بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

ولایت تکوینی وتشریعی

ولايت تكوينى به اين معنى است كه طبق مشيّت خدا زِمام عالم به دست اهل‏بيت عليه السلام مى‏باشد و مسلّم است كه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليهااز جمله معصومين مى‏باشند.

و حقّ تصرّف در جهان هستى براى ايشان است زيرا قلوبشان ظرف مشيّت و اراده حق تعالى است(1).

همانطورى كه خداوند به انسان نسبت به افعال اختياريش قدرت بخشيده است، به حضرات ائمه معصومين (عليهم‏ السلام) هم قدرت تصرف در عالم را عنايت كرده است(2).

تمام كمالات و فضائلى كه براى انبياء و پيامبران الهى ثابت مى‏باشد براى ائمّه هدى (عليهم‏ السلام) نيز خواهد بود به دليل اينكه از تمام انبياء افضل هستند.

ولايت تشريعى حضرت زهرا  سلام الله عليها داراى ولايت تشريعى نيز مى‏باشند. زيرا وجود اهل‏بيت (عليهم‏ السلام) علّت تشريع است كه تشريع از لوازم عالم وجود است و وصف جدا نشدنى آن مى‏باشد.

هنگامى كه اهل‏بيت (عليهم‏ السلام) علّت تكوين عالمند، پس تشريع حاكم بر جهان كه ملازم تكوين آن است نيز معلول ايشان خواهد بود.

و حضرت زهرا  سلام الله عليها جزو اهل‏بيت  عليهم‏ السلام  است چون مى‏فرمايند: (إنّهم نور واحد) اهل‏بيت  عليهم‏ السلام  يك نورند.

(و انّ فاطمة حجّة علينا)(3) بدرستى كه فاطمه  سلام الله عليها حجّت است بر ما اهل بيت.

و ايشان علّت فعليّت تشريع و علّت بقاء و استمرار آن مى‏باشند.

ولايت تكوينى انبياء و صالحين

قرآن مجيد براى تعدادى از انبياء و انسان‏هاى شايسته ولايت تكوينى را ثابت كرده است، بر اين اساس (با توجّه به مطالب گذشته) چنين ولايتى براى حضرت زهرا  سلام الله عليها و ديگر اهل‏بيت به طريق اولى وجود خواهد داشت.

مانند حكايت آصف برخيا (وزير سليمان  عليه السلام ) و عرش بلقيس(4) و يا سليمان  عليه السلام و آنچه كه در تسخير او بود، مثل بادها و شياطين و ديگر امور طبيعت(5).

و قصّه كوهها و پرندگان با حضرت داود  عليه السلام (6).

و يا سخن گفتن حضرت عيسى  عليه السلام در گهواره و شفا دادن نابينايان و مبتلايان به بيمارى پيسى(7) ، زنده كردن مردگان و آفريدن پرندگان به امر خدا(8) ، و ديگر حكايات وارده در قرآن مجيد كه تعداد بسيارى از آنها در روايات اهل بيت (عليهم‏ السلام) نقل شده است. هر شخصى كه به طور كامل از پروردگار متعال اطاعت نمايد، داراى چنين قدرتى خواهد بود، (و مى‏تواند در تكوين و امور طبيعى جهان‏هستى تصرّفاتى داشته باشد) . مانند سلمان كه با مردگان سخن مى‏گفت، و حضرت زينب  سلام الله عليها در بازار كوفه كه با دست مباركش به سوى مردم اشاره كرد، در نتيجه صداها در سينه‏ها حبس و زنگ شتران خاموش گشت.

در حديث قدسى چنين آمده است: (عبدى اطعنى تكن مثلى) بنده من اطاعتم كن مانند من خواهى شد(9).

و روشن است كه ولايت تكوينى انبياء و اولياء و ائمه هدى (عليهم‏ السلام) ولايت ذاتى مستقل در عرض ولايت خداى متعال نمى‏باشد، بلكه امرى خدادادى و عطائى ربّانى است، روى اين جهت مى‏فرمايد: (قل لا أملك لنفسى نفعا ولا ضرا...)(10) بگو: سود و زيانى را براى خود دارا نمى‏باشم.

بنا بر اين قدرت آنان در طول قدرت خداوند است و به اراده او حاصل مى‏گردد.

آگاهى آنان از غيب نيز بر اساس (الاّ من ارتضى من رسول...) است(11).

و با مستقل نبودن علمشان طبق فرموده خدا: (ولو كنت اعلم الغيب لاستكثرت من الخير و ما مسّنى السّوء...)(12) منافاتى ندارد.

ولايت و علم غيب نبى و امام مانند شفاعت است، هيچ كسى جز خداى متعال به طور مستقل، مالك و داراى آن نيست، (قل لله الشّفاعة جميعاً...)(13).

اگرچه به امر پروردگار بزرگ، افرادى مانند پيامبر و امام داراى مقام شفاعتند، (لا يشفعون الاّ لمن ارتضى...)(14).

پس گفته خداوند: (تكن مثلى) يا (فلا تضربوا لله الأمثال...)(15) با (ليس كمثله شى‏ء...)(16) منافاتى نخواهد داشت، زيرا (تكن مثلى) طولى است، و آن كه نفى شده است، عرضى و استقلالى است.

و دنباله حديث، (اقول للشّى‏ء كن فيكون و تقول للشّى‏ء كن فيكون)(17) قرينه و دليل مثل بودن طولى و استقلالى است.

ادلّه‏اى كه بر ولايت معصومين (عليهم‏ السلام) دلالت مى‏كند

 

آنچه دلالت بر ولايت آن بانوى مكرّمه مى‏نمايد، خواه در خصوص ايشان يا در ضمن ولايتى كه براى بقيّه معصومين (عليهم‏ السلام) وجود دارد فراوان است، برخى از آنها قبلا يادآورى شد و برخى ديگر بعدا ذكر خواهد شد:

از جمله سخن امام حسن عسكرى  عليه السلام است كه فرمودند (فاطمة حجّة الله علينا) فاطمه  سلام الله عليها حجّت پروردگــار بر ما ائمّه مى‏باشد(18).

و نيز حديث كساء و سخن پيامبر  صلي الله عليه واله وسلم كه فرمود: (لولا علىٌّ لما كان لفاطمة كفو آدم فمن دونه) اگر على  عليه السلام نبود همتايى براى فاطمه  سلام الله عليها يافت نمى‏شد از آدم  عليه السلام تا ديگران(19).

و همچنين ادلّه‏اى كه به تساوى آن مكرّمه با حضرت على  عليه السلام دلالت مى‏كند.

و همچنين ادلّه‏اى كه دلالت برافضل بودن ايشان بر تمام پيامبران مى‏كند به ضميمه ادلّه‏اى كه درجات مختلفى از ولايت را براى پيامبران ثابت مى‏كند.

و احاديثى مانند (عبدى اطعنى تكن مثلى) كه ولايت را براى هر بنده مطيع پروردگار ثابت مى‏كند كه به طريق اولى بر ولايت آن بانو دلالت مى‏كند.

و نيز: قول حضرت على  عليه السلام كه فرمودند (الخلق بعد صنايعنا) ما ساخته پروردگاريم و مخلوقات ساخته ما هستند.

و اينكه خداوند دين خود را به رسولش تفويض نمود.

و هم چنانكه معصومين (عليهم‏ السلام) جايگاه مشيت و اراده خدايند و اراده حق در آنها متحقق مى‏شود.

و توقيعى (نامه‏اى) كه از حضرت مهدى، صاحب‏الأمر  عليه السلام روايت شده كه بعدا با ذكر منابع، احاديث مربوطه ذكر خواهد شد.

اين ادلّه و دليلهاى ديگر ولايت را براى آن حضرت اثبات مى‏كند.

از آيات قرآن نيز آنچه دلالت بر ثبوت ولايت براى همه آنها مى‏كند آيه شريفه (النّبىّ اولى بالمؤمنين...)(20) است به ضميمه آيات و روايات متواتره، زيرا آنها همگى نور واحدند و هرچه براى اوّل ايشان باشد براى آخرين آنها نيز ثابت است. و همچنين آيه شريفه: (إنّما وليّكم الله...)(21)، ولايتى در مرتبه ولايت پيامبر اكرم  صلي الله عليه واله وسلم براى آنها ثابت مى‏كند هرچند از نظر فضيلت، درجات متفاوتى دارند. حضرت على  عليه السلام در درجه بعد از پيامبر اسلام  صلي الله عليه واله وسلم است. و حضرت زهرا  سلام الله عليها در درجه بعد از حضرت على  عليه السلام است. يا طبق بعضى از روايات با او مساوى مى‏باشد. بعد از ايشان امام حسن  عليه السلام و پس از او امام حسين  عليه السلام ، سپس حضرت مهدى  عليه السلام است. و بعد از حضرت مهدى  عليه السلام، امامان قبلى در درجه فضيلت قرار دارند. اين نتيجه‏ايست كه از بعضى احاديث استفاده مى‏شود.

1 ـ بحار الانوار: ص336 ح16 ب10 چاپ بيروت.

2 ـ اين تصرّف به خاطر احاطه وجودى آنان بر عالم است چونكه اشرف مخلوقات هستند و اشرف بايد سعه وجودى او از ديگران بيشتر باشد.

3 ـ تفسير اطيب البيان: ج13 ص225.

4 ـ سوره نمل: آيه 40 .

5 ـ سوره ص: آيه36 و37 .

6 ـ سوره انبياء: آيه 79 .

7 ـ لكه‏هاى سفيد كه روى پوست بدن پيدا مى‏شود.

8 ـ سوره آل عمران: آيه49 .

9 ـ (مثل بر وزن حبر يا وزن فرس) ، اوّلى اسم مصدر است و دومى مصدر است، از قبيل شبه و شبه و حسن و حسن.

10 ـ سوره اعراف: آيه188.

11 ـ سوره جن: آيه26 و 27 (عالم الغيب فلا يظهر على غيبه احدا الاّ من ارتضى من رسول...) او داناى غيب است و كسى را بر غيبش آگاه نمى‏كند مگر آن كه خود برگزيده است.

12 ـ سوره اعراف: آيه188 اگر من از غيب آگاه بودم برخير و نفع خود هميشه مى‏افزودم و هيچگاه زيان و رنج نمى‏ديدم.

13 ـ سوره زمر: آيه44 بگو همه شفاعتها به خدا اختصاص دارد.

14 ـ سوره انبياء: آيه28 شفاعت نمى‏كنند جز آن كسى را كه خدا از او راضى باشد.

15 ـ سوره نحل: آيه74 از روى جهل و نادانى براى خدا مثل و مانند نشماريد.

16 ـ سوره شوراى: آيه11 مانند او چيزى نيست.

17 ـ بحار الانوار: 376/9 ح16 ب24 .

18 ـ به تفسير اطيب البيان: ج13 ص225 رجوع شود.

19 ـ تهذيب: ج7 ص470.

20 ـ سوره احزاب: آيه6 .

21 ـ سوره مائده: آيه55

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532