-
شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۰
-
ابتداي آتش فساد، يك جرقه است
اين جرقّه، رفته رفته شعله ميشود.
زين سبب،
بايد از بروز اين جرقّه بيم داشت.
بوييدن عطر و گل، روح را آرامش و دل و جان را نشاط ميبخشد.
عفونت مرداب و لجنزار و لاشه هم، آزار دهنده و نفرتآور است.
هر يك از اين «گلبرگ»ها عطر خاصّ خود را دارد.
رايحه گلبرگها روحپرور است و شميم آنها، مشام جان را نوازش ميدهد.
مخاطب اين دسته گل، هم بانوان با حجاباند كه خود را به اين جلوهي معنوي آراستهاند و بهاي گوهري را كه دارند، ميدانند.
هم آنان كه در ذهنشان نسبت به حجاب، سؤال و ابهام دارند يا خداي ناكرده از قيمت گوهر وجود خويش و سرمايهي عفاف بيخبرند و به اسم آزادي، هيزم آتش گناه و بنزين شعلهي هوس ميشوند.
وقتي كه پلها شكست و راه برگشت بسته شد، روزي كه پيمانه ريخت و آبرو رفت، چه افسوسها كه بر اين «بنبست بيآبرويي» ميخورند و چه «اي كاش ...»هاي بيثمر بر زبان ميآورند.
وقتي با چشم دل ميتوان ملكوت را ديد،
وقتي ميتوان به چشم خدا و فرشتگانش زيبا و آراسته جلوه كرد،
وقتي ميتوان جمال و جواني را نردبان عروج به بام آسمان كرد و با اين سرمايه، آخرت و بهشت را خريد، آيا حيف نيست كه چشم به گناه آلوده شود و چهره و تن و اندام، دام ابليس براي شكار گردد و انسان عرشي، زير آوار هوس و عصيان دفن شود؟!
بستن چشم بر روي «حرام» صد دريچه به روي «باغ معني» و بوستان كمال ميگشايد.
قهرمان كسي است كه بر هوسهاي شيطاني و وسوسههاي ابليسي غالب آيد.
و ... شيعه كسي است كه آن چنان زندگي كند كه بتواند سربلند و با عزت، به روي محمد و علي و فاطمه عليهم السلام بنگرد.
جواد محدثي






