-
سه شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۰
-
زندگي آرام و بدون دلهره و تشويش، آرمان هر انسان خردمندي است كه براي تحصيل آن شبانه روز ميكوشد. چنين زندگي، بزرگ ترين گمشده بوده و انسان بهگونهاي خاص در طريق آن ميكوشد. با داشتن همه نوع ابزار و وسايل زيستي، آرامشي در خود نديده، هرروز خود را از مقصد دورتر احساس ميكند. واقعا نقص زندگي صنعتي در چيست که عليرغم وجود هر نوع وسايل آرامش، اما آرامشي وجود ندارد. محققان، اشكال را در بنيانهاي زندگي بشر كنوني ميدانند. بنيانهايي که عبارت است از امور مادي و لذايد نفساني که در آن شاخص خوشبختي و بدبختي را ثروت و خوشيهاي مادي و جلوه فريبنده آن تشكيل ميدهد. دورنماي زندگي مادي بسيار زيبا و فريبنده است، اما هرگز سعادت آفرين و آرامش بخش نيست.. بشر در پرتو حس كنجكاوي خواهان درك راز هستي و معماي خلقت است، او همواره ميخواهد بفهمد سر آغاز هستي و سر انجام آن كجاست و خود او از كجا آمده و راز آفرينش او چيست. گروهي در پرتو داشتن سرمايه علمي كافي و رهبريهاي صحيح، موفق به درك راز خلقت و سرآغاز و سرانجام آن ميگردند؛ ولي برخي بر اثر ناهمواري محيط، در درياي حيرت و بهت فرو ميروند. در اين ميان آن گروه كه حساسيت خاصي در اين مسائل دارند، اگر حس كاوش آنان به طرز صحيحي رهبري نشود و يا خود آنها نيز مايه كافي براي حل اين معما نداشته باشند، چه بسا دچار افكار ماليخوليايي و تشويش فكري ميگردند و تحت فشار رواني خاصي قرار ميگيرند.






