-
چهارشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۰
-
ابعاد
گسترده خروج بي سابقه زنان از خانه گرچه مزايايي در برداشته، اما تاثيرات
مخرب وسيعي بر نهاد
زن بايد محور اصلي خانواده و زندگي باشد و با اشتغال بر اساس برخي يافته ها؛مادران شاغل در
مقايسه با مادران خانه دار وقت کمتري را به مراقبت از کودکان خود و بچه
داري اختصاص مي دهند. نهايت وقتي که صرف کودک مي کنند، يک سوم مادران خانه
دار است. از اين رو مادران خانه دار به دليل وقت
زيادي که صرف فرزندان مي کنند رابطه مناسبي با آنها برقرار کرده اند و
فرزندان آنها از رفتارهاي بي توجهي، فزون خواهي و سازش محيطي، کم تر رنج
مي برند و به دليل حضور بيشتر مادرانشان در منزل کمتر از نظر عاطفي رنج مي
برند.براي تغذيه روح کودک، پدر و مادر توأماً نقش دارند ولي در اين زمينه
نقش مادر بيشتر تغذيه عاطفي طفل است که عامل بزرگي براي سازندگي اوست. کودکي که از مهر مادري سرشار مي گردد، از آن لذت در نتيجه حضور هرچه بيشتر مادر در کنار
فرزندان بويژه در سال هاي آغازين، نياز عاطفي آنان را براي رشد بهنجار
شخصيت و عواطف شان فراهم مي سازد و نبود مادر در کنار کودک، به سبب اشتغال
مي تواند زمينههاي اختلال را فراهم سازد. همچنين عدم حضور مداوم زن در خانه به معني
بحران سرپرستي است و عدم نظارت در سنين رشد در کنار فرزندان در تربيت آنان
اختلال ايجاد مي کند و زمينه آسيب پذيري خانواده و فرزندان را افزايش مي
دهد. گرمي و وقتي به منزل مي رسد با فشار مضاعف کار منزل و امور اسلام از زن وظيفه اقتصادي و تأمين معاش
نخواسته است هرچند اگر از بعد مثبت به آن نگريسته شود مي تواند موجب کمک
به اقتصاد خانواده گردد ولي نه به قيمت فروپاشيدن خانواده. البته اسلام هرگز زن را در خانه زنداني ننموده و شرکت زنان در مشاغل و فعاليت هاي مثبت و سازنده اجتماعي را ممنوع نکرده است.
خانواده و شالوده اساسي رشد کودک در شبکه ارتباطي
خانواده و فضاي رواني درون آن بر جاي نهاد که اين رويداد بارها مورد توجه
محققان و روانشناسان قرار گرفته است.
تماموقت نقش محوري آنان در خانواده گرفته شده و اين باعث تمامپريشانيها و نگرانيها در خانواده است.
ميبرد و روح ناآرامش آرام مي گيرد. محروميت از مهر مادري اگر دوام يابد
موجبات اختلال و نابساماني هايي را در کودک فراهم مي آورد و حتي ممکن است
کودک را به بيماري هاي عصبي دچار سازد.طفل در دوران پرستاري (سه سال اول)
حتي از جدايي کوتاه مدت مادر شديداً مضطرب است و دست خوش ترس و ناامني مي
شود.
جاذبههايي که بين زن و مرد وجود دارد با اشتغال مداوم زن در بيرون از
خانه دچار تزلزل ميشود زن خسته از مشکلات محل کار، خريد مايحتاج منزل ،
اياب و ذهاب بچهها، ترافيک، گرمي و سردي هوا، و غيره ... .
شوهرداري و بچه داري مواجه مي شود و ديگر چنين زني
جاذبههاي رواني- جنسِِِِِِي را که عامل و رِِِِِِيشه خوشبختي زوجين است،
نمي تواند به راحتي بروز دهد و کالبد شکافي بعضي از طلاق ها نشان مي دهد
ريشه دلزدگي زوجين از يکديگر در دافعه هاي رواني - جنسي است .






