-
دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰
-
قوانين حقوقي زن كه در غرب وضع ميشود با هدف سودجويي، بهرهكشي و به ميدان آوردن بيشتر زنان حتي بهقيمت نابودي توانمنديها و استعدادهاي وجودي آنها ايجاد ميشود.مباني غلط فكري در غرب موجب ظلم به زن و از بين رفتن حقوق او شده است.ناديده گرفتن نقش محوري زن در خانواده و عدم توجه به مديريت و نقش مؤثر او در مسائل معنوي و تدبيرگري زن در خانواده از مسائلي است كه موجب ظهور زن در نقش مرد و سلب موقعيتهاي خاص او براي تربيت نسل و مديريت خانواده در غرب شده است.ظرافت روحي و لطافت حياتي وجودي زن در غرب بنا به حاكم بودن جهانبيني مادي در نظر گرفته نميشود.غرب ادعاي تساوي حقوق زن و مرد را در حالي مطرح ميكند كه زن در جايگاه منحصر به فرد خانواده ناديده گرفته ميشود؛ تربيت كودكان و نقش همسري كه از زيباترين نقشهاي زن بوده و با فطرت او سازگار است، از زن سلب و براي او نقش بدلي در نظر گرفته ميشود كه با فطرتش سازگار نيست.نقشهايي كه غرب به زن تحميل كرده با لطافت او سازگار نيست. ديدگاه غرب به زن ديدگاهي امپرياليستي، سودگرايانه و سرمايهداري است به همين دليل قوانين حقوقي زن كه در غرب وضع ميشود با هدف سودجويي، بهرهكشي و به ميدان آوردن بيشتر زنان حتي به قيمت نابودي توانمنديها و استعدادهاي وجودي آنها مقرر ميشود.تمام قوانيني كه در غرب وضع ميشود بر اساس اصالت مرد است. غرب براي كسب سود و منفعت جاذبههاي جنسي زن را به قيمت معرفي كردن او در حد يك كالا، مورد سوء استفاده قرار داده و در مسائل اجتماعي، مرد را اصل قرار ميدهد؛ در اين حالت زن سعي ميكند يا با جنس مخالف خود مشابهسازي كند يا وسيلهاي براي تمتع و جلب رضايت او باشد.غرب با در نظر داشتن بُعد ماشيني و اقتصادي و به فراموشي سپردن بُعد معنوي انسان، بسياري از ظرافتهايي را كه در ارتباط زن و مرد وجود دارد، ناديده ميگيرد و فقط به جنبه جسمي و جنسي زن توجه ميكند.حجاب بخش عمدهاي از سودآوريهاي دنياي سرمايهداري را زير سئوال ميبرد و سيستم غرب را با مشكل مواجه ميكند؛ توسعه يافتن استفاده از حجاب جلوي تمتعات و بهرهكشيهايي را كه از زن ميشود، ميگيرد ضمن اينكه بازگشت خانواده به شكل سنتي موجب وارد آمدن ضررهاي اقتصادي در غرب ميشود.توسعه بازگشت به ارزشها در جوامع غربي، اساس جامعه مادي را زير سئوال ميبرد؛ در زمان حكومت رضاخان تلاش ميشد تا حجاب را به اجبار از ميان زنان ايراني بردارند اما اعتقاد محمدرضا پهلوي بر اين بود كه بايد كاري كرد كه خود زنان به برداشتن حجاب تمايل پيدا كنند كه تا حدي هم موفق شد؛ در واقع تهاجم فرهنگي نرم و بيصدا را با اشاعه هنجارشكني يا تغيير هنجارها در جامعه رواج داد.
انسيه خزعلي*






