بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

اقسام چهارگانه عفاف

عفت جنسي
اين است که انسان خودش را کنترل کند، قرآن در اين باره مي فرمايد: «وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا»؛ افرادي که زمينه ازدواج برايشان فراهم نيست و مجردند، بيشتر در معرض خطر و آسيب هستند، آنها بايد عفت بورزند. راه دست يابي به عفت طبق توصيه اوليه اسلام، ازدواج است: «وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
برادران و خواهران گرامي! اگر غريزه انسان يله و رها شود خطرها، جنايت ها و آسيب هاي فراواني مي آفريند، لذا اسلام براي کنترل شهوت و حفظ عفاف مي فرمايد: جلوي محرک ها را بگيريد. محرک باعث مي شود شهوت انسان تحريک گردد. قرآن کريم به زن هاي پيغمبر صلي الله عليه وآله وسلم  سفارش مي کند که تحريک کننده حرف نزنند: «تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ».اين پيام براي همه زنان است که نوع حرف زدن يک خانم مي تواند محرک باشد، پس گاهي سخن گفتن و حرف زدن با يک تلفن يا يک ندا، شهوتي را تحريک مي کند، لذا مي فرمايد: حرف زدن خانم ها طوري نباشد که براي نامحرم موجب تحريک گردد.
قرآن به زن هاي پيغمبر صلي الله عليه وآله وسلم  مي فرمايد راه رفتن تان نبايد موجب تحريک شود. دختر شعيب در حالي که جوان، مجرد و عذب بود وقتي پيش حضرت موسي آمد تا پيام شعيب را برساند: «تَمْشي عَلَي اسْتِحْيهاء»؛ يا حيا راه مي رفت؛ پس ما راه رفتن و سخن گفتن «با حيا» و «بي حيا» داريم.
اسلام براي ايجاد «عفت جنسي» چند راهکار دارد: اول اينکه: جلوي محرک ها بايد گرفته شود؛ بدين معني که مي گويد: خانم محترم! تحريک کننده حرف نزن، تحريک کننده راه نرو، زينت هاي خودت را براي نامحرم آشکار نکن. لذا رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم  فرمود: «أَحَبُّ الْعَفَافِ إِلَي اللهِ عَفَافِ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ»؛ محبوب ترين عفاف نزد خداي تعالي عفت شکم و عفت جنسي است.
شما سوره احزاب آيه 35 را ببينيد – توصيه مي کنم اين آيه را ملاحظه کنيد – براي مردان و زنان سالم ده صفت گفته شده است. جامعه سالم به در و ديوار شهرها ارتباط ندارد، وقتي گفته مي شود جامعه سالم و خانواده سالم مقصود اين است که زن و مرد آن به اخلاق الهي آراسته باشد. واقعاً اگر اين ده صفت بين مردم واقع شود، جامعه سالم مي گردد. يکي از آن صفات: «وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ»است. مردها و زن هايي که در جامعه اسلامي قوه جنسي خود را کنترل مي کنند، از عفت جنسي برخوردارند.
غربي ها مثل فرويد و ديگران مي گويند: مسايل جنسي را آزاد بگذاريد، اين قدر حسّاسيت ايجاد نکنيد؛ زيرا اين آزادي باعث مي شود تا حساسيت ها کم گردد. وقتي همه بي حجاب بودند و فساد زياد بود و قواي جنسي را هر کسي از هر راهي که خواست ارضا کرد، ديگر شور و اشتياق از بين مي رود و عادي مي شود؛ مثل کشورهاي غربي که کسي نمي ايستد به هم نگاه کند؛ چون همه بي حجابند. اين حرف، حرف غلطي است نتيجه اش اين است که شما فرزندان فحشا پيدا مي کنيد. در چنين جامعه اي فرزندان زنا پيدا مي شود، قوام خانواده از هم مي پاشد. خانواده بعد از سيزده و چهارده سالگي مالک دختر و پسر خود نيست. اگر کسي گفت: هر کس هر چه ديد بخورد؛ هر چه خواست، ببيند؛ و با هر که خواست ارتباط داشته باشد، آيا اين نشان تمدن است؟ لذا اسلام توصيه اوليه اش اين است که محرک ها را از بين ببريد. تحريک کننده حرف نزن و راه نرو! زينت هايت را آشکار نکن! نگاه به نامحرم نکن!
عفت مالی:
انسان بايد در مالش هم عفيف باشد. اينکه در مالش عفيف باشد يعني چه؟ يک معنايش اين است که اگر کسي ندار و فقير است و مشکلات مالي دارد، دنبال تهيه مال از راه حرام نرود. علي  عليه  السلام  مي فرمايد: «الْعَفَافُ زِينَةُ الْفَقْرِ»زيبايي و زينت فقر در داشتن عفت است.»
گروهي در مدينه فقير بودند خيلي وضع مالي شان خراب بود، طوري که گاهي گرسنه مي خوابيدند؛ اما قرآن مي فرمايد، آن قدر خوددار و خويشتن دار بودند و آن قدر مناعت طبع داشتند، که هر کس آنها را مي ديد فکر مي کرد پول دار هستند. به قول معروف طرف صورتش را با سيلي سرخ نگه مي دارد. قرآن درباره آنها مي گويد: «يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ»؛يعني کسي که خبر نداشت، فکر م کرد آنها پولدار هستند.» از شدتي که عفت نفس داشتند حتي نمي گذاشتند مردم درباره آنها فکر بد کنند. وقتي پيغمبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم  مدينه آمد، نوشته اند که نزديک چهارصد نفر از اين گروه، خانه نداشتند. حضرت براي آنها ايواني در کنار مسجد – که الان هم به نام صفّه معروف است – درست کرد. البته صفه اي که الان در مدينه وجود دارد، جا به جا شده و محلش جلوتر است. اين جايي که الان به نام صفه است در گذشته دکّه خواجه ها نام داشته است. فقرا شب داخل صفه مي خوابيدند، رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم  بعضي شب ها برايشان، نان، خرما و غذا مي آورد. با وجود اينکه خود پيغمبر صلي الله عليه وآله وسلم  هم امکانات مالي نداشت، روزي يکي از آنها به حضرت گفت: يا رسول الله! جگرمان سوخت، چقدر خرما بخوريم! حضرت فرمودند: نمي داني جگر سوختن يعني چه! قرآن مي فرمايد: روز قيامت آتش جهنم جگر مي سوزاند. آتش جهنم و قيامت است که در بطون و درون افراد حرارت ايجاد مي کند. آن شخص خيلي ناراحت و متأثر شد، گفت: يا رسول الله! حالا اين طور که شد اصلاً غذا نمي خورم. حضرت فرمود: نه، غذا بخور؛ اما ادب داشته باش و خودت را کنترل کن. گاهي خود پيغمبر، زماني که خندق مي کندند تا سه روز غذايي وجود نداشت که تناول کنند.
عفت در گفتار
سومين قسم عفاف، عفت در گفتار است. انسان بايد در گفتارش عفيف باشد، بايد حساب شده سخن بگويد، قرآن تأکيد مي کند، مردم! «قُولُوا لِلنّهاسِ حُسْناً»؛ يعني چه؟ امام فرمود: يعني همان طور که دوست داريد مردم درباره شما حرف بزنند، شما نيز با مردم حرف بزنيد.گر اين سفارش گهربار رعايت گردد، خواهيد ديد که گفتارها چقدر زيبا مي شوند، «إِلَي الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ»؛ پاکيزه حرف بزنيد، «قُولُوا قَوْلاً سَديداً»محکم حرف بزنيد، زيبا حرف بزنيد، اين قسم ديگري از عفاف است که انسان بايد در کلام و بيانش آن را رعايت کند و کلماتش کلمات حساب شده اي باشد.
عفت در شکم
چهارمين عفتي که بيان شده «عَفَافِ الْبَطْنِ»است. اينکه انسان اجازه ندهد هر لقمه اي وارد شکمش شود، نسبت به ورود غذا به بدن کنترل داشته باشد، لقمه حلال استفاده کند و نگذارد حرام در زندگي اش وارد گردد.

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532