-
چهارشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۰
-
با ماشينم پشت سر پرايد حركت مي كردم مثل اينكه آژانس بود، ديدم صندلي عقب نشسته موهاي خودش رو از زير شال تنظيم كرد مثل اينكه خوب نشد شال رو برداشت عقب كشيد خوشحال شدم كه الان موهاشو جمع مي كنه و شال رو جلوتر مي كشه هر چند عقب و جلوش خيلي فرق نمي كرد به هر طرف مي كشيد موهاش معلوم بود. مثل اينكه شيشه عقب پرايد هم پايين بود آخه راننده نيسان از كنارش كه رد شد موهاشو تو دستش گرفت . يه موتور سيكلت هم كه رد شد هواسش پرت شد نزديك بود تصادف كنه ولي به خير گذشت ، نوبت يه ماشين ديگه شداز لاين كناري من اومد و بي خيال هم نمي شد، از كنارش رد مي شد از صحبتهاش معلوم بود داره يه حرفايي ميزنه كه اصطلاحا بهش ميگن( متلك ) اين يكي بخاطر ترافيك عقب موند. راننده پرايد آژانس هم كه معلوم بود بنده خدا اهل اين چيزا نبود سرش تو لاك خودش بود. نوبت رسيد به ماشيني كه اون جلوتر داشت تو فكر خودش رانندگي مي كرد و عجيب بود اون هم مثل اينكه سحر و جادو بشه ، دست از رانندگيش برداشت وهواسش پرت شد .از همه جالبتر اينكه گويا هيچ كدوم براي خانوم جذاب نبود تا اينكه دنبال سوژه ديگه اي مي گشت برگشت و پشت سرش رو نگاه كرد كه از بد حادثه چشمش به من كه با لباس طلبگي تو ماشين بودم افتاد و اتفاقا موهاش رو به احترام روحانيت بيشتر بيرون ريخت!!!
من بايد دور برگردان رو دور مي زدم و اوهم بايد به اين مسيرش ادامه مي داد . ديگه داشت رو ح از بدنم جدا مي شد تازه از مجلس دهه فاطميه برگشته بودم موضوع سخنراني من هم در باره حجاب ، عفاف ، حياي زنان بود . ديگه داشتم از درون گر مي گرفتم و مي سوختم . تا رسيدم نزديك خونه چشمم به يكي از طلبه ها افتاد از ماشين پياده شدم . نا خودآگاه رفتم پيش اون طلبه كه جاي ماشينش داشت به ماشينش ور مي رفت ،(گفتم موضوع رو بگم و يه كم هم خودم رو آروم كنم ويه مقداري از كمبود هايي كه ما طلاب در زمينه اين موضوع داريم حرف بزنم) كه بعد از يه چند جمله اي كه از جريان رو گفتم .گفت: آره راست ميگي ، دعا كن آقا سيد فقط دعا!!!
ومن كه ناچارا تك تك اين منظره ها رو ديده بودم به اين فكر فرو رفتم كه چه عواملي دست به دست هم داده اند كه يك زن درجامعه ما مي تواند اينقدر جسور شود كه به قصد ريشخند زدن به مقدسات و قانون اينگونه رفتار كند و هيچ كسي جرات نطق كشيدن در مقابل اين عمل زشت روهم نداشته باشد؟ سئوالاتي كه مطرح مي كنم غالبا دغدغه هاي مردم متدين وبعضا شبهاتي است كه در ذهن من ايجاد شده و بسيار دوست دارم كه پاسخ اين سئوالات را بدست بياورم.
مگر كشور ما يك كشور اسلامي نيست ؟ مگر حجاب يك اصل از اصول ديني و قانون اساسي نيست؟ چرا امر به معروف ونهي از منكر در جامعه ما بخصوص در ارتباط با موضوع حجاب و عفاف اينقدر با چالش روبروست؟ آيا ما از تشر و قيل و قال غربيها كه به ما انگ و تهمت سلب آزادي زنان بزنند، نمي ترسيم؟ آيا مي توان با دين مردم مصلحتي برخورد كرد؟ آيا وظيفه فرهنگ و ارشاداسلامي با سينمايش و هنرش و برنامه هاي فرهنگي اش مقابله با اين ضد ارزش نيست؟سازمان تبليغات اسلامي هيچ وظيفه اي در مقابل اين حركت هاي مخرب دين جوانان اين جامعه ندارد؟آيا وظيفه نيروي انتظامي حفظ امنيت وآرامش كشور نيست ؟ خب متدينين كه غالب مردم كشور ما هستند آرامش ندارند.! آيا رئيس جمهور بايد جلوي ديدگان ميليونها بيننده تلويزيوني با صراحت بگويد مشكل ما كه سه چهار لاخ موي زنان نيست !! و ما بايد فقط با بي حجابي هاي سازمان يافته برخورد كنيم؟ مابايد تاچه زماني شاهد دهن كجي و بي اعتنايي به مراجع تقليد در رابطه با حجاب باشيم؟آيا شهداي اين انقلاب و جانبازان تا كي بايد شاهد اين باشند كه خونشان پايمال يكسري افراد بي قيد وبند شود؟ آيا زنان مومنه و متعهد اين كشور اسلامي تا كي بايد حقوقشان ناديده گرفته شود ودر انزوا و مورد بي احترامي جامعه باشند در حاليكه در تمامي ادارات و سازمانهاي دولتي و غير دولتي حضور زنان و دختران بي حجاب يك امر عادي ودر عين حال با اهميت جلوه مي كند؟ آيا بر اين باور نيستيم كه بسياري از طلاقها در اين كشور نتيجه همين بي بند وباريهاي زنان خياباني و بي حجاب است، كه دليل آن هم بسيار روشن است؟جوانان خوب و مومن ما در دانشگاهها تاچه زماني بايد شاهد لاابالي گري عده اي از دختران هوسران دانشگاهي باشند؟ آيا مسئولين دانشگاهها هيچ وظيفه اي ندارند؟ تا بحال به دبيرستانهاي دخترانه و بعضا به مدارس راهنمايي دخترانه سري زده ايد كه ببينيد چطور اين دختركان معصوم گرفتار مسائل جنسي ويا بي حيايي و بد حجابي شده اند ؟ آيا حوزه در قبال اين معضلات فرهنگي جامعه چه قدمي برداشته كدام مقاله، كدام كتاب ، كدام عملكرد حوزه و كدام روحاني در جهت گسترش فرهنگ حجاب و عفاف را مي توان مثال زد؟آيا نمي شود به اين مسئله پي برد كه اگر ما بي توجه به حجاب باشيم بايد منتظر باشيم كه روزي آتش اين بي عفتي دامن همه مردم را خواهد گرفت ؟ آيا مي توان ديگر به چيزي به نام فرزند صالح حتي فكر كرد؟ بايد نشست فكر كرد تا اين مسئله اي كه در كشور ما به مشكل تبديل شده را كاملا كارشناسي كرد و درنهايت پاسخ عملي به آن داد.
حجت الاسلام سيد مجيد طاهري






