-
چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۹
-
در روایت آمده كه اولین كسی كه به خواستگاری حضرت صدیقه كبری (س) اومد ، ابابكر بود . ابابكر خواستگاری كرد و پیغمبر فرمودند : “ نه ” نفرمودند : دخترم راضی نیست . یا به فلان دلیل . فقط فرمودند : “ خواستگار حضرت صدیقه كبری(س) خیلی از شما بالاتر هست . ” بعد فرمودند : “ منظورم از خواستگار اون كسی نیست كه میاد و می خواد با حضرت فاطمه (س) ازدواج كنه . منظورم اون كسی است كه میاد و فاطمه زهرا (س) رو برای كس دیگه ای خواستگاری می كنه . ” كسانی كه به خواستگاری اومده بودند برای ابابكر ، گفتند : یعنی ما بریم و كس دیگه ای رو به خواستگاری بفرستیم ؟ پیغمبر فرمودند : “ نه ، منتظرم تا خداوند كه این كوثر رو به من عنایت كرده ، خودش هم برای این كوثر ، دامادی انتخاب كنه و حضرت فاطمه زهرا (س) رو برای اون خواستگاری كنه .
” دومین نفری كه به خواستگاری حضرت فاطمه زهرا (س) اومد ، عمربن خطاب بود . خب ، اون هم همون جواب قبلی رو گرفت و اصرار زیادی هم كه كرد ، فایده ای نداشت . كه البته اینها به دلیل مصالح سیاسی هم بود ، كه به خواستگاری می اومدند . چون اونها می خواستن شخص اول بعد از پیغمبر باشند و فكر می كردند اون قرب لازم رو كه باید داشته باشند ندارند و لذا گفتند : شاید بهترین راه این باشه كه به خواستگاری حضرت فاطمه زهرا (س) بریم .






