-
سه شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۰
-
غرب به خوبي مي داند که به علت باور عميق ملت ايران به مسائل مذهبي و فرهنگي نمي توان به
طريق مستقيم و به مانند گذشته اين باورها را مورد حمله قرار دهد.از اين رو سعي کرده است از طريق ساخت برنامه هايي به ظاهر جذاب اين عمل را صورت دهد.شبکه هايي مانند فارسي 1 و من و تو نمادي از اين حمله غير مستقيم غرب به باورهاي مذهبي مردم محسوب مي شود.
در اين خصوص لازم است خانواده ها هشياري خود را حفظ کنند.
برخي از خانواده ها به رغم اعتقاداتي که دارند فريب اين شبکه ها را خورده و با توجيهاتي نادرست از جمله اينکه "مي توان به نکات مثبت اين برنامه ها توجه کرد و به نکات منفي آن بي توجه بود!"خود و فرزندانشان را وارد دام ساخته شده به دست غرب مي کنند.
در اين ميان الگوپذيري بخشي از خانواده ها از غرب جاي بسي تاسف دارد .امروز در جهان غرب، اركان خانواده، درهم شكسته و نهادي به عنوان خانواده تقريبا از بين رفته يا درحال اضمحلال است، زيرا ماهيت فرهنگ و تمدن مادي غرب، انسان غربي را به اين نقطه وحشتناك رسانده است. در محيط زندگي غربي ها، صفا، صميميت، ايثار، صله رحم، رعايت حقوق والدين و امثال اين ارزش ها كه نطفه اش در نهاد اجتماعي خانواده بسته مي شود، به خاطر متلاشي شدن خانواده آسيب جدي ديده است. واقعيت امر اين است كه با تشديد هجمه هاي فرهنگي دشمنان در راستاي هنجار زدايي از جوامع كه از طريق توليد محصولات ضدفرهنگي و سريالهاي ظاهرا جذاب و در حقيقت مخرب صورت ميگيرد، جامعه اكنون بيشتر از هر زماني نيازبه مشاوره و رويارويي تخصصي با مسائل و مشكلات دارد.در اين خصوص خانواده ها بايد به مشاوره به عنوان يك نياز مستمر در امور و راهكار ثابت شده مفيد در مسائل نگاه كنند.اساسا مشاوره امري مطلوب و پسنديده است و ميتوان به صراحت عنوان كرد كه بهترين راه ممكن در راستاي تقويت بنيان خانواده ها در عصر حاضر بهره مندي از راهنمايي ها و مشاورههاي سودمند است. مشاوره مي تواند ضمن بهره مندي در مراجعات زوجين، زمينه آسيبشناسي و بهره مندي علمي از اين اطلاعات را توسط مشاورين فراهم آورد.همچنين فرزندان نيز مي توانند با مراجعه به مراكز مشاوره روابط خود و ديگر اعضاي خانواده مخصوصا والدين را تنظيم و بازتعريفي دوباره كنند.اگر در خانواده اي روابط و مناسبات از حالت طبيعي خارج شده و به ورطه افراط يا تفريط بيفتد شاهد بروز ناهنجاري هاي مزمن در اين نهاد مقدس و مهم خواهيم بود.
بخشي از فرهنگ سازي سالم در خانواده ها و راهنمايي در اين چارچوب بر عهده مسئولين و بخش عمده،يعني بخش اجرايي آن بر عهده خود
خانواده هاست.در اين خصوص مشاوره خانواده امري ضروي محسوب مي شود و خانواده ها نيز بايد خود را نسبت به اين مشاوره ها مشتاق نشان دهند.بسياري از خانواده ها پيچيدگي ها و آسيبهاي اجتماعي و فردي كه مي تواند گريبانگير فرزندانشان شود را درك نمي كنند و در اين خصوص لازم است آگاه شوند.در اين ميان برنامه هاي رسانه هاي عمومي و مخصوصا صدا و سيما نقش بسيار موثري بر عهده خواهد داشت.
در اين خصوص تلاشهاي زيادي طي سالهاي اخير صورت گرفته است اما لازم است اين تلاشها به صورتي هدفمند و موثر تعريف شود.ساخت برنامه هايي كه بتواند از نزديك خانواده ها را در جريان نيازهاي فرزندان و آسيبهاي اجتماع قرار داده و سپس نحوه تعامل موثر ميان اعضاي خانواده يا يكديگر را بياموزد بسيار مهم تلقي مي گردد.انجام مشاوره هاي خانواده بايد در جامعه جدي گرفته شده وبه فرهنگ تبديل شود.
بسياري از خانواده هايي كه فرزندان آنها دچار ناهنجاري شده اند،سعي دارند ريشه اين ناهنجاري را در درون اجتماع جستجو كنند و در اين خصوص توجهي به نقش خود و خانواده در بروز ناهنجاريها نميكنند.اما اين مسئله به هيچ عنوان صحيح نيست و خانواده مستحكم و
قاعدهمند مي تواند فرزنداني مستحكم پرورش دهد.واقعيت امر اين است كه اگر خانواده داراي اركان قدرتمند نباشد و پايه هاي آن سست باشد يا اينكه فرد داراي خانواده اي از هم گسيخته باشد ،فرزند مي تواند پس از رسيدن به سن بلوغ در معرض آسيبهايي ملموس قرار گيرد.برخي افراد نيز در نبود خانواده اي كه بتوانند معضلات خود را در پناه آن حل كنند در دام شبكه هاي منحرف اجتماعي گرفتار شده و به ندرت از ارزشهاي انساني فاصله مي گيرند.همچنين خانواده نقش مهمي در بازگشت فرزندان از برخي راههاي خطاي رفته ايفا مي كنند.به عبارت بهتر،خانواده هم در عرصه پيشگيري از بحرانهاي اجتماعي و هم در عرصه درمان اين بحرانها اصلي ترين نقش را دارد.بديهي است كه يك خانواده اصيل و محكم
هيچگاه اجازه سوق يافتن فرزندان به سوي بحرانهاي اجتماعي را نمي دهد،اما برخي خانواده ها نيز پس از مواجهه با آسيبهاي فردي و اجتماعي تبلور يافته در درون فرزندانشان به خود آمده و مشي خود را به سمت و سوي رويه اي مثبت و تعامل برانگيز تغيير مي دهند.اين تغيير مشي در نوع خود قابل تحسين است هرچند كه بايد از ابتدا فرزندان را بر اساس اصول و چارچوبهايي محكم پرورش داد و آسيب شناسي و بهره مندي علمي از اين اطلاعات را توسط مشاورين فراهم آورد.همچنين فرزندان نيز مي توانند با مراجعه به مراكز مشاوره روابط خود و ديگر اعضاي خانواده مخصوصا والدين را تنظيم و بازتعريفي دوباره كنند.
اگر در خانواده اي روابط و مناسبات از حالت طبيعي خارج شده و به ورطه افراط يا تفريط بيفتد شاهد بروز ناهنجاري هاي مزمن در اين نهاد مقدس و مهم خواهيم بود.تاكيد دين مبين اسلام بر اصالت نهاد خانواده نيز به همين دليل است .غرب دريافته است كه در راستاي تزريق انحرافات در جوامع اسلامي بهترين راه تضعيف نهاد خانواده از طريق يك جنگ فرهنگي است.
در اين الگوي غربي روابط نامشروع و ناهنجاري هاي ديگر به عنوان نماد آزادي و رهايي شناخته شده و روابط ميان افراد در يك حباب تعريف مي شود.حبابي كه چارچوبي براي آن متصور نيست و در نهايت فرد و اجتماع را زمينگير خواهد كرد.به عبارت بهتر غرب نسخه اي را كه سبب انحراف و كژرويهاي خود شده است مي خواهد به عنوان نسخه اي شفابخش!ارائه داده و به تزئين ظاهري آن بپردازد.






