بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

چراغ «خانه»را فراموش نكنيد!

مادران شاغل، خانواده و تربيت فرزندان 

 چراغ «خانه»را فراموش نكنيد!

شما يك زن شاغل هستيد؟ با همه سختي هاي يك شيفت كاري، چقدر فرصت مي كنيد به زندگي خصوصي، خانواده و فرزندان برسيد؟ آيا اشتغال شما باعث نمي شود كارهاي سنگين منزل ناتمام بماند؟ آيا اگر دغدغه هاي اقتصادي نداشته باشيد باز هم دوست داريد بيرون منزل كار كنيد يا ترجيح مي دهيد به كار خانه و فرزندان برسيد؟ آيا همسر و فرزندانتان از اينكه ساعتهايي از روز را در منزل نيستيد شكايتي ندارند؟...

زندگي فقط براي كار

با تمام محدوديتهايي كه براي اشتغال زنان وجود دارد؛ اين گروه همچنان به دنبال فرصتهاي شغلي هستند. به راستي دليل گرايش زنان به اشتغال چيست؟
جواد ابراهيمي، كار شناس ارشد روان شناسي در اين باره مي گويد: دلايل متعددي در اين زمينه دخيل هستند. از اين موارد مي توان به مسايل اقتصادي اشاره كرد. چنانكه فرد ناگزير است براي كاهش مشكلات خود به استقلال اقتصادي برسد. اما اشتغال زنان هميشه به دليل تنگناهاي اقتصادي نيست چنانكه شاهديم برخي زنان كه همسرانشان توان مالي مناسبي دارند نيز وارد بازار كار مي شوند.
وي مي افزايد: به اعتقاد من از دلايل اصلي اشتغال زنان، نگرشهاي فرهنگي در جامعه است. چنانكه بر اساس همين نگاه فرهنگي؛ زنان شاغل كه داراي درآمد هستند بيشتر مورد توجه و تاييد ديگران هستند.
در بيشتر خانواده ها براي عروسهاي شاغل نسبت به خانه دار ها، احترام بيشتري قايل هستند. از اين رو شاهديم افرادي كه تحصيلات چنداني ندارند، حاضرند تن به مشاغل ساده تر ودر آمدهاي اندك مانند فروشندگي بدهند اما شاغل باشند. از دلايل ديگر كه در جامعه ما كمتر ديده مي شود، كسب رضايت رواني است.
اين در حالي است كه در جوامع ديگر، اشتغال زنان بيشتر به طور پاره وقت و در منزل انجام مي شود و درواقع همراه با رضايت رواني است اما در جامعه ما ملاك اشتغال زنان، پول است. از اين رو ترجيح مي دهند براي كسب درآمد بيشتر تن به اضافه كار و چندپيشگي نيز بدهند. حال آنكه در بيشتر جوامع مردم كار مي كنند تا زندگي كنند اما برخي از ما زندگي مي كنيم كه كاركنيم!
مشكلات مضاعف و مسؤوليتهاي مضاعف

با وجود آنكه مطابق آمار موجود؛ زنان تنها 12 درصد مشاركت اقتصادي دارند و با استناد به پژوهشي اجتماعي نرخ بيكاري زنان كشور ما دو برابر نرخ بيكاري مردان است شاهد آسيبهاي متعدد خانوادگي و اجتماعي در جامعه هستيم. آيا دليل اين مساله همچنان اشتغال مادران است؟
«ابراهيمي» مشاور خانواده در پاسخ مي گويد: گرچه نمي توان تنها دليل بروز آسيب ها را اشتغال مادران دانست، اما آثار اين آسيب ها در خانواده هايي با مادران شاغل بيشتر است. در واقع بين دو وضعيت بد و بد تر در اين شرايط، وضعيت خانواده شاغل را مي توان بد تر دانست.
مادران شاغل معتقدند كه سعي مي كنند با تربيت كيفي، مشكلات عدم حضورشان را كاهش دهند؛ اما آيا اين امر ميسر است؟
ابراهيمي در پاسخ به اين پرسش مي گويد: به اعتقاد من اين توجيهي نسبت به عدم حضورشان در خانه است. به هرحال چگونه مي توان از مادري كه ساعت ها دغدغه اشتغال را داشته و وظايف مضاعف خانه را نيز انجام مي دهد توقع داشت حضور كيفي داشته باشد. اگر قرار است براي خانواده حضور موثر داشته باشد؛ چگونه مي تواند به آرامش خود برسد؟«دكتر اسفنديار مرزآبادي» عضو هيات علمي مركز تحقيقات علوم رفتاري نيز به خبرنگار ما مي گويد: «كيفي بودن» مادران براي خانواده و فرزندان تابع متغييرهاست. مادر شاغل زماني مي تواند كيفي باشد كه به ميزان مورد نياز، تفريح، استراحت، دانش، توانايي و رفاه داشته باشد. اين در حالي است كه مادران شاغل ما علاوه بر انجام وظايف اشتغال تمام وقت، ناچارند به مسؤوليتهاي مضاعف، نقشهاي مادري و همسري خود در خانه نيز بپردازند. بنابراين دچار فرسودگي مي شوند.
دكتر مرزآبادي اضافه مي كند: همواره نمي توان مادران خانه دار را موفق دانست يا مادران شاغل را در فرزندپروري موفق به حساب آورد. اما بايد توجه داشت دو مقوله تربيت و آموزش با يكديگر متفاوت هستند. شايد فرزندانمان در مهدهاي كودك و جمع خانواده به خوبي آموزش ببينند اما نمي توان انتظار داشت در اين فضا ها به لحاظ رشد و پرورش استعداد ها وعواطف تربيت و پرورش كافي داشته باشند زيرا براي رسيدن به اين هدف بايد مادراني آگاه، كارآمد و آموزش ديده داشته باشيم.
احمداميري، كار شناس ارشد علوم اجتماعي نيز مي گويد: هر مساله اي داراي ابعاد مثبت و منفي است. اشتغال مادران نيز چنين است. از يك سو ساعت ها دوري مادر و كاهش نظارت و كنترل فرزندان مي تواند آسيب زا باشد. از طرف ديگر به دليل همين شرايط؛ فرزندان رشد مي يابند به طوري كه منجر به افزايش تعهد و مسؤوليت پذيري؛ جامعه پذيري مطلوب و رشد مديريت مشاركتي در آن ها مي شود. اما مساله مهم در نحوه سلامت تربيت فرزندان، وضعيت تعامل والدين با يكديگر است. چنانكه اگر والدين ارتباط مناسبي با هم داشته باشند و فرهنگ مشاركت بين آن ها وجود داشته باشد، مشكلات زنان چه مادران شاغل و چه مادران خانه دار در تربيت فرزندان كاهش پيدا مي كند.

تنگناهاي كارهاي غيررسمي

طي چند سال اخير با طرح مقوله كاهش ساعات كار زنان و دوركاري با اولويت بانوان شاغل؛ عرصه اشتغال براي زنان نا امن تر شده است.
«پرستو- الف» كه تجربيات نا خوشايندي در اشتغال دارد، مي گويد: براي آنكه امنيت شغلي زنان تقويت شود بايد زيرساختهاي مناسب مانند خدمات بيمه و حمايتهاي شغلي بيشتر شود. اين در حالي است كه اين حمايت ها براي زنان در حوزه كارهاي رايج نيز وجود ندارد.
چندي پيش نيز فاطمه فراهاني مشاور امور زنان وزارت كار، درباره كاهش ساعت كاري زنان گفت: هم اكنون كاهش ساعت كاري زنان موجب ايجاد برخي حساسيت ها در جامعه شده است و به همين دليل بايد در اين زمينه با دقت بيشتري تصميم گيري شود.
بنابر اعتقاد وي: اگر نگرش افراد جامعه در رابطه با حضور زنان در عرصه هاي مختلف اجتماعي نگرشي مطلوب و كيفي باشد پذيرش كاهش ساعت كاري زنان با مشكل مواجه نمي شود.

مديريت اشتغال

با توجه به آنچه گفته شد چگونه مي توان مشكلات مادران شاغل را در تربيت فرزندان كاهش داد؟
دكتر مرزآبادي، مي گويد: زماني كه زنان ما تحصيل مي كنند و درحوزه هاي متعدد متخصص مي شوند انتظار دارند شاغل شوند و جامعه از توانايي ها و مهارت آن ها بهره مند شود و اين امري منطقي است. بنابراين ما بايد اشتغال زنان را به گونه اي مديريت كنيم كه در كنار اشتغال، وظايف مهم ديگر مانند پرورش فرزندان، فراموش نشود. به همين منظور مي توان از اشتغال پاره وقت يا دوركاري استفاده كرد و ساعت اشتغال زنان را نيز انعطاف پذير نمود. البته در اين زمينه مي توان حمايتهاي قانوني وحقوقي بيشتري را هم فراهم كرد.

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532