-
شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۰
-
هر از چند گاهي موضوع حجاب در رسانه ها به تبع برخورد نيروهاي سازماني يا شخصي با منكر بي حجابي، مورد نقد و بررسي قرار مي گيرد.
در اين بررسي ها عموما مناقشات بر سر تعيين متولي و حد تعادل برخورد با فرد
بي حجاب است. ريشه اين اختلافات به دو دليل است. مهمترين دليل اينكه هيچ
وقت حد و حدود حجاب زن و مرد در حكومت ديني از طرف جميع مراجع به صورت
صريح تعريف نشده است و دومي نا نگاه درست به فرد بي حجاب است.
دليل اول را بايد عاجزانه از علماي ساكن و مستقر در حوزه هاي علميه درخواست كرد و اما دليل دوم.
اگر نگاه درستي به سوژه صورت گيرد مي توان براي سازمان متولي تعريفي واضح از جنس برخورد تعريف كرد و طبق قاعده "يك عارضه يک يگان"، براي هر معضل، از يك سازمان انتظار داشت و آن را پاسخگو كرد.
از آنجايي كه خداوند فطرت را در انسان به وديعه گذاشته، فرد مرتكب منكر اساسا يا مجرم است يا بيمار. البته اين دو حالت بعضي اوقات همزمان در فرد پديدار مي شود.
براي بررسي دليل دوم يعني نگاه درست به سوژه، نگاهي گذرا به بحث قديمي "معتاد؛ مجرم يا بيمار" مي تواند سرآغاز خوبي براي فهم موضوع باشد.
طبق دو آيه (لا يكلّف الله نفساً الا ما
آتاها و لا يکلف الله نفسا الا وسعها) قرآن از نظر خداوند مجرم يا بيمار
بودن فرد خاطي بستگي دارد به 1- ميزان آگاهي فرد و 2- عناد ورزيدن با
دستور خداوند دارد اما چون بشر توانايي سنجش ميزان علم و عناد فرد را با
موضوعي ندارد بايستي ميزان حد جرم يا حاد بودن بيماري فرد عامل منکر را با
سنگ محک ديگري بسنجد. اين شاخص ها به دو مولفه کلي تقسيم
مي گردد: فرهنگ اجتماعي، ميزان حد منکر.
البته ميزان حد منکر هر چقدر هم که کم و کوتاه باشد از دايره منکرات خارج
نمي شود لذاست که مفهوم بد حجابي اساسا وجود ندارد زيرا فرد يا در محدوده حجاب است يا خارج از آن يعني بي حجابي.
بيماري :
هر عاملي که بتواند نظم داخلي بدن را برهم بزند يا تند کند يا بي حرکت نمايد مي تواند عامل بيماري زا باشد، اين عوامل مي توانند: غذا، دارو، ضربه، ميکروب، باکتري، سرما، گرما، غم و اندوه .... باشند. اما در بحث عقيده و فرهنگ مي توان از ضد فرهنگ به عنوان ميكروب نام برد كه قصد نهايي آن ورود به اعتقادات فرد و تغيير ارزشگذاري ارزشها و فرهنگ متداول فرد و جامعه مي باشد.در زيست شناسي، هر نوع حالت غير عادي در موجود زنده که عملکرد بدن او را مختل کند، بيماري نام دارد. گاهي از اين واژه براي بيان حالتهاي غيرعادي، نگران کننده يا عملکرد بد در حوزههاي ديگر نيز استفاده ميکنند؛ مثل بيماري جامعه.
جرم :
جُرم يا بزه، به معني هر انجام هر نوع رفتار يا ترک رفتارياست که قانون را نقض ميکند و مجازات در پي دارد. اهميت نسبي جرايم مختلف و شيوه کيفر دادن فعاليتهاي مجرمانه؛ در طول تاريخ و در جوامع مختلف، متفاوت بودهاست.يک فرد بيمار هرگز خودش به سراغ بيماري نمي رود و اين بيماري است که به سراغ فرد مي آيد و هميشه يک بيمار تلاش مي کند که بيماري را از خود دور کند و به همين دليل تحت نظر پزشک تلاش مي کند که مداوا شود و از هر آنچه که باعث تشديد بيماري اش مي شود گريزان است.
ولي يک مجرم خودش با توجه به آگاهي نسبت به عواقب کارش به سراغ جرم
مي رود و در بسياري از موارد مجرمين نسبت به جرمي که انجام مي دهند و
عواقب سوء آن آگاهي کامل دارند ولي باز هم مرتکب کار نادرست مي شوند.
بسياري از مجرمين هم اصلا" تمايلي براي بهبود بخشيدن به زندگي و روش زندگي
خود ندارند و حتي در مواردي کمک ديگران را هم رد مي کنند .
فرد معتاد ابتدا مجرم است و سپس بيمار مي شود
بر اساس تعاريف جرم و بيماري؛ فرد معتاد در ابتداي مصرف "مجرم" است زيرا خودش با آگاهي به سراغ مواد مخدر مي رود ولي پس از انكه فرد مصرف كننده به معتاد بدل گشت و بدن وي عادت و نياز به مواد پيدا كرد، به جرگه افراد "بيمار" مي پيوندد.
پس فردي كه هنوز عادت به مصرف مواد مخدر نكرده بايستي به عنوان مجرم توسط نهادهاي امنيتي مورد عنايت قرار گيرد اما بعد از آنكه دچار اعتياد شد بايد در مراكز تربيتي-پرورشي به بهبودي اوضاع فرد معتاد پرداخت.
بي حجاب مجرم است يا بيمار؟
اينكه فلسفه و حكمت حجاب چيست به كرات به آن پرداخته شده است اما موضوع مغفول مانده اين است كه فرد بي حجاب در چه مرحله اي از انجام اين منكر است و چه نهادي به چه ميزاني بايد با آن برخورد كند؟قضيه فرد بي حجاب عكس فرد معتاد است. فرد بي حجاب در اوايل سالهاي بلوغ يك بيمار تلقي مي شود. زيرا هرگز فرد خودش به سراغ "بي حجابي" نمي رود بلكه مروجين ضد فرهنگ بي حجابي طي فرايندي فرد را برخلاف فطرتش وادار مي كنند تن به اين خفت دهد. در اين مسير افرادي كه بي حجابي را توجيه يا زينت مي دهند، مجرم هستند اما فرد مورد حمله اين افراد يك بيمار است.در نتيجه وظيفه مراكز تبيتي مانند مدرسه، صدا و سيما و ... اين است كه همواره نگاه بيمار گونه به فرد بي جاب داشته و راهكار هاي لازم جهت بهبودي فرد بيمار را طراحي و اجرا كنند.اما پس از آنكه فرد بي حجاب با معارف حجاب آشنا و از فرهنگ اجتماعي مطلع شد ولي اراده اي براي بهبودي اوضاع خود نكرد، به يك مجرم تبديل مي شود زيرا عموما مجرمين نسبت به جرمي که انجام مي دهند و عواقب سوء آن، آگاهي کامل دارند ولي باز هم مرتکب کار نادرست مي شوند.ميزان برخورد اننظامي با فرد بي حجاب در جامعه اي با فرهنگ غالب حجاب، بستگي به ميزان تبرج و خودنمايي فرد خاطي دارد و به هر ميزان كه از حد حجاب گذشته باشد بايستي مورد شماتت و مواخذه قرار گيرد.
به نقل از سايت الف






