-
سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۰
-
کارشناسان اجتماعي دلايل بسياري را مطرح مي کنند که در تمايل نداشتن دختران به تشکيل خانواده موثر است؛ يکي از مهم ترين آن ها علاقه دختران به تحصيلات عاليه و داشتن استقلال مالي است. از ديگر دلايلي که سبب تاخير در ازدواج و گرايش به تجرد مي شود، تغيير الگوي زندگي مشترک است. به اين معنا که نسل هاي قبلي براي شروع زندگي به استقلال نياز نداشتند، اما رفته رفته اين الگو تغيير کرد و امروزه کمتر کسي است که خواهان زندگي صد در صد مستقل نباشد. برخي نيز بر اين عقيده اند که خانواده ها بر خلاف گذشته، فرزندان خود را به ازدواج تشويق نمي کنند و يا نفوذ خود را براي وادار کردن جوانان به تشکيل زندگي از دست داده اند. همچنين در موارد بسياري، خود خانواده عامل بازدارنده ازدواج محسوب مي شود، چراکه ملاک ها و ديدگاه هاي اين خانواده ها به سوي ماديات متمايل شده است. اين خانواده ها در امر ازدواج فرزندانشان چنان سخت گيري مي کنند که در نهايت جوانان تصميم مي گيرند به کلي قيد اين امر را بزنند.رئيس انجمن علمي مددکاران ايران بر اين عقيده است که مردم ديد منفي خود را نسبت به زندگي مجردي دختران از دست داده اند. او در اين باره مي گويد: «با کوچک کردن خانه ها و يک يا دو خوابه کردن آن ها ديگر خانه ها جايگاهي براي بچه هاي ۱۵ ساله به بالا نيست و اين موضوع باعث مي شود تا در چند سال آينده بچه هاي بالاي ۱۵ سال به دنبال خانه بگردند.» به اعتقاد وي جوانان در خانه هاي مستقل زندگي مي کنند زيرا طرز فکر آنان تغيير کرده است؛ که همين مي تواند استقلال آنان را افزايش دهد.
اردشير انتظاري، استاد دانشگاه علامه طباطبايي بر اين باور است که دختران ديپلمه بيشتر فرصت ازدواج دارند تا دختران ليسانس. او در اين باره مي گويد: «وقتي شاهد زياد شدن تعداد دختران تحصيل کرده باشيم، به جايي مي رسيم که اساسا ديگر ازدواج برايشان اتفاق نمي افتد و اين دختران به مرحله تجرد قطعي مي رسند. تجرد قطعي مشکلي است که در حال حاضر در جامعه به وجود آمده است چرا که دختران زيادي داريم که تحصيل کرده و شاغل هستند، ولي مجردند.»اين آسيب شناس اجتماعي طرح آمايش جنسيتي در دانشگاه ها را راهي براي مقابله با اين مشکل مي داند. بدين معنا که ترتيبي اتخاذ شود تا ميزان دانشجويان دختر و پسر در مقطع کارشناسي برابر شود. اين در حالي است که معاون پژوهشي مرکز مطالعات جمعيتي آسيا و اقيانوسيه، تنها راه حل مشکل تجرد قطعي دختران را در اين مي داند که «هم سن گزيني همسري» در کشور رخ دهد؛ چرا که اگر تعداد پسران در سن ازدواج را با دختران در آستانه ازدواج با فاصله سني ۲ يا ۳ سال نيز در نظر بگيريم، تعداد دخترهايي که مجرد باقي مي مانند کمتر مي شود. با وجود نظرات، طرح ها و راه حل هاي مختلف کارشناسان، روز به روز به تعداد دختران با زندگي مجردي افزوده مي شود چرا که مشکل بسياري از اين دختران، نداشتن فرصت ازدواج نيست، بلکه تمايل نداشتن به اين امر است. جامعه شناسان دريافته اند که زندگي دشوار زوج هاي جوان و انعطاف ناپذيري آنان از مهم ترين دلايل مخالفت آن ها با امر ازدواج است. افزايش آمار طلاق و مشکلات خانوادگي، مسائل پراهميتي همچون خيانت و خشونت در خانواده ها، زنگ خطري است که جوانان را از تعهد ازدواج باز مي دارد. در شرايط فعلي الگوي ناموفق زندگي مشترک زياد شده و در مقابل زندگي هاي آسوده و بي دغدغه مجردي تبليغ مي شوند. در حالي که جرم شناسان بر اين عقيده اند که يکي از دلايل زياد شدن جرم، نداشتن پايگاه عاطفي است. فردي که تعلقات عاطفي دارد در زمان مشکلات مقاوم تر است و راحت تر تصميم گيري مي کند. شايد از اين روست که محققان پيامدهاي افزايش زندگي مجردي را بسيار حائز اهميت مي دانند.






