-
یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹
-
این سخن از آن حضرت روایت شده كه هنگام به خاك سپردن سیده زنان، فاطمه (علیهما السلام) بر سر قبر رسول اللّه صلوات الله علیه و آله ، چنانكه گویى با او راز مىگوید، بیان داشته است :
سلام بر تو، اى پیامبر خدا. سلام من و دخترت كه اكنون در كنار تو فرود آمده و چه زود به تو پیوست.
اى رسول خدا، بر مرگ دخت برگزیده تو، شكیبایى من اندك است و طاقت و توانم از دست رفته ولى مرا، كه اندوه عظیم فرقت تو را دیدهام و رنج مصیبت تو را چشیدهام، جاى شكیبایى است.
من خود تو را به دست خود در قبر خواباندم و هنگامى كه سر بر سینه من داشتى، جان به جان آفرین تسلیم نمودى.
«انا لله و انا الیه راجعون».
آن ودیعت بازگردانده شد و آن امانت به صاحبش رسید.
و اندوه مرا پایانى نیست و همه شب خواب به چشمم نرود تا آن گاه كه خداوند براى من سرایى را كه تو در آن جاى گرفتهاى، اختیار كند.
بزودى، دخترت تو را خبر دهد كه چگونه امتت گرد آمدند و بر او ستم كردند. همه سرگذشت را از او بپرس و خبر حال ما از او بخواه.
اینها در زمانى بود كه از مرگ تو دیرى نگذشته بود و تو از یادها نرفته بودى.
بدرود تو را و دخترت را. بدرود كسى كه وداع مىكند، نه بدرود كسى كه رنجیده و ملول است. اگر از اینجا بازمىگردم نه از روى ملالت است و اگر درنگ مىكنم نه به سبب آن است كه به وعدهاى كه خدا به صابران داده است بدگمان شدهام.






