكاره پدرش متوسل به دو راه به اصطلاح سياسي گرديد:
1 - سياست سركوبگرانه همچون رعب و ترس، تبعيد، زندان و شكنجه با تشكيل سازمان ساواك جهنمي آنچنان فضاي ناامني بوجود آورده بود كه پسر به پدر و پدر به پسر در محيط امن خانواده جرات نميكردند سخني عليه سياست بگويند.
2 - از وسائل تبليغي با روشهاي مدرن و رسانههاي جمعي براي پيشبرد اهداف ضد ديني و شيطاني خود، در ترويج فرهنگ مبتذل غرب بطور گسترده بهره برد، و در اشاعه فرهنگ منحط غرب و تشويق جوانان به آن، و زشت جلوه دادن احكام ديني و تحقير ارزشهاي فرهنگ اسلامي از طريق راديو و تلويزيون بيشترين استفاده را نمود، و فضاي ترس و خوف را حاكم بر جامعه ديني كرد، آن چنان عرصه را بر اهل ايمان تنگ نمود كه مسئولين در ادارات و دانشگاهيان در محيط علمي و آموزش قدرت تظاهر به دينداري نداشتند. محمدرضا با اين روش خصمانه و سياسي، كار را به آنجا كشاند كه به فرموده امام راحل عظيمالشان:
اگر خدا به داد اين ملت نرسيده بود، خوابهائي بسيار وقيحانه براي ملت ديده بودند.
بنابراين بايد مسئله كشف حجاب، در راستاي تهاجم فرهنگي غرب بررسي شود، و بايستي با شاخصترين پديدهها ارزيابي گردد. رضاخان ميخواست با زور و قلدري، و محمدرضا ميخواست با خدعه و نيرنگ سياسي ماموريت خود را انجام دهد، و تا مرز شكستن حريم عفاف و ايجاد شعلههاي خانمانسوز در خانوادهها، و گسترش فحشاء و فساد اخلاق، و رواج موادمخدر پيش رفتند، بگونهاي كه آبرو و حيثيت مردم را بردند، و ثروت خدادادي آنان به چپاول غرب و غربپرستان رفت، اگر در زمان ناصرالدين شاه شكست خوردند، ولي در زمان آن پدر و پسر قراردادهاي متعدد را به ملت تحميل كردند تا آنجا كه بطور رسمي قرارداد ننگين كاپي تولاسيون را به تصويب شاه و مجلس رساندند.
همه اين سلطهگريها استكبار بخاطر متزلزل كردن اساس دين مردم و تضعيف ارزشهاي اسلامي آنان صورت گرفت.
با جدا نمودن آنان از علما و روحانيت از يك طرف و ايجاد اختلاف و انحراف در مراكز حوزههاي علميه از سوي ديگر، طاغوت توانست شكست قرارداد تنباكو را جبران نمايد.
به اين ترتيب بايد براي غربپرستان روشن گردد منظور از تهاجم فرهنگ غرب و خصوصا كشف حجاب از سوي استكبار مقدمه استيلاي وي در سراسر كشور ايران و تصاحب نمودن منابع عظيم ثروت ايران بود.
ما بر اين باوريم كه انگيزههاي اصلي كشف حجاب را علاوه بر زيانهاي معنوي آن در خصوص نكات سياسي آن نيز بايد جستجو كرد.
بر مردم ما بويژه جوانان و دانشگاهيان است كه با هوشمندي خود اجازه ندهند ديگر بار سلطه فرهنگ غرب در كشور جمهوري اسلامي ايران آرام آرام گسترده شود دين و دنياي مردم تباه گردد.
*رضاخان با زور و قلدري و خشونت، و محمدرضا با فريب و خدعه و نيرنگ، ماموريت استعماري خود در مقابله با ارزشهاي ديني و حجاب اسلامي را به مرحله عمل درآوردند
* مامورين رضاخان نه تنها از اهانت و كتك زدن زنان با حجاب در معابر دريغ نميكردند و با زور و خشونت چادر را از سر آنها ميكشيدند، حتي در موارد زيادي پس از فرار آنها، تا داخل خانههايشان به تعقيب ادامه ميدادند و به اتاق زنان وارد ميشدند و صندوق لباسهايشان را تفتيش ميكردند و اگر چادري مييافتند پاره ميكردند!
*محمدرضا پس از تعريف و تمجيد از اقدامات پدرش در مقابله خشونتآميز با حجاب اسلامي، در اثر تغيير شرايط و ضرورت اتخاذ روش جديد و خزنده، اعتراف ميكند: عاقلانه آن بود كه از آن پس، اقدامات اصلاحي با رويه دموكراسي! تعقيب شود تا نتيجه عاليتر عايد كشور گردد!!
مقالات مرتبط:






