بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

ماجراي خواهرزن ناصرالدين شاه و قطع رابطه انگليس و ايران

جنجال زن ميرهاشم در کشاکش ماجراهاي هرات و افغانستان به ابتکار ميرزاآقاخان نوري و با هدف هر چه تيره تر شدن روابط ناصرالدين شاه با انگليسي ها طراحي شده بود.
پروين خانم، همسر ميرهاشم، دختر احمدعلي ميرزا، پسر فتحعلي شاه و خواهر گلين خانم، اولين زن عقدي ناصرالدين شاه بود. اين زن را بسيار زيبا و دلربا توصيف کرده اند و گفته اند که «جمس مري» کاردار سفارت انگليس، چون به اين زن علاقه مند بود، لذا وي را در سفارت انگليس منزل داده و همسرش ميرزاهاشم خان نوري اسفندياري را که داراي سمتي در دربار بود، به عنوان منشي سفارت استخدام کرد.
ناصرالدين شاه از وضعيت وهن آميز خواهرزن خود در سفارت انگليس سخت به خشم آمد. ميرزاآقاخان نيز اين داستان را مغتنم شمرد و به آن دامن زد و جنجال شگفتي پيرامون آن راه انداخت و دست به يک سلسله مکاتبات عجيب با کاردار انگليس زد و از اين هم پا را فراتر گذاشت و ماجرا را به تمام سفارتخانه هاي خارجي مقيم تهران منعکس ساخت.
جالب است آن کاردار انگليسي هم يا از سر سفاهت يا بر طبق نقشه حساب شده، پا به پاي صدراعظم ايران پاسخ مي نوشت و نامه مي داد. گفتگوها و نامه پراکني ها ظاهراً به جايي نرسيد. پس سلطان حسين ميرزا، برادر پروين خانم که از پخش شدن اين ماجرا در بين مردم به تنگ آمده بود، اول از علماي روحاني براي اين عمل استفتاء کرد، سپس يکي از دوستانش را واداشت که پروين خانم را براي ناهار دعوت کند، همين که پروين به آن منزل رفت، گرفتند و حبسش کردند.
اين ماجرا بر سفير انگليس چنان گران آمد که سفارت خانه را تعطيل کرد و از ايران خارج شد. خان ملک ساساني در ارزيابي ماجراي زن ميرهاشم و قطع رابطه انگليس با ايران مي نويسد: اما اين قطع رابطه مربوط به زن ميرهاشم خان نبوده، بلکه تمام اين بهانه جويي ها در اين تاريخ مربوط به هرات و افغانستان بوده که ناصرالدين شاه را عصباني کرده است.
هم او در جاي ديگر مي گويد: براي پريشان کردن خاطر شاه و انصراف دولت از لشکرکشي به هرات قضيه زن هاشم خان را پيش آورد و آن مکاتبات عجيب بين سفارت انگليس و ميرزا آقاخان رد و بدل شد.
ميرزا آقاخان نوري خيانت خود را در داستان هرات که منجر به داستان زن ميرهاشم شد، اين گونه بيان کرده که: «در اواسط صدارتم ديدم امورات مختل است و وضع مغشوش و عزل من از صدارت نزديک است. جنگ انگليس را سبب شدم که پادشاه را مشغول دارم و مقام خود را محفوظ و اين کار به راستي براي دولت و ملت مضرت داشت جز آنکه من صلاح شخص خودم را در آن ديدم. در آن واقعه خيلي به ايران خسارت وارد آمد. هرات را گرفتم ولي بوشهر و خوزستان را از دست دادم... اين کار به غرض شخصي بود نه از روي دولتخواهي. همينقدر شد که جنگ با انگليس چندي عزل مرا پس انداخت چنانکه بعد از مصالحه پاريس چيزي نکشيد که مسند را از زير پايم کشيدند و مرا به خاک نشاندند.»
فرمان عزل ميرزاآقا خان، روز بيستم محرم سال 1275 ه در سوهانک شميران، به وي ابلاغ شد. ناصرالدين شاه، نوري را به يزد تبعيد کرد. شش سال در آنجا ماند «پس از برانگيختن هزار گونه واسطه و شفاعت دوستان درباري اش، شاه قبول کرد که از يزد به اصفهان و پس از چندي به قم انتقال داده شود. در آنجا روز دوازدهم شوال 1281 ه در سن 59 سالگي، منفور و ناکام و رنجور، دفتر حيات ننگينش بسته شد.»
1 - خورموجي، محمدجعفر، حقايق الاخبار ناصري، به کوشش حسين خديو جم، تهران، نشر ني، 1363 خورشيدي
2 - ساساني، خان ملک، سياستگران دوره قاجار، تهران، بابک، بي تا

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532