بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

در دنياي رسانه هدايت ذهني فرزندانمان را در دست بگيريم

چندين سال است كه نويسندگان و تهيه كنندگان صدا و سيما در ماه مبارك رمضان با دستي پر بر صفحه جادويي تلويزيون ظاهر مي شوند و بازيگران با هنرنمايي و طنازي خود به خلق شخصيت هايي مي پردازند كه نه تنها در قاب چشمان بيندگان جان مي گيرند و ساعتي؛ فقط ساعتي؛ اوقات فراغت آنها را پر مي كنند، بلكه با افكار و آرزوهاي مخاطبان چنان آميخته مي شوند كه قصه هم ذات پنداري و تجربه اعمال و رفتارشان و يا حتي در فازي كوچكتر الگو برداري از تكيه كلام هاي آنها براي بخشي از مخاطبان كه ما از آنها به عنوان نسل سوم يا نسل نوجوان و جوياي تجربه ياد مي كنيم مخاطره آميز است.
اين خطرها مي تواند شكسته شدن حريم زبان و كلام باشد يا رد كردن چراغ قرمزهاي رفتاري و هنجارشكني هاي اجتماعي و به تازگي هم اقدام عليه سلامتي و به خاطر انداختن جان...
امسال در سريال هاي تلويزيوني ماه رمضان كه از شبكه اول و سوم سيما پخش شد؛ شخصيت هايي ايفاي نقش مي كردند كه نماد عيني در اجتماع نداشتند. مثلا شيطان و نريشن هايش، يا ارواح كه براي ذهن پرسشگر و جست و جوگر نوجوان ناشناخته است و كارهايش رمز و رازهايي كه دوست دارد كشفشان كند. در نظر بگيريد براي نوجواني كه شايد قدرت درك مفاهيم اصلي فيلم يا هدف گذاري هاي نويسندگان را در انتقال مفاهيم ندارد؛ ارواح و گشت و گذارهاي آنها؛ دوستي ها و شيطنت هايشان، حضور آنها سر كلاس درس و دانشگاه، سر درآوردن آنها در منازل و مكان هاي محل اشتغالشان و فهميدن نظرات ديگران درباره خودشان، پوشش ارواح كه مثل فردي عادي لباس هاي رنگي تنشان بود و... مي توانست جذاب باشد تا حدي كه دلشان بخواهد آنها هم مدتي اين گونه زندگي كنند و فيلترشكن اسرار جامعه باشند.
البته اينكه ما از رسانه ملي به عنوان بزرگ ترين توليدكننده فرهنگ و آموزه هاي اجتماعي توقع داشته باشيم كه در ساخت و پردازش داستان و فيلمنامه يك اثر تحت عنوان سريال يا فيلم تمام مخاطبان سني خود را در نظر بگيرد كاري سخت و نشدني است. اما اين توقع مي رود كه به قدرت اين رسانه آنقدر توجه داشته باشيم و براي اقشار و گروه هاي سني جامعه آن قدر ارزش قائل باشيم كه در هنگام پخش اين گونه آثار در حداقل ترين صورت ممكن بگويم مخاطبان در چه رنج سني باشند تا خانواده ها نيز با مديريت درست بتوانند بهترين برنامه ها را براي فرزندان خود انتخاب كنند.
محمدمهدي كودك 12 ساله اي كه علاقه زيادي به سريال «پنج كيلومتر تا بهشت» داشت براي تقليد از سريال محبوبش، اقدام به خودكشي كرد تا روحش بتواند چون مينا و اميرحسين از نظر والدين و اطرافيان درباره خودش آگاه شود! محمدمهدي يكي از قربانيان بي توجهي به تفكيك سني مخاطبان برنامه هاي تلويزيوني است.
او سه شنبه هفته گذشته در بازي با برادر كوچكتر خود تصميم گرفت، تبديل به يك روح شود و به مكان هاي مورد علاقه اش سر بزند، غافل از اينكه بازي او سرنوشت شومي به دنبال دارد و در نهايت با روسري خود را خفه كرد كه بر اثر اين حادثه دچار مرگ مغزي شد.
مجتبي حيدري كارشناس ارشد ارتباطات اجتماعي و فيلمساز معتقد است كه ظهور شبكه هاي اجتماعي و تنوع رسانه اي؛ كثرت برنامه هاي مختلف توليدي را در پي داشته است.
رسانه هاي جمعي چون تلويزيون و سينما و شبكه هاي ماهواره اي كه علاوه بر رسالت آموزشي جنبه سرگرمي دارند و طيف مخاطبان زيادي را در سنين مختلف- از نوجوان گرفته تا ميان سال و مسن ترها- زنان و مردان را با موقعيت هاي شغلي و اجتماعي گوناگون دربرمي گيرد. مخاطباني كه هر كدام مي توانند به گونه اي خاص از محتواي برنامه ها تاثير بگيرند! تا جايي كه باز خورد و پس خورد آن براي كودكان و نوجوانان مزاميني چون تقليد و تلقين را با القاي ذهني به جاي قهرمان داستان بودن در پي خواهد داشت.
وي مي گويد: عرضه تصاوير يا مفاهيم محرك، دور از ذهن و گاه خارج از دنياي واقعي و بيشتر خشن و اكتيو براي نوجوانان همه جاي كره خاكي حادثه آفرين است از كودكان اروپايي كه به تقليد از «بتمن» خود را از طبقات آپارتمان ها به پايين مي اندازند تا محمدمهدي كه با انگيزه روح شدن و تجربه رفتاري او دست به عملي خطرناك زده است.
او ادامه مي دهد: اين واقعه تلخ، بازسازي صحنه اي ذهني در عالم واقعيت زندگي است كه مجال زندگي كردن را از محمد مهدي گرفت. اين تراژدي با زباني تلخ به ما گوشزد مي كند كه مسئولان و متوليان امور فرهنگي بايد در هدايت رسانه و توجه به نقش اثربخش توليدات رسانه اي بر ذهن كودكان و نوجوانان، از مرحله نويسندگي كه اسكله داستان كه بار محتوايي آن را بر دوش مي كشد تا مرحله كارگرداني و عرضه نهايي فيلم يا سريال كه مخاطب در مسير داستان قرار مي گيرد؛ دقت بيشتري داشته باشند.
اين كارشناس ارشد ارتباطات اجتماعي با تاكيد بر اهميت مديريت رسانه اي از طرف والدين مي گويد: در رخ دادن اين گونه اتفاقات فقط رسانه در مظان اتهام نيست. چرا كه براي پيش گيري از اين گونه اتفاقات نقش خانواده در راهنمايي فرزندان و چگونگي انتخاب برنامه هاي مفيد و متناسب با سنشان بسيار مهم است.
محمدعلي الستي، جامعه شناس ارتباطات و استاد دانشگاه نيز مي گويد: در علوم ارتباطات اجتماعي اصطلاح تخصصي به نام سواد رسانه اي است. همچنين سواد رسانه اي ملاك و معياري است كه نشان مي دهد مخاطب رسانه تا چه حد قدرت تشخيص، تجزيه و تحليل پيام آن رسانه دارد. در شرايطي كه به هر علت مخاطبين آمادگي درك محتوي پيام را نداشته باشند احتمال سوءبرداشت از آن اثر رسانه اي وجود دارد. به عنوان مثال در مورد اتفاقي كه افتاده پيداست مخاطب نوجوان قدرت تشخيص پيام اثر را نداشته و به همين دليل دچار اشتباه شده است. البته پدر، مادر و ساير اولياء و سرپرستان مي بايست كودك و نوجوان را همراهي كنند و در مورد آن اثر، وي را راهنمايي نمايند و اصولا بايد آثار تلويزيوني مثل هر اثر رسانه اي ديگر براي مخاطب مناسب طبقه بندي شود و در ابتداي اثر مشخص شود اين برنامه براي كدام رده هاي سني مناسب است.
البته پخش اين سريال در ماه مبارك رمضان آنهم در مواقعي كه تمام گروه هاي سني به تماشاي اين برنامه مي نشستند بسيار اشتباه بود چون با توجه به اينكه برخي والدين حتي اين سريال را براي فرزندانشان توضيح هم مي دادند باز هم كودك با توهماتي مواجه مي شود كه فرق بين واقعيت و رويا را نمي تواند تشخيص دهد.
دكتر حاجي محمد احمدي، عضو هيئت علمي گروه ارتباطات معتقد است: در واقع سازندگان اين فيلم ها بايد براساس نيازهاي مخاطب اقدام كنند و مي بايست ظرفيت هاي مخاطبان در برنامه هاي تلويزيوني را مورد بررسي قرار مي دادند و در اين سريال نبايد مخاطبان عام مدنظر قرار مي گرفتند. در صورتي كه مي بايست اين برنامه به صورت خاص با يك پيش نويس به والدين نشان مي داد كه زير 15 سال نبايد اين برنامه را تماشا كنند. در واقع سازندگان اين فيلم ها مي بايست محدوده اي مشخص براي اين سريال در نظر مي گرفتند و با زيرنويس به والدين نشان مي دادند كه اين فيلم مختص بزرگسالان است.
وي ادامه مي دهد: از آنجا كه كودكان و نوجوانان با تماشاي سريال هايي از اين نوع مرز بين واقعيت و رويا را تشخيص نمي دهند و اين قشر را از واقعيت زندگي دور مي كند و كودكان نوجوانان را به راحتي به تخيل و ماوراء مي برد و در نتيجه كودكان و نوجوانان با مسائلي كه در زندگي برايشان پيش مي آيد به صورت سطحي برخورد مي كنند و با از دست دادن واقعيت دچار بي تفاوتي، بي آلايشي از وضعيت بيرون مي شوند.
دكتر حاجي محمد احمدي به نكته جالبي اشاره مي كند كه اين سريال با اثرات سويي كه بر روي مخاطب مي گذارد سبب شكاف بين نسل ها نيز مي شود.
وي اشاره مي كند: از آنجا كه سريال مرز بين واقعيت و رويا را مشخص نكرده است و همچنين كودك نوجوان با تداعي اين سريال در ذهنشان در ارتباط با همنوعان و همسالان خود دچار مشكلات مي شوند چون اين مرز را نمي توانند تشخيص دهند. به عبارت ديگر نگاه كردن به فيلم هايي كه مختص بزرگسالان است براي كودكان و نوجوانان بسيار مضر است چون تصور غيرواقعي را از باورهاي ديني و معنوي به كودكان و نوجوانان نشان مي داد.گفتني است آنچه كه مورد توجه مخاطبان در اين سريال بود انيميشن و جنبه هاي تخيلي فيلم بود كه فرق ميان خواب و رويا را از هم تفكيك نمي كرد و مخاطب هميشه با خود اين سؤال را تداعي مي كرد كه جنبه هاي معنوي فيلم برگرفته از چه كتاب و منبعي ساخته شده است. اما براستي كدام يك از دو سر اين قضيه در اتفاقي كه براي محمد مهدي افتاد بيشترين كوتاهي را داشته اند. مديريت رسانه از سمت متوليان يا نظارت خانواده... حتي خود كودك كدام يك؟
فربد فدايي روان پزشك؛ در ابتداي كلام به آيه قرآن در جواب اعراب كه از حضرت محمد(ص) درباره روح مي پرسيدند اشاره مي كند: «از تو درباره روح مي پرسند بگو كه روح امري است مربوط به پروردگار من و از علم جز اندكي به انسان داده نشده است.»
وي ادامه مي دهد: قبل از وارد شدن به بحث مورد نظر بايد بگويم: علم انسان در رابطه با روح بسيار نازل است ما هم به عنوان روان پزشك با روان افراد سروكار داريم و آگاهي و صلاحيت ما به آن اندازه نيست كه درباره روح صحبت كنيم.آقاي دكتر ادامه مي دهد: اما ساخت فيلم ها و سريال ها با مضامين روح در همه جاي دنيا سابقه دارد و هر كسي با توجه به ديدگاه ذهني و آموزه هاي معنوي خود با استفاده از رسانه هاي هنري به اين مقوله مي پردازد مي توان گفت: «هر كسي از ظن خود شد يار من» و من شخصا هيچ كدام را به طور كلي بد و خوب نمي دانم.
اين روانپزشك با تأكيد بر تأثيرگذاري سينما و تلويزيون بر روي عقايد و افكار انسانها ادامه مي دهد: در كشورهاي اروپايي ساليانه ميلياردها دلار براي تبليغ كالاها سرمايه گذاري مي شود چرا كه آنها مي دانند تبليغ تا چند اندازه برافكار مخاطبان تأثيرگذار است و هر چقدر كه ذهن و رفتار خام تر و ناپخته تر باشد اين تأثيرپذيري بيشتر خواهد بود و در اين ميان كودكان و نوجوانان بيشترين تأثيرها را خواهند گرفت.
وي مي گويد: از اين رو در رسانه هاي غربي براي ديدن فيلم ها گروه سني قرار داده اند و اين را به خانواده ها اطلاع رساني مي كنند تا با مديريت درست هدايت ذهني فرزندان خود را در دست بگيرند. من اميدوارم كه اين مسئله در كشور ما هم مورد توجه قرار بگيرد.
فريد فدايي با تأكيد بر اينكه طبيعت هنرمندان را نمي توان در جنبه هايي كه اخلاقيات زيرپاگذاشته نشده است محدود كرد ادامه مي دهد: هنر و هنرمند را در مسئله اي كه جنبه ضداخلاقي ندارد نبايد و نمي شود منع كرد در اين صورت بسياري از آثار فاخر ادبيات بايد نهي شود از اين رو پدرها و مادرها بايد در درجه اول مراقب فرزندان خود باشند و دقت كنند كه چه برنامه اي را مي بينند يا با صحبت منطقي وي را از ديدن برنامه نامناسب سنش منع كنند يا در غير اين صورت در تمامي لحظات و صحنه ها در كنار فرزند خود باشند و با توضيحات كافي صحنه ها و موقعيت ها را برايش ملموس و قابل فهم كنند.
آقاي دكتر با اشاره به چند مورد اتفاقات مشابه با حادثه اي كه براي محمد مهدي پيش آمده است مي گويد: كودكان نمي توانند بين واقعيت و خيال فرق قائل شوند و اين مهم ترين مسئله اي است كه بايد مورد توجه خانواده ها و سازندگان برنامه هاي تلويزيوني باشد دختر بچه اي در اروپا در تقليد از جنايتكار يك فيلم خرده شيشه در غذاي خانواده مي ريزد و كودكي از ساختمان مي پرد و پسر بچه اي خود را خفه مي كند...
براي پيشگيري از چنين اعمالي كه بيشتر از كودكان و تا حدي نوجوانان سرمي زند بهتر است براي برنامه هاي تلويزيوني رده سني در نظر بگيريم يا تأسيس شبكه هاي مخصوص كودكان و نوجوانان و بزرگ سالان حتي با مشخص كردن جنسيت دختر يا پسر و توليد برنامه هاي تفريحي و سرگرمي و آموزشي متناسب با سن و جنس آنها، مديريت و هدايت درستي در برنامه هاي تلويزيوني و مخاطبان آن به وجود آوريم.

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532