-
پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۰
-
زيباترين الگوي پوشش در اسلام
*آيتالله محسني گركاني
*قسمت چهارم
توطئه استعمار و اسارت زنان
توطئه استعمار براي اسارت زنان مسلمان در حدود دويست سال پيش آغاز شد و با استفاده از شيوههاي مختلف و تبليغات ضد اسلامي راه انحرافي و توسعه آن ادامه پيدا كرد.
امام خميني(قدس سره) با اشاره به همين دوره ميفرمايد:
"ابر جنايتكاران كه ادامه حيات خويش را در اسارت ملتها بويژه ملتهاي اسلامي ميدانند در اين سدههاي اخير كه راهشان به كشورهاي اسلامي نفتخيز و ثروتمند باز شد، دريافتند كه تنها قشر مذهبي است كه ميتواند خاري در راه استعمار و استثمار آنان باشد، و ديدند كه حكم نيم سطري كه يك مرجع مذهبي مورد علاقه مردم چنان داراي قدرتي است كه دولت انگلستان و دربار قدرتمند قاجار را به زانو درآورد، و نيز دريافتند كه زنان در آن نهضت نقش اساسي داشتند و متوجه شدند كه در مشروطه و پس از آن نيز زنان بويژه قشر متوسط محروم آنان هستند كه ميتوانند با قيام خود مردان را به ميدان بكشند و احساس كردند تا اين عوامل به قوت خود باقي هستند، نقشههاي آنان نقش بر آب است، و لازم ديدند براي دست يافتن به اين كشورها و مخازن سرشار آنها بايد پايههاي مذهب و رهبري مذهبي و قشرهاي مذهبي سست شود، و از همان زمان به فكر اين نقشه و عملي نمودن آن افتادند و توفيقهائي هم به دست آوردند." (صحيفه نور،ج16، ص 126)
سقوط سنگر حجاب در ايران
از آنجا كه حجاب يكي از دستورات محكم اسلام است و حفظ زن مسلمان در مقابل بيگانه به حفظ اعتقاد به حجاب بستگي دارد و تا اين سنگر سقوط نكند سقوط سنگرهاي ديگر اسلام با مشكل روبرو ميشود اولين قدم براي اسلامزدائي از اسارت زن آغاز شد.
در سال 1227 هجري شمسي اين مهم توسط ايادي استعمار در ايران به عهده زني به نام زرينتاج ملقب به قرهالعين از اعضاي فعال فرقه ضاله استعماري بهائيت گذاشته شد، وي اولين زني بود كه بدون حجاب در اجتماع مردان حاضر شد و اعلام كرد هر كه او را مس كند از آتش در امان خواهد ماند!
يكي از نويسندگان بهائي راجع به حضور بي پرده او در اجتماع مردان مينويسد:
...ناگهان مشاهده نمودند كه جناب طاهره، قرهالعين، با نهايت سكون و وقار بدون حجاب به طرف جمع پيش ميآيند تا به آن محل رسيده از اين وضعيت چنان رعب و وحشتي بر حاضرين روي داد كه جمعي در حال تحير سرها را به زير انداختند، و عدهاي به اضطراب و امتحان شديد مبتلا گرديدند، چنانكه عدهاي از آن جمع كنار رفته، و اضطراب به حدي شديد بود كه يكي از آنها موسوم به عبدالخالق اصفهاني گلوي خود را بريده به اطراف مي دويد.
ولي حضرت طاهره بدون اندك توجه و اعتنائي به آن احوال اشعار جذبيه خود را ميخواند و كلمات خود را به اين آيه ختم نمود:
ان المتقين في جنات و نهر في مقعد صدق عند مليك مقتدر در حين تلاوت اين آيه با دست اشاره به طرف حضرت بهاءالله و جناب قدوس نمودند... آن گاه گفت: من آن كلمهاي هستم كه در احاديث و اخبار مذكور است كه چون قائم به آن نطق كند نقبا و نجباء از اطرافش فرار كنند.(1)
قرهالعين نه تنها به كشف حجاب تشويق ميكرد، بلكه اعلام كرد در روابط بين مرد و زن هيچ رادع و مانع و حد تكليفي وجود ندارد. از سخنان اوست كه ميگويند: اي احباب گوش كنيد، اي اغيار بدانيد... بزودي مولاي ما باب، بلاد را فتح ميكند، عباد را مسخر ميسازد، بزودي اقليم هفتگانه مسكون روي زمين در مقابل وي تسليم ميشوند...
از حال تنهائي بجان اجتماع، بيرون بيائيد، و اين حجابي را كه ميان شما و زنان مانع از استفاده و استمتاع است پاره كنيد، آنان را در كارهاي خودتان شريك سازيد و كارها را در ميان خودتان و زنان بعد از آن كه كام دل از آنها برداشتيد تقسيم كنيد. آنها را از خانه به انجمنها بريد، زنان گلهاي زندگي دنيا ميباشند، گل را از شاخ به چينيد و ببوئيد زيرا گل براي چيدن و بوئيدن آفريده شده و شايسته نيست كه آن را آماده بداريد و بدان نيك نظر نداريد. گل و شكوفه را بايد چيد و براي دوستان به ارمغان فرستاد... زنان خود را از دوستانتان دريغ مداريد، زيرا اكنون رادع و مانع و تكليفي وجود ندارد و كسي نميتواند جلوي كسي را بگيرد، پس حظ و نصيب خود را از اين حيات و زندگي برداريد زيرا بعداز مردن خبري نيست(2)
براي قرهالعين در اين عمل استعماري ضد ديني تجربهي موفقي نبود.
اقدام وقيحانه قرهالعين نه تنها زمينهساز آن توطئه استعمارگران نشد بلكه با عكسالعمل تند و تنفر شديد عمومي جامعه مواجه گشت، بگونهاي كه سرانجام به قيمت جان او تمام شد.
پس از اين اقدام قرهالعين بر ضد حجاب، اگر چه استعمار دست از هدف خود برنداشت و آن را دنبال ميكرد ولي اين طرح مبارزة با اسلام قريب صد سال عقب افتاد،تا سالهاي پاياني حكومت قاجار حركتي كارساز در اين راستا مشاهده نميشود.
*پاورقي:
1- محمدعلي فيضي "حضرت بهاءالله" 41-42 مؤسسه مطبوعات امري وابسته به تشكيلات بهائيت به نقل: از قرهالعين "درآمدي بر تاريخ بيحجابي ايران نويسنده سينا واحد مؤسسه تحقيقاتي و انتشاراتي نور تهران زمستان 1363 ص 18 نقل از اولين كنگره سيده نصرت امين ص 148.
2- تاريخ باب و بهاء نوشته زعيمالدوله تبريزي (مفتاح بابالابواب) ترجمه مرحوم فريد گلپايگاني انتشارات فراهاني فروردين 1346 ص134.
مقالات مرتبط:
منبع: روزنامه جمهوری اسلامی






