-
دوشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۰
-
¤ خانواده، خاكي حاصلخيز براي پرورش انسان هاي بالغ است. (انسان بالغ كسي است كه تفاوت ميان خود و ديگران را درك مي كند و از هويت مستقل برخوردار است) مقررات حاكم بر خانواده هاي موفق بيانگر آن است كه زن و شوهر از تفاوت هاي رفتاري، ارتباطي و نگرشي خانواده خود كاملا آگاهند و آنها را بدون تعصب مي پذيرند.
براي تشكيل خانواده اي با ثبات به عنوان پايه هاي يك جامعه سالم ضروري است جواناني كه تازه تشكيل زندگي مي دهند نقش خود را به درستي ايفا كنند.
به همين دليل تربيت صحيح وكامل فرزند و آماده كردن او براي يك انتخاب درست درمرحله ازدواج و توجه به ابعاد مختلف رواني، انساني، اجتماعي و شخصيتي فرزندمان در زندگي بسيار مهم است.
دكتر جف اندرو روانشناس مركز مطالعات خانواده درپنسيلوانيا معتقد است كه خانواده متعادل و موفق مجموعه اي است كه درآن، همه اعضا موفق هستند و همه مناسبات بين فرزندان جوان و والدين روال طبيعي دارد. اعضاي اين خانواده مي توانند از قدرت انساني خود براي مشاركت، تعاون و پاسخ به نيازهاي جمعي و فردي استفاده كنند. درنظام سالم خانوادگي نقش ها انعطاف پذير است و دست به دست مي چرخد. حركت آرام و آهسته است.
البته براي رسيدن به يك خانواده سالم بايد به چند نكته نيز توجه داشت. خانواده واحدي براي رشد و بقاست. مكاني است كه نيازهاي احساسي و عاطفي همه اعضا درآن تامين مي شود. درخانواده سالم رشد و پيشرفت همه اعضاي آن مدنظر است و درآن عزت نفس ايجاد مي شود.
كانوني مهم براي جامعه اي است كه مي خواهد دوام داشته باشد و به طور يقين خانواده، خاكي حاصلخيز براي پرورش انسان هاي بالغ است. (انسان بالغ كسي است كه تفاوت ميان خود و ديگران را درك مي كند و از هويت مستقل برخوردار است) مقررات حاكم بر خانواده هاي موفق بيانگر آن است كه زن و شوهر از تفاوت هاي رفتاري، ارتباطي و نگرشي خانواده خود كاملا آگاهند و آنها را بدون تعصب مي پذيرند.
منطقي بودن را
آموزش دهيم
زن و شوهر هر كدام براي يافتن راه حل هاي مسالمت آميز قدم برمي دارند. ظرفيت قبول تفاوت و روبه رو كردن منطقي فرزندانشان بخصوص در دوره جواني با تضادها و اختلاف ها، نشانه صميميت خانواده سالم است. اختلاف سازنده چنانچه مورد استفاده درست قرارگيرد، سازنده و مفيد خواهد بود.
در يك ازدواج موفق، زن و شوهر متعهدند كه بر سر تفاوت خود به توافق برسند و با اختلافات برخورد منصفانه داشته باشند.
تربيت صحيح درخانواده
خانواده محل انتقال سنت ها، باورها و انواع مختلف شناخت هاست. از شيوه غذا خوردن تا افكار اقتصادي و سياسي بنابراين نخستين قدم هاي اجتماعي شدن را نوجوان درخانواده برمي دارد و به موجودي اجتماعي تبديل مي شود. خانواده با اسم خانوادگي گذاشتن به كودك او را در مسير و شبكه خويشاوندي قرارمي دهد بنابر اين خانواده نخستين هويت اجتماعي فرد را فراهم مي آورد.
موقعيت اجتماعي والدين، موقعيت اجتماعي فرزند را در 20 سال اول زندگي تعيين مي كند. خانواده با الگو قرارگرفتن به او مي آموزد خود را در آينه چشم پدر و مادر تماشا كند. درخانواده است كه نخستين بار خود را مي بينيم و احساس صميميت را درك مي كنيم. مي آموزيم كه احساس چيست و چگونه مي توانيم آن را ابراز كنيم و اين پدر و مادر هستند كه احساسات قابل قبول و موضوع را مشخص مي سازند، اجازه ها را صادر مي كنند.
رشد ما درخانواده بيشتر متأثر از همين ارزشگذاري ها و گرايش هاي اخلاقي، عاطفي و اجتماعي است. از اين رو خانواده ها به عنوان يكي از عوامل مؤثر در رشد كودك، دركنار ساير عوامل قرار مي گيرد.
بنابراين چگونگي رشد و تربيت جوان در خانواده، در چگونگي شكل گيري يك خانواده سالم و ايده آل نقش پررنگي دارد.
همسران جوان براي ايجاد همدلي با يكديگر نياز به فرصت هايي در ابتداي زندگي زناشويي دارند. بنابراين به موازات ايجاد اين همدلي و حتي براي بوجودآوردن آن بايد براي يكديگر در حكم آيينه اي باشند كه هم خوبي ها و هم نارسايي ها را نشان دهند و براي بهتر زيستن خود تلاش مشترك داشته باشند.
زندگي هدف دار بادوام است
زندگي مشترك بدون وجود ارزش ها و اهداف متعالي بادوام نيست. بنابراين همسران جوان بايد اساس تشكيل خانواده را رسيدن به چنين اهدافي قرار دهند. حتي اگر بدون توجه به چنين اهدافي زندگي خانوادگي را آغاز كردند باز هم بايد براي رسيدن به اهداف متعالي تلاش كنند.
دوهمسر در زندگي بايد از عزت نفس و احترام برخوردار باشند. هيچ دختر و پسر جواني نمي توانند با انگيزه توجه به خود و احساس برتري نسبت به همسر وارد زندگي مشترك شوند و انتظار شيرين كامي و موفقيت داشته باشتد. ممكن است در ابتداي زندگي مشترك اين نحوه رفتار بين دو همسر وجود نداشته باشد و هركدام سعي كنند با احترام به ديگري حرمت نفس او را حفظ كند، اما چنين رويه اي بايد به مرور در روابط متقابل آنان به وجود آيد. مرد و زن جوان در صورتي مي توانند چنين رويه اي را در رابطه با يكديگر پيش بگيرند كه خود بزرگ منش و داراي عزت نفس باشند و يا همزمان آن را در خود تقويت كنند.
از آنجا كه زوج هاي جوان، هركدام در خانواده پدري روابط خانوادگي و اجتماعي متعددي داشته اند، اين روابط تا مدتها بر رابطه مشترك آنها تأثير مي گذارد. بنابراين هركدام مراقب باشند تا همراه با احترام به ديگري، فاميل و اطرافيان او را نيز مورد احترام قرار دهد.
منعطف باش
در يك خانواده نبايد انديشه ها و احساس هاي زوجين حالت راكد و منجمد داشته باشد. خشكي، سردي و تغييرناپذيري در روحيات با ايجاد حالت تعادل و استحكام در خانواده سازگار نيست، چون راه را بر هرگونه بازنگري نسبت به اعمال و افكار درست مي بندد.
زن و مرد در عين حال كه داراي اصول و اهداف ثابت و معيني هستند بايد در روابط با يكديگر انعطاف و بردباري داشته باشند. دارابودن روحيه انعطاف در بسياري مواقع مي تواند تنش ها و سختي هاي پيش آمده در فضاي خانواده را كاهش دهد. مثلا هنگامي كه همسر شما خشمگين و عصباني است، خونسردي شما مي تواند در فروكش كردن اين عصبانيت موثر باشد و در زمان ديگري اتخاذ چنين روشي توسط او نيز مي تواند خشم احتمالي شما را فروكش كند.
زن و شوهر هنگامي كه يكي از آنها در فشار و سختي قرارمي گيرد بايد بتوانند نقش كمك و يار را براي يكديگر ايفا كنند. اين روحيه هم براي مرد و هم براي زن لازم است. براي زن، شوهرداري به معناي صحيح گاهي از اوقات همدلي و همراهي با شوهر در سختي ها و مشكلات است كه در حسن رفتار و مديريت خانواده تجلي مي يابد و يك مرد نيز با مشاركت جدي در كارهاي همسر خود، هنگامي كه امور خانه، او را دچار خستگي مي كند چنين نقشي را ايفا نمايد.
سعي كنيد آگاه شويد
انجام هركاري به مهارت و دانش نياز دارد. يعني براي همسر تواناشدن، بايد دانايي ها، دانش ها و مهارت هاي لازم را كسب كرد. از اين رو توصيه مي شود با مطالعه كتاب هاي مربوط به تعليم و تربيت، روانشناسي خانواده و با شركت درجلسه هاي آموزش خانواده به دانش و مهارت خود بيفزاييد.
جوان هايي كه تازه ازدواج مي كنند بايد مهارت هاي ارتباطي را براي بهبود روابط خود بياموزند و در فضايي سرشار از حسن تفاهم و حسن نظر به حل و فصل مسائل خود بپردازند. برخي از اين مهارت ها، فعالانه به حرف هاي يكديگر گوش كردن، تشريك مساعي و مشورت كردن، به عقيده يكديگر احترام گذاشتن و پذيرفتن يكديگر است.
محكم شدن يك ازدواج، علاقه به داشتن يك زندگي سالم، ايجاد يك كانون گرم و صميمي و نائل شدن به تفاهم مسئوليت همه اعضاي خانواده به ويژه زن و شوهر است. از اين رو مي توان گفت كه حل مسائل زناشويي و خانوادگي مستلزم كوشش همه جانبه اعضاي خانواده بويژه زوج خانواده است.
وقتي در زندگي اختلاف نظر و يا سوءتفاهمي بروز مي كند، به جاي سرزنش كردن يكديگر و تفسير نادرست، به شناسايي مسئله، علت يابي و سرانجام راهيابي آن بپردازد.
- لازمه ايجاد، حفظ و استقرار زندگي سالم، داشتن تعهد، وفاداري، اعتقاد، انصاف و صميميت، پذيرش، تفاهم و اعتماد متقابل است. با رعايت اين اصول نسبت به همسرتان احساس مسئوليت كنيد وخانواده را به فضايي سرشار از امنيت رواني و عاطفي تبديل نماييد.
مورد تأييد واقع شدن، مورد توجه و محبت قرارگرفتن از نيازهاي اساسي انسان است. سعي كنيد در روابط زناشويي به نوعي و به طريقي رفتارهاي مطلوب همسرتان را مورد توجه قراردهيد و تأييد كنيد.
همسر شما بايد بفهمد كه براي او ارزش قائل هستيد. تشويق، تأييد و بيان نكات مثبت بايد به طور آشكار و در جمع باشد و تذكرات نكات منفي و انتقاد بايد به طور محرمانه و در تنهايي صورت گيرد.
- گاهي ميان زوج هاي جوان پيام هايي رد و بدل مي شود كه به درستي درك نمي گردد. زيرا برخي از پيام ها مبهم هستند و هركس مي تواند آنها را به گونه اي مثبت يا منفي تفسير كند. بايد به صراحت و با وضوح از طرف مقابل تان سؤال كنيد يا از او توضيح بيشتر بخواهيد تا اشكال رفع شود و ابهامي درميان نباشد.
راه حل عمده مسائل و مشكلات شروع زندگي، اصلاح نگرش و شيوه برخورد تصحيح انتظارات براساس توان يكديگر است. حتما زمان مشخصي را در روز يا در هفته براي گفت وگو درباره مسائل و مشكلات و روشن كردن انتظارات از يكديگر اختصاص دهيد.
گاهي زوج هاي جوان از يك مسئله دو برداشت كاملا متفاوت دارند. اما آنها را با يكديگر مطرح نمي كنند و يا نمي خواهند كه اين برداشت هاي متفاوت را درك كنند و در نتيجه بروز يك مسئله ساده ممكن است به يك بحران تبديل شود. شما بايد سعي كنيد كه برداشت هاي يكديگر از مسئله را جويا شويد.
براي شناخت ريشه اختلافهاي زندگي بايد با روان شناسي يكديگر آشنا شد و فهميد كه زن يا مرد به چه اموري بها مي دهند و نظام ارزش هاي آنها چيست. به طور معمول زن به وابسته بودن، كسب امنيت عاطفي و مورد حمايت واقع شدن اهميت مي دهد. درحالي كه مرد مي خواهد مستقل و خودمختار باشد و براي آزادي عمل ارزش قائل است. چاره كار هم اين است كه دو طرف از خود انعطاف نشان دهند و به آگاهي برسند.
- زوج هاي جوان موظفند خود را در برابر يكديگر آراسته و پاكيزه و جالب توجه نگه دارند و از پريشاني و وضع نامرتب اجتناب كنند.
- نبايد زوج ها تفاوت هاي فردي موجود يكديگر را با فرد ديگري مقايسه كنند. نكته مهم اين است كه زوج ها بايد حاضر شوند اين تفاوت ها را درك كنند و اختلافهاي زناشويي را در يك فضاي محرمانه و صميمانه مطرح كنند و معتقد باشند كه مي شود و مي توان به تفاهم رسيد و يك ارتباط سالم برقرار كرد.






