-
شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۰
-
... دشت در آتش و خون مي سوخت و هر لحظه برخاک تفتيده داغ تازه اي مي روييد.
زينب در آستانه خيمه، مانند کوهي استوار و شکيبا ايستاده بود.
روز دهم ماه محرم در نگاه او روزي سرشار از حماسه و زيبايي بود و او تا به آن روز، آن همه ايمان و جانبازي در راه عقيده را اين گونه شگفت و شورانگيز به تماشا نايستاده بود. از آن لحظه اي که حسين(ع) سرانجام اين کارزار دشوار را با او در ميان نهاده بود، او صبورانه لحظات تلخ تري را انتظار مي کشيد و به خود قوت قلب مي داد که در اين آزمايش بزرگ، ذره اي تزلزل و ترديد به خود راه ندهد و در برابر سختي هاي پيش رو با تمام توان ايستادگي کند و به پيماني که با حسين بسته است، وفادار بماند.
زينب با دقت تمام به سپاهيان دشمن نگاه مي کرد، در بين آنان چهره هاي آشنايي وجود داشت. چهره هايي که همه مدعيان دينداري بودند، اما زياده خواهي و حرص دنيا آنان را به اين ميدان کشيده و در صف باطل قرارداده بود.
او مي دانست که اين سپاهي که رو به روي او صف ايستاده، پيش از آنکه دشمن برادرش باشند، دشمنان پدرش علي هستند. او هر لحظه بيشتر نگران حسين مي شد که با از دست دادن ياران و نزديکانش تنها تر از هميشه، مي کوشيد تا با لبهاي تشنه و خسته از مصايب، بازهم با صداي رسا، آن قوم ديو صفت و نابکار را به راه هدايت رهنمون شود.
زينب(س) ناگاه به ياد همسرش عبدا... بن جعفر افتاد و آرزو کرد که اي کاش او اينک در اين سرزمين حاضر بود و به ياري حسين برمي خاست. اما عبدا... بن جعفر که نتوانسته بود خود را به کربلا برساند، فرزندانش «محمد» و «عون» را فرمان داده بود که ملازم حسين(ع) باشند و در راه او از هيچ مبارزه و جهادي رويگردان نباشند.زينب(س) با خود انديشيد، اکنون نوبت جانبازي فرزندان من است، محمد وعون جگر گوشه هاي من هستند و برخاسته از خانداني که نامشان با عزت و شهادت مزين است. پس افتخار حضور در چنين ميداني را نبايد از آنان دريغ کرد.
او با خود انديشيد که در اين لحظات نهايت مهر مادري آن است که با رضايت خاطر فرزندانش را به ياري حسين و به ميداني بفرستد که هيچ گاه افتخاري بالاتر و ماندگارتر از آن براي آنان وجود ندارد، پس بي درنگ به سراغ فرزندانش رفت، آنان را در آغوش کشيد و با آنها وداع کرد.
زينب فرزندان دلبندش را در حالي روانه ميدان کرد که يقين داشت ديگر هرگز آنان را نخواهد ديد... او به عالي ترين درجه اخلاص رسيده بود.
* منابع: - مقاتل الطالبين- نفس المهموم






