-
پنجشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۰
-
جامعه کلي است متشکل از افراد که روابط و مکانيسم هاي خاصي آنها را در کنار هم قرار مي دهد.اين
کل درکنار تمامي مزاياي مثبت مي تواند با چالش هايي نيز روبه رو گردد و به آسيب هايي مبتلا شود . جامعه شناسان معتقدند هرچه جوامع از حالت ساده بيرون آمده و پيشتر با صنعتي شدن به سمت و سوي تقسيم کار و پيچيدگي حرکت مي کنند آسيب ها و چالشهاي بيشتري نيز در برابر آن جامعه خودنمايي ميکند .پرواضح است که هدف اصلي جامعهشناسان برطرف سازي آسيب هاي اجتماعي و ارائه راه حل براي اين موضوع است.البته در علم جامعه شناسي نيز اين پيش شرط مورد وفاق است که چالش ها و آسيبها قابل برطرف سازي هستند . از اين روست که سياستمداران با ارائه راهکارهاي علمي و يا تغيير در برنامههاي کنترل اجتماعي براي حل چالش هاي اجتماعي وارد عرصه شده دست به اقدام مي زنند.
اما تقريبا در ميان صاحب نظران متفق القول هستند طرح چالش ها و آسيب هاي اجتماعي و دامن زدن به آنها و يا حتي حاشيه نگاري بر اين مشکلات در سطح عموم مي تواند خطرات پيشتري را در پيش روي جامعه قرار دهد . اگر فرض کنيم که جامعه همچون يک انسان براي مداوا تحت نظر پزشک است بدون شک ايجاد اضطراب و ترديد از سوي پزشک براي وي نه تنها مفيد نيست بلکه بر شدت و حدت بيماري افزوده و حتي احتمال آن هست که فرد با نوميدي روند زوال خود را تسريع کند .
مدتي است که در سطح کشور برخي از منابع اطلاعاتي اعم از سايت هاي اينترنتي و روزنامهها بخشي از صفحات خود را موضوعات حوادث اختصاص داده اند و در آن به طرح ما وقع اتفاقات و رويدادهاي جنايي در سطح کشور مي پردازند. توصيف نحوه قتل ها ، تجاوزها ، دزدي ها ... از جمله مهمترين سرفصل هاي اين گونه منابع خبري است. در چند هفته گذشته نيز شاهد بوديم که دامن زدن به اينگونه مسائل و يا حتي ايجاد کاذب اين نوع حوادث از سوي برخي از رسانه ها صورت گرفت .
اعلام پي در پي تجاوزات گروهي به زنان، قتل هاي عشقي ، حمله به استخرهاي زنانه!!! ربايش و.... از جمله مسائلي بود که در هفتههاي گذشته بخش عمده اي از فضاي
رسانهاي کشور و همچنين نظر مخاطبان را به خود جلب کرده بود .
اما به راستي بايد اين پرسش مطرح شود که رسانه ها به کدامين دليل به طرح اين مسائل دامن مي زنند؟ چرا مسئولين رسانه اي کشور که نسبت به درج مطالب سياسي بسيار هوشيار هستند عکس العملي نسبت به اين پوشش گسترده وقايع جنايي در رسانه هاي کشور
نميدهند؟ آيا درج يک مطلب سياسي نا صحيح خطر بيشتري براي جامعه دارد و يا پوشش گسترده فجايع و رزايل اخلاقي که امنيت اجتماعي را سلب کرده است . آيا طرح اين گونه مسائل آنهم به صورت گسترده چوب حراج گذاشتن بر امنيت اجتماعي کشور نيست و آيا مسئولين نبايد در برابر اين هجمه رسانهاي که آرامش فردي و اجتماعي کشور را آماج خود قرار داده است عملي انجام دهند ؟
متتاسفانه آنچه که امروز در فضاي رسانه اي کشور شکل گرفته است نوعي تلاش براي جذب مخاطبان به هر شيوه و طريقي است در حالي که نه شرع مقدس و نه عقل اين نوع رويکرد را تأييد کرده است .
رسانه هاي زرد غالبا به رسانه هايي اطلاق
مي شود كه بيشتر در صدد جذب مشتري به هر قيمت ممكن هستند . در واقع در اين
رسانهها اصل تيراژها بالاست و كمتر به صحت موضوع و يا بازخورد هاي اجتماعي آن توجه ميشود. رسانه هاي پوپوليستي غالبا ذائقههاي مردم را هدف قرار مي دهند و در صدد جلب نگاه مشتريان بر مي آيند.. تقريبا دو قرن از چاپ اولين روزنامه زرد توسط بنجامين دي در آمريكا مي گذرد . اما تبعات و پيامدهاي اين نوع رسانه هاهم اكنون در ايران ظهور و بروز پيدا كرده است. اين نوع رسانه هادر ايران غالبا با تكيه بر مسائل و موضوعات هيجاني در صدد جذب مشتريان خود هستند. اما بايد گفت كه فلسفه وجودي اين رسانه ها تطابقي با
معيارهاي اصيل اسلامي ندارد. البته نوع نوشتار و طرز خبر رساني كه توانايي جذب مخاطب بالايي را دارد براي رسانه يك مزيت به شمار مي آيد اما زماني اين تكنيك حقيقتا مثمر ثمر است كه در ذيل اهداف عقلايي تعريف شود.
رسانه هاي زرد اگر به جاي پرداختن به نحوه قتل و غارت و تجاوز ها به مسائل اجتماعي ومطالبات مردم از حكومت ودولت بپردازند مي توانند نقش گسترده اي را از حوزه رسانه اي كشور به خود اختصاص دهند . البته مع الاسف بايد گفت كه نوع نگاه زرد اخيرا به برخي از برنامه هاي سيما و علي الخصوص صدا رخنه كرده است . بعضا در شبكه هاي راديويي برنامه هايي پخش
ميگردد كه همان نگاه زرد را نسبت به موضوعات دارند . البته در برخي موارد اين نوع نگاه باعث تنوع و جذابيت شده است اما در كل نمي تواند درچارچوب هاي رسانه ديني بگنجد.
لذا بايد گفت غالب رسانه هاي زرد در كشور در جهت ايجاد التهاب و معضلات اجتماعي پيش مي روند . بازگويي برخي از جنايات وحوادثي كه در سطح كشور رخ مي دهد براي آگاه سازي مردم لازم است اما هنگامي كه اين نوع اخبار به كرات و در حجم بالابه مخاطبان عادي عرضه گردد موجب القاي حس ياس ، ترديد و حتي ترس درجامعه مي شود. ضمن آنکه فحواي اخبار و اطلاعاتي که صفحات حوادث به مخاطبان القا
مي کنند حقيقتا راهکارهايي براي جلوگيري از آسيب هاي اجتماعي و رواني نيست بلکه تلاش براي افزايش شمارگان رسانه هاي اياست که اخلاق و البته عقلانيت را فراموش کرده اند .
لذا در نهايت بايد گفت ضمن اعتقاد به ضرورت آسيب شناسي چالش هاي اجتماعي و همچنين ارائه راهکار براي حل و فصل آنها بايد دانست طرح و دامن زدن به مسائل جنايي در کشور به سود امنيت اجتماعي کشور نيست . امنيت بزرگترين سرمايه يک ملت است و هر کس و يا هر چيزي که اين امنيت را سلب کند مجرم است .از اين رو اعتقاد داريم که مسئولين فرهنگي کشور بايد سرو ساماني به وضعيت رسانه هاي زرد در کشور بدهند و بيش از اين اجازه ندهند عده اي به هر دليلي ذهن و آرامش افراد جامعه را به بازي گيرند.






