-
یکشنبه ۵ تیر ۱۳۹۰
-
اگر زن در توجه به زیبایی ظاهری و خودآرایی افراط كند، كمكم به حدّی میرسد كه بیمارگونه به تجمّل و آرایش میپردازد و هیچگاه احساس ارضا و سیری نمیكند.شهید مطهّری در اینباره مینویسد: «روح بشر فوقالعاده تحریكپذیر است. اشتباه است كه گمان كنیم تحریكپذیری روح بشر محدود به حد خاصّی است و از آن پس آرام میگیرد. همانگونه كه بشر ـ اعم از مرد و زن ـ در ناحیه ثروت و مقام، از تصاحب ثروت و تملّك جاه و مقام سیر نمیشود و اشباع نمیگردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است. هیچ مردی از تصاحب زیبارویان و هیچ زنی از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمیشود. و از طرفی، تقاضای نامحدود ، خواه ناخواه، انجام ناشدنی است و همیشه مقرون است به نوعی احساس محرومیت، دست نیافتن به آرزوها به نوبه خود، منجر به اختلالات روحی و بیماریهای روانی میگردد».
از اینجا فلسفه و حكمت وجوب پوشش و حجاب برای زن در اسلام مشخص میشود؛ زیرا این حكم به دلیل اینكه نقش اساسی در متعادل كردن غریزه خودنمایی و تبرّج زن دارد، عامل مهمی برای جلوگیری از بخش بزرگی از اضطرابها و دغدغههای فكری زن محسوب میشود.
غریزه حیا
خصیصه حیا و شرم به طور طبیعی، در زن بیش از مرد وجود دارد. به همین دلیل است كه زن فطرتا و از روی طبع و غریزه، میل به پوشش بدن خود در مقابل نامحرم دارد و از برهنگی دچار اضطراب میشود. شواهد فراوانی در اسلام بر فطری و غریزی بودن حیا برای زن وجود دارند و علاوه بر اینكه قرآن به این مطلب اشاره كرده، از نظر روانشناسی، زیستشناسی و جامعهشناسی نیز قابل اثبات است.






