-
پنجشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۹
-
متن احاديث، ترجمه و تعليق بر آنها
57/ 1- قد مر في باب الرکبان يوم القيامة عن النبي صلي الله عليه و آله و سلم بروايه ابن عباس انه قال: لن يرکب يومئذ الا اربعه: انا و علي و فاطمه و صالح نبي الله فاما انا فعلي البراق، و اما فاطمه ابنتي فعلي ناقتي العضباء... تمام الخبر.
ترجمه: علامهي مجلسي گويد:
در باب «کساني که در روز قيامت محشور ميشوند در حالي که بر مرکب سوار هستند» [1] به نقل از ابن عباس، از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم روايت کرديم: در اين روز هيچکس به صورت سواره محشور نميشود جز من و علي و فاطمه و صالح پيامبر، و من بر براق سوار خواهم بود، و دخترم فاطمه بر شتر من به نام عضباء [2] ... [3] .
[ صفحه 188]
58/ 2- امالي المفيد [4] : عمر بن محمد الصيرفي، عن محمد بن همام، عن محمد بن القاسم، عن اسماعيل بن اسحاق، عن محمد بن علي، عن محمد بن الفضيل، عن الثمالي، عن الباقر، عن ابيه، عن جده عليهمالسلام قال: قال رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم، ان الله ليغضب لغضب فاطمه و يرضي لرضاها. [5] .
[ صفحه 190]
ترجمه: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:
خداوند به سبب غضب فاطمه عليهاالسلام غضب ميکند و به خشنودي او خشنود ميگردد.
59/ 3- الخصال [6] : ابن ادريس، عن ابيه، عن الاشعري، عن ابيه عبدالله الرازي عن ابن ابيعثمان، عن موسي بن بکر، عن ابيالحسن الاول عليهالسلام قال: قال رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم: ان الله تعالي اختار من النساء اربع: مريم و آسيه و خديجه و فاطمه. [7] .
ترجمه: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمايد:
همانا خداوند متعال از ميان زنان جهان چهار تن را فضيلت و برتري داده است. مريم، آسيه، خديجه و فاطمه (سلاماللهعليهم).
[ صفحه 191]
60/ 4- عيون اخبار الرضا [8] : بالاسانيد الثلاثه، عن الرضا، عن آبائه عليهمالسلام قال: قال رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم ان الله ليغضب لغضب فاطمه، و يرضي لرضاها.
صحيفه الرضا [9] : عن الرضا، عن آبائه عليهمالسلام مثله. [10] .
ترجمه: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمايد:
خداوند به سبب غضب فاطمه غضب مينمايد و به سبب خشنودي وي خشنود ميگردد.
61/ 5- و عنه [11] : باسناد التميمي، عن الرضا، عن آبائه عليهمالسلام قال: قال النبي صلي الله عليه و آله و سلم: الحسن و الحسين خير اهل الارض بعدي و بعد ابيهما، و امهما افضل نساء اهل الارض. [12] .
ترجمه: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمايد:
حسن و حسين پس از من و پدرشان، بهترين مردم زمين و مادرشان فاطمه برترين زنان زمين است.
62/ 6- و من العيون: [13] باسناد التميمي، عن الرضا، عن آبائه عليهمالسلام قال: قال النبي صلي الله عليه و آله و سلم ان فاطمه احصنت فرجها فحرم الله ذريتها علي النار. [14] .
[ صفحه 194]
ترجمه: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم در تاويل آيهي 12 از سورهي تحريم که فرمايد: (مريم ابنت عمران التي احصنت فرجها...) فرموده است:
همانا فاطمه عليهاالسلام نيز عفت خويش را پاس داشت، پس خداوند آتش را بر خاندان و فرزندان او حرام گردانيد.
63/ 7- امالي الصدوق [15] : الحسن بن محمد بن سعيد الهاشمي، عن جعفر بن محمد بن جعفر العلوي، عن محمد بن علي بن خلف معن حسن بن صالح بن ابيالاسود، عن ابيمعشر، عن محمد بن قيس قال: کان النبي صلي الله عليه و آله و سلم اذا قدم من سفر بدا بفاطمه عليهاالسلام فدخل عليها فاطال عندها المکث فخرج مره في سفر فصنعت فاطمه عليهاالسلام مسکتين من ورق و قلاده و قرطين و سترا لباب البيت لقدوم ابيها و زوجها عليهماالسلام فلما قدم رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم دخل عليها فوقف اصحابه علي الباب لا يدرون يقفون او ينصرفون لطول مکثه عندها فخرج عليهم رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم و قد عرف الغضب في وجهه حتي جلس عند المنبر فظنت فاطمه عليهاالسلام انه انما فعل ذلک رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم لما راي من المسکتين و القلاده و القرطين و الستر، فنزعت قلادتها و قرطيها و مسکتيها، و نزعت الستر، فبعث به الي رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم و قالت للرسول: قل له: تقرا
[ صفحه 195]
عليک ابنتک السلام و تقول: اجعل هذا في سبيل الله، فلما اتاه قال: فعلت فداها ابوها- ثلاث مرات- ليست الدنيا من محمد و لا من آل محمد و لو کانت الدنيا تعدل عند الله من الخير جناح بعوضة ما اسقي فيها کافرا شربة ماء ثم قام فدخل عليها. [16] .
ترجمه: هرگاه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم از سفري باز ميگشت اولين کسي را که ديدار مينمود فاطمهي زهرا بود، پس در آن هنگام به مدتي طولاني در نزد او توقف ميکرد.
در يکي از اين سفرها که پيامبر از مدينه خارج شده بود حضرت فاطمه عليهاالسلام دو خلخال از نقره، يک گردنبند، دو گوشواره و پردهاي خريداري نمود تا در بازگشت پدر و شوهرش از سفر، تنوعي براي ايشان باشد.
هنگامي که پيامبر از مسافرت بازگشت مثل هميشه اول به خانهي حضرت فاطمه عليهاالسلام رفت، اصحاب پيامبر همچنان بر در خانهي فاطمه ايستاده بودند و چون از مدت مکث پيامبر در نزد دخترش اطلاع نداشتند نميدانستند که آيا بايد توقف کنند يا برگردند، ولي هنوز مدت زيادي سپري نشده بود که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم از خانهي حضرت فاطمه عليهاالسلام خارج شد در حالي که آثار غضب در چهرهي ايشان کاملا مشهود و قابل تشخيص بود، و در همان حال به سوي منبر (مسجد) رفته در کنار آن بر زمين نشست.
هنگامي که پيامبر با غضب از خانهي دخترش خارج شد، حضرت فاطمه دريافت که خشم
[ صفحه 196]
رسول خدا به سبب مشاهدهي خلخالها، گوشواره، گردنبند و آن پرده بوده است، لذا به سرعت آنها را جمعآوري نمود و به حضور پدرش فرستاد، و به کسي که آنها را ميبرد فرمود: سلام مرا به پدرم برسان و بگو که اينها را در راه خدا به مصرف برساند. وقتي که آن شخص نزد رسول خدا آمد و پيغام حضرت فاطمه را به او رسانيده و بستهي محتوي آن وسائل را به ايشان داد پيامبر سه مرتبه فرمود: پسدرش به فدايش باد، و فرمود: دنيا در نزد محمد و آل محمد ارزشي ندارد، چرا که اگر دنيا به اندازهي بال يک پشه ارزش داشت، همانا ذرهاي از آن را نصيب کافر نمينمود [17] . و پس از اين سخن برخاست و به نزد دخترش فامطه عليهاالسلام رفت. [18] .
64/ 8- الاحتجاج [19] : عن الحسن بن يزيد، عن جعفر الصادق عليهالسلام: ان رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم قال لفاطمه: يا فاطمه! ان الله عز و جل يغضب لغضبک و يرضي لرضاک.
قال: فقال المحدثون بها.
قال: فاتاه ابن جريح فقال: يا اباعبدالله! حدثنا اليوم حديثا استشهره الناس؟ قال: و ما هو؟ قال: حدثت ان رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم قال لفاطمه: ان الله ليغضب لغضبک، و يرضي لرضاک؟
قال: فقال عليهالسلام: نعم ان الله ليغضب فما تروون لعبده المؤمن و يرضي لرضاه؟ فقال: نعم.
فقال عليهالسلام: فما تنکرون ان تکون ابنة رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم مؤمنة يرضي الله لرضاها و يغضب
[ صفحه 197]
لغضبها؟
قال: صدقت. الله اعلم حيث يجعل رسالته. [20] .
ترجمه: امام صادق عليهالسلام فرمايد: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم خطاب به فاطمه عليهاالسلام ميفرمود:
اي فاطمه! همانا خداوند عزوجل به سبب غضب تو غضبناک ميشود و به خشنودي تو خشنود ميگردد.
حسين بن زيد گويد: هنگامي که محدثين اين حديث را از قول امام صادق عليهالسلام نقل ميکردند، ابن جريح [21] به حضور امام آمده و گفت: اي اباعبدالله! امروز حديثي را شنيدم که محدثين و مردم آن را در همه جا نقل کرده اند؟ امام سؤال فرمود: کدامحديث؟ ابن جريح گفت: اينکه شما فرمودهاي که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به فاطمه عليهاالسلام گفت: همانا خداوند به غضب تو غضبناک و به خشنوديت خشنود ميگردد؟
امام صادق فرمود: آري، آيا در آنچه که شما آن را روايت کردهايد نيامده است که خداوند به سبب غضب مؤمن غضبناک و به خشنودي او خشنود ميگردد؟ گفت: بله.
امام فرمود: پس چرا اکراه و انکار داريد از آنکه خداوند به سبب غضب فاطمه عليهاالسلام که دختر پيامبر خداست غضبناک شود و به خشنودي او خشنود گردد، آيا او مؤمن نيست؟
گفت: راست ميگوييد و خداوند بهتر ميداند که رسالت را در چه خانداني قرار دهد.
[ صفحه 198]
65/ 9- امالي الصدوق [22] : القطان، عن السکري، عن الجوهري، عن العباس بن بکار، عن عبدالله بن المثني، عن عمه ثمامة بن عبدالله، عن انس بن مالک، عن امه قالت: ما رات فاطمه عليهاالسلام دما في حيض و لا في نفاس. [23] .
ترجمه: مادر انس بن مالک گويد:
فاطمه عليهاالسلام هرگز خون حيض و نفاس نديد.
66/ 10- امالي الصدوق [24] : ابن الوليد، عن الصفار، عن ابن معروف، عن ابياسحاق، عن الحسن بن زياد العطار قال: قلت لابي عبدالله عليهالسلام: قول رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم:فاطمه سيده نساء اهل الجنه اسيده نساء عالمها؟
قال: تاک مريم، و فاطمه سيده نساء اهل الجنة من الاولين و الآخرين.
فقلت: فقول رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم: الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنة؟
قال: هما والله سيدا شباب اهل الجنه من الاولين و الآخرين. [25] .
ترجمه: حسن بن زياد عطار گويد: به امام صادق عليهالسلام گفتم:
آيا قول پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم که فرمود: فاطمه عليهاالسلام سرور زنان بهشت ميباشد، به اين معناست که او سرور و سيد زنان زمان خود بوده است؟
امام صادق عليهالسلام فرمود: حضرت مريم عليهاالسلام سرور زنان زمان خود بوده است، و
[ صفحه 199]
فاطمه عليهاالسلام سرور تمام زنان بهشتي، از اولين و آخرين آنها ميباشد.
پس پرسيدم: معني فرمايش رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم که گفت: حسن و حسين سرور جوانان بهشت هستند، چيست؟
امام فرمود: به خداوند سوگند آن دو، سرور و بزرگ تمام جوانان بهشت، از اولين و آخرين آنها هستند.
67/ 11- امالي الصدوق [26] : الطالقاني: عن احمد بن اسحاق المادرائي، عن ابيقلابه، عن غانم بن الحسن السعدي، عن مسلم بن خالد المکي، عن جعفر بن محمد، عن ابيه عليهماالسلام، عن جابر بن عبدالله الانصاري، عن علي بن ابيطالب عليهالسلام قال: قالت فاطمه عليهاالسلام لرسولالله صلي الله عليه و آله و سلم: يا ابتاه اين القاک يوم الموقف الاعظم، و يوم الاهوال و يوم الفزع الاکبر؟
قال: يا فاطمه عند باب الجنه و معي لواء «الحمدلله»، و انا الشفيع لامتي الي ربي.
قالت: يا ابتاه فان لم القک هناک؟
قال: القيني علي الحوض و انا اسقي امتي.
قالت: يا ابتاه فان لم القک هناک؟
قال: القيني علي الصراط و انا قائم اقول: رب سلم امتي.
قالت: يا ابتاه فان لم القک هناک؟
قال: القيني و انا عند الميزان اقول: رب سلم امتي.
قالت: يا ابتاه فان لم القک هناک؟
قال: القيني علي شفير جهنم امنع شررها و لهبها عن امتي. فاستبشرت فاطمه بذلک.
ترجمه: امام علي عليهالسلام فرمايد: فاطمه عليهاالسلام به رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم گفت:
اي پدر! من تو را در روز قيامت کجا ملاقات خواهم نمود؟
پيامبر فرمود: اي فاطمه! در آن روز مرا در بهشت در حالي ملاقات خواهي نمود که پرچم الحمدلله در دستانم قرار دارد، من آن روز امت خود را در نزد خدا شفاعت خواهم کرد.
[ صفحه 200]
فاطمه گفت: و اگر در آنجا تو را نديدم؟
پيامبر فرمود: مرا در لبهي پرتگاه جهنم خواهي ديد در حالي که امت خود را از آن نجات ميبخشم.
پس فاطمه عليهاالسلام از اين بشارتها مسرور و شادمان گرديد.
68/ 12- امالي الصدوق [27] : يحيي بن زيد بن العباس، عن عمه علي بن العباس، عن علي بن المنذر، عن عبدالله بن سالم، عن حسين بن زيد، عن علي بن عمر بن علي، عن الصادق جعفر بن محمد، عن ابيه، عن علي بن الحسين، عن الحسين بن علي، عن علي بن ابيطالب عليهمالسلام عن رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم انه قال: يا فاطمه ان الله تبارک و تعالي ليغضب لغضبک، و يرضي لرضاک
قال: فجاء صندل فقال لجعفر بن محمد عليهماالسلام: يا اباعبدالله ان هؤلاء الشباب يجيئونا عنک باحاديث منکرة؟ فقال له جعفر عليهالسلام: و ما ذاک يا صندل؟ قال: جاؤونا عنک انک حدثتهم ان الله ليغضب لغضبک، فاطمه و يرضي لرضاها؟
قال: فقال جعفر عليهالسلام: يا صندل الستم رويتم فيما تروون ان الله تبارک و تعالي ليغضب لغضب عبده المؤمن، و يرضي لرضاه؟ قال: بلي.
قال: فما تنکرون ان تکون فاطمه عليهاالسلام مؤمنه يغضب الله لغضبها و يرضي لرضاها؟
قال: فقال له: الله اعلم حيث يجعل رسالته.
امالي الطوسي [28] : الغضائري، عن الصدوق، عن يحيي مثله. [29] .
[ صفحه 201]
ترجمه: علي بن عمر از امام صادق و او از پدرانش، از علي عليهمالسلام روايت کرده است که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم خطاب به حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود:
اي فاطمه! همانا خداوند به غضب تو غضبناک و به خشنودي تو خشنود ميگردد.
علي بن عمر گويد: روزي صندل [30] نزد امام صادق عليهالسلام آمده و گفت: اي اباعبدالله! اين جوانان نزد ما آمده و به نقل از تو احاديث منکري را نقل ميکنند. امام به او فرمود: چه حديثي را ميگويي اي صندل؟! گفت: براي ما ميگويند که تو گفتهاي: همانا خداوند به سبب غضب فامطه غضبناک ميشود و به خشنودي او خشنود ميگردد؟
امام فرمود: اي صندل! آيا شما روايت نکردهايد که: خداوند به سبب غضب بندهي مؤمنش غضبناک ميشود و به خشنودي او خشنود ميگردد؟ صندل گفت: آري چنين است.
امام فرمود: پس چرا انکار داريد از اينکه بپذيريد فاطمه عليهاالسلام مؤمن باشد و خداوند به غضب او غضب کند و به رضاي او راضي گردد؟ صندل گفت: شما درست ميگوييد، به درستي که خداوند خوب ميداند که رسالت خود را در چه خانداني قرار دهد.
علامه مجلسي گويد: شيخ طوسي نيز اين روايت را در امالي خود آورده و آن را از (ابن) غضائري، و او از شيخ صدوق به طريق يحيي بن زيد [31] روايت نموده است.
69/ 13- امالي الصدوق [32] : ابن موسي، عن الاسدي، عن البرمکي، عن جعفر بن احمد التميمي، عن ابيه، عن عبدالملک بن عمير، عن ابيه، عن جده، عن ابن عباس عن النبي صلي الله عليه و آله و سلم قال: ابنتي فاطمه سيده نساء العالمين. [33] .
[ صفحه 203]
ترجمه: پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمايد:
دخترم فاطمه سرور زنان عالميان است.
70/ 14- امالي الصدوق [34] : الطالقاني:عن الجلودي، عن هشام بن جعفر عن حماد عن عبدالله بن سليمان قال: قرات في الانجيل في وصف النبي صلي الله عليه و آله و سلم نکاح النساء ذوالنسل القليل،
[ صفحه 204]
انما نسله من مبارکه لها بيت في الجنه، لا صخب فيه و لا نصب يکفلها في آخر الزمان کما کفل زکريا امک، لها فرخان مستشهدان.
و قد مر الخبر بتمامه في کتاب احوال النبي صلي الله عليه و آله و سلم. [35] .
ترجمه: عبدالله بن سليمان بن جعفر هاشمي گويد:
در انجيل، در وصف پيامبر اسلام خواندم که او زنان زيادي ميگيرد ولي نسل او قليل خواهد بود، و نسل او از طرف دخترش حفظ ميشود، پس وجود او با برکت بوده و براي وي خانهاي در بهشت است که در آن خانه هياهو و آزاري نيست. حضرتش در آخرالزمان کفيل آن دختر است همانطور که حضرت زکريا کفيل مادر تو حضرت عيسي- شد.
علامه مجلسي گويد: متن کامل روايت عبدالله بن سليمان را در کتاب احوال النبي از بحارالانوار آوردهام.
71/ 15- امالي الصدوق [36] : ابن ادريس، عن ابيه، عن ابن عيسي، عن محمد يحيي الخزاز عن موسي بن اسماعيل، عن ابيه، عن موسي بن جعفر، عن آبائه عليهمالسلام قال: قال علي عليهالسلام: ان رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم دخل علي ابنته فاطمه عليهاالسلام و اذا في عنقها قلاده فاعرض عنها فقطعتها و رمت بها، فقال لها رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم: انت مني يا فاطمه! ثم جاء سائل فناولته القلادة ثم قال رسولالله صلي الله عليه و آله و سلم:
اشتد غضب الله و غضبي علي من اهرق دمي و آذاني في عترتي.
کشف الغمة [37] : عن موسي بن جعفر عليهالسلام مثله. [38] .
[ صفحه 205]
ترجمه: علي عليهالسلام گويد:
روزي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به خانهي دخترش فاطمه عليهاالسلام وارد شد و گردنبندي را بر گردن او مشاهده نموده و از او روي گردانيد، پس فاطمه عليهاالسلام گردنبند را باز نموده و در کناري نهاد، و رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به وي فرمود: اي فاطمه! تو از من هستي- يعني که شايسته نيست به زينتهاي دنيا دلبستگي داشته باشي.
سپس فقيري آمده و چيزي تقاضا نمود و فاطمه عليهاالسلام آن گردنبند را به او بخشيد، هنگامي که پيامبر اين عملکرد را از دخترش مشاهده نمود فرمود:
شديد است غضب خدا و غضب من بر کسي که خون مرا بريزد و مرا به وسيلهي آزار عترتم اذيت و آزار دهد.
علامه مجلسي گويد: اين حديث را محقق اربلي (694 ه) در کشف الغمة نيز روايت نموده است.
72/ 16- تفسير القمي [39] : الحسن بن محمد، عن المعلي، عن الوشاء، عن محمد بن الفضيل، عن ابيحمزة، عن ابيجعفر عليهالسلام في قوله: (انها لاحدي الکبر نذيرا للبشر) [40] .
قال: يعني فاطمه عليهاالسلام. [41] .
ترجمه: امام محمد باقر عليهالسلام در تفسير آيهي 38 و 39 از سورهي مدثر که خداوند در آن
[ صفحه 206]






