-
شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۰
-
بدون شك يكي از اصلي ترين راهكارهاي مقابله با معضلاتي از جمله طلاق و عواقب و تبعات آن،تقويت نهاد خانواده مي باشد.تقويت نهاد خانواده نه تنها از بحرانهاي فردي و اجتماعي پيشگيري مي كند،بلكه در مقابله با بحرانهاي اجتماعي نيز نقشي اساسي ايفا مي كند.بنابر اين تقويت نهاد خانواده هم حكم پيشگيري از بحرانهاي اجتماعي دارد و هم حكم درمان را.
بسياري از خانواده هايي كه فرزندان آنها دچار ناهنجاري شده است،سعي دارند ريشه اين ناهنجاري را در درون اجتماع جستجو كنند و در اين خصوص توجهي به نقش خود و خانواده در بروز ناهنجاريها نميكنند.اما اين مسئله به هيچ عنوان صحيح نيست و خانواده مستحكم و قاعده مند مي تواند فرزنداني مستحكم پرورش دهد.واقعيت امر اين است كه اگر خانواده داراي اركان قدرتمند نباشد و پايه هاي آن سست باشد يا اينكه فرد داراي خانواده اي از هم گسيخته باشد ،فرزند مي تواند پس از رسيدن به سن بلوغ در معرض آسيبهايي ملموس قرار گيرد.برخي افراد نيز در نبود خانوادهاي كه بتوانند معضلات خود را در پناه آن حل كنند در دام شبكه هاي منحرف اجتماعي گرفتار شده و به ندرت از ارزشهاي انساني فاصله ميگيرند.همچنين خانواده نقش مهمي در بازگشت فرزندان از برخي راههاي به خطا رفته ايفا ميكند.به عبارت بهتر،خانواده هم در عرصه پيشگيري از بحرانهاي اجتماعي و هم در عرصه درمان اين بحرانها اصلي ترين نقش را دارد.بديهي است كه يك خانواده اصيل و محكم هيچ گاه اجازه سوق يافتن فرزندان به سوي بحرانهاي اجتماعي را نمي دهد،اما برخي خانواده ها نيز پس از مواجهه با آسيبهاي فردي و اجتماعي تبلور يافته در درون فرزندانشان به خود آمده و مشي خود را به سمت و سوي رويهاي مثبتو تعامل برانگيز تغيير ميدهند.اين تغيير مشي در نوع خود قابل تحسين است هرچند كه بايد از ابتدا فرزندان را بر اساس اصول و چارچوبهايي محكم پرورش داد.
واقعيت امر اين است كه با تشديد هجمه هاي فرهنگي دشمنان در راستاي هنجار زدايي از جوامع كه از طريق توليد محصولات ضدفرهنگي و سريالهاي ظاهرا جذاب و در حقيقت مخرب صورت مي گيرد، جامعه اكنون بيشتر از هر زماني نيازبه مشاوره و رويارويي تخصصي با مسائل و مشكلات دارد.در اين خصوص خانواده ها بايد به مشاوره به عنوان يك نياز مستمر در امور و راهكار ثابت شده مفيد در مسائل نگاه كنند.اساسا مشاوره امري مطلوب و پسنديده است و مي توان به صراحت عنوان كرد كه بهترين راه ممكن در راستاي تقويت بنيان خانوادهها در عصر حاضر بهره مندي از راهنمايي ها و مشاوره هاي سودمند است .مشاوره مي تواند ضمن بهره مندي در مراجعات زوجين، زمينه آسيب شناسي و بهره مندي علمي از اين اطلاعات را توسط مشاورين فراهم آورد.همچنين فرزندان نيز مي توانند با مراجعه به مراكز مشاوره روابط خود و ديگر اعضاي خانواده مخصوصا والدين را تنظيم و بازتعريفي دوباره كنند.اگر در خانواده اي روابط و مناسبات از حالت طبيعي خارج شده و به ورطه افراط يا تفريط بيفتد شاهد بروز ناهنجاريهاي مزمن در اين نهاد مقدس و مهم خواهيم بود.تاكيد دين مبين اسلام بر اصالت نهاد خانواده نيز به همين دليل است .غرب دريافته است كه در راستاي تزريق انحرافات در جوامع اسلامي بهترين راه تضعيف نهاد خانواده از طريق يك جنگ فرهنگي است.
نهاد خانواده مهمترين نقش را در تعالي فرد و اجتماع ايفا مي كند.از هم گسيختگي هاي اجتماعي و اخلاقي در غرب تحت تاثير دور بودن بسياري از افراد از نهاد خانواده صورت مي گيرد.بر اساس تحقيقات صورت گرفته در همه كشورهاي دنيا،گسست خانواده مترادف با گسست فرد است و خانواده اي كه از هم گسيخته يا نيمه گسسته باشد و تربيت فرد در آن به خوبي صورت نگيرد مي تواندمولد بحرانهاي پايدار در جامعه باشد.به عبارت بهتر تربيت فرد و جامعه از يكديگر جدا نيست و آنچه در خانواده و در طول حيات فرد
ميگذرد تاثير بسزايي در استحكام پايه هاي تربيتي اجتماع دارد. همين قاعده كلي ايجاب ميكند كه اهميت ويژه اي براي نهاد خانواده قائل شويم.از اين حيث خانواده ها و والدين بايد نقش مهم خود در تربيت فرزندانشان ر ا در يافته و در اين خصوص همه توان خود را به كار گيرند.متاسفانه سهل گيري و بي توجهي برخي خانواده ها سبب شده است تا بسياري از ضد ارزشها در همان فضاي خانواده به ارزش تبديل شده و خود را در ناملايمات و ناهنجاري هاي اجتماع نشان دهد.
بخشي از فرهنگ سازي سالم در خانوادهها و راهنمايي در اين چارچوب بر عهده مسئولين و بخش عمده،يعني بخش اجرايي آنبر عهده خود خانواده هاست.در اين خصوص مشاوره خانواده امري ضروري محسوب مي شود و خانواده ها نيز بايد خود را نسبت به اين مشاوره ها مشتاق نشان دهند.بسياري از خانواده ها پيچيدگي ها و آسيبهاي اجتماعي و فردي كه مي تواند گريبانگير فرزندانشان شود را درك نمي كنند و در اين خصوص لازم است آگاه شوند.در اين ميان برنامه هاي رسانه هاي عمومي و مخصوصا صدا و سيما نقش بسيار موثري بر عهده خواهند داشت .در اين خصوص تلاشهاي زيادي طي سالهاي اخير صورت گرفته است اما لازم است اين تلاشها به صورتي هدفمند و موثر تعريف شود.ساخت برنامه هايي كه بتواند از نزديك خانواده ها را در جريان نيازهاي فرزندان و آسيبهاي اجتماع قرار داده و سپس نحوه تعامل موثر ميان اعضاي خانواده با يكديگر را بياموزد بسيار مهم تلقي
مي گردد.انجام مشاوره هاي خانواده بايد در جامعه جدي گرفته شده وبه فرهنگ تبديل شود.
احمد رضا آل طاهر






