-
جمعه ۲۷ خرداد ۱۳۹۰
-
هيچ باغباني را سرزنش نمي کنند که چرا دور باغ خود پرچين و حصار کشيده است؛ چون باغ بي ديوار، از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولي براي باغبان باقي نمي ماند.
هيچ کس هم به نام «آزادي» ديوار خانه خود را برنمي دارد و شبها در حياط خود را باز نمي گذارد؛ چون احتمال ورود دزد جدي است. هيچ صاحب گنج و گوهري هم، جواهرات خود را بدون حفاظ و ايمني کامل در معرض ديد رهگذران نمي گذارد تا بدرخشد و جلوه کند و دلها را بربايد. چون جواهر «ربودني» است و همين ويژگي باعث مي شود در نگهداري اش نهايت سعي و کوشش به عمل آيد.
وقتي مانع ورود پشه ها شدي و راه ورودشان را بستي، خود را «مصون» ساخته اي؛ نه «محدود» و زنداني.
وقتي در خانه را مي بندي، يا پشت پنجره اتاقت پرده مي آويزي؛ خانه خود را از ورود بيگانه و نگاه هاي مزاحم در پناه قرار داده اي، نه اينکه خود را در قيد و بند و حصار افکنده باشي.
اگر براي ايمني از خطر و آسودگي از مزاحمان، خود را بپوشاني؛ نه کسي ايراد مي گيرد و نه اگر ايراد هم بگيرد، اعتنا مي کني.
زيرا سخنش را بي منطق و ناآگاهانه مي يابي و مي بيني. اينکه «دل بايد پاک باشد» بهانه اي براي گريز جاهلانه از اين مصونيت است و آويختن به شاخه «لاقيدي». وگرنه از دل پاک هم نبايد جز نگاه و رفتار پاک برخيزد.
همانا که «ظاهر» آيينه باطن است و «از کوزه همان برون تراود که در اوست.»
زن به خاطر ارزش و کرامتي که دارد بايد محفوظ بماند و خود را حراج نکند و در بازار سوداگران شهوت، خود را به بهاي چند نامه، نگاه، لبخند و... نفروشد!
زن به خاطر لطافتي که دارد نبايد در دست خشن کامجويان ديو سيرت، که نقاب مهرباني و عشق بر چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنکه «گل عصمتش» را چيدند، او را دور اندازند يا زير پايشان «له» کنند.زن به خاطر عصمتي که دارد و ميراثدار پاکي مريم است نبايد بازيچه هوس و آلوده به ويروس گناه گردد.
سادگي و خامي است که کسي «نگاه» خود را در معرض ديد و تماشاي نگاه هاي مسموم و چشمهاي ناپاک قرار دهد، و به دلبري و جلوه گري بپردازد و خيال کند بيماردلان و راهزنان عفاف را به وسوسه نمي اندازد و از زهر نگاه ها و نيش پشه هاي شهوت در امان مي ماند.
خراب کردن همه ديوارها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها، نشانه تيره انديشي است، نه روشنفکري؛ علامت جاهليت است نه تمدن! مي گويي نه؟
به طومار کساني نگاه کن «براي نمونه به پرونده هاي مفاسد اخلاقي دادسراها مراجعه کن) که پس از رسوايي و پشيماني، بر سر غفلت خود مي زنند و برجهالت خود لعنت مي فرستند. کسي که از «جماعت رسوا» نگريزد «رسواي جماعت» مي شود. (نگاه تا نگاه/ جواد محدثي)
*بايسته هاي بانوي ايراني
دو واژه «حجاب» و «عفت» در اصل معناي منع و امتناع مشترکند. تفاوتي که بين منع و بازداري حجاب و عفت است، تفاوت بين ظاهر و باطن است؛ يعني منع و بازداري در حجاب مربوط به ظاهر است، ولي منع و بازداري در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت يک حالت دروني است، ولي با توجه به اينکه تأثير ظاهر بر باطن و تأثير باطن بر ظاهر، يکي از ويژگي هاي عمومي انسان است؛ بنابراين، بين حجاب و پوشش ظاهري و عفت و بازداري باطني انسان، تأثير و تأثر متقابل است؛ بدين ترتيب که هر چه حجاب و پوشش ظاهري بيشتر و بهتر باشد، اين نوع حجاب در تقويت و پرورش روحيه باطني و دروني عفت، تأثير بيشتري دارد؛ و برعکس هرچه عفت دروني و باطني بيشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهري بيشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم مي گردد.
امروزه مقوله حجاب و عفاف در بين بانوان ايراني آن طور که شايسته بانوي ايراني که منشأ تحولات بسياري در عرصه فرهنگي، اجتماعي، علمي- آموزشي و حتي سياسي هستند مورد توجه قرار نمي گيرد.
بدحجابي منشأ اختلاف، مشاجره و فروپاشي خانواده هاست و مسأله عفاف هم براي مرد و هم براي زن صدق مي کند.
رعايت حجاب، موجب مصونيت بانوان از مزاحمتها و نگاه هاي آلوده مي شود. اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايند: «زکات زيبايي، عفت است» و يا اينکه «پوشيده و محفوظ داشتن زن مايه آسايش بيشتر و پايداري زيبايي اوست».
زن در لواي عفاف و در کانون خانواده مي تواند انسانهاي صالحي را تربيت کند. خانواده، هسته اصلي پيکره اجتماع است که زن در اين پيکره اجتماع به عنوان قلب جامعه محسوب مي شود و بايد در راه صلاح جامعه تلاش کند.
زن سالم در خانواده سالم رشد مي يابد و از دامن اوست که مرد به معراج مي رود. خانواده که قلب آن زن است، بهترين پرورشگاه روح و روان و ايمان است.
جامعه بي خانواده، جامعه اي آشفته و نامطمئن است، جامعه اي که در آن مواريث فرهنگي و فکري و عقايد نسلها به يکديگر منتقل نمي شود و تربيت انسان به راحتي و رواني صورت نمي گيرد.
به نظر مي رسد براي مقابله با اين پديده شوم و هديه غرب به ايران، با آموزشهاي صحيح فرزندان (بويژه دختران) در سنين پايين از سوي خانواده ها، تبيين صحيح فوايد و مزيتهاي حفظ حجاب از يک سو و ذکر پيامدهاي بدحجابي از سوي ديگر، نيز ارائه مشاوره در مدارس دخترانه و دانشگاه ها، عمل به فريضه امر به معروف و نهي از منکر، بيان فلسفه حجاب در مطبوعات و رسانه ملي بتوان تا حدود زيادي با اين معضل فرهنگي مقابله کرد






