-
دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰
-
حالتی نفسانی (درونی) است که از چيرگی شهوت بر افراد جلوگيری میکند. راغب اصفهانی مینويسد: «العفّة حصول حالة للنفس تمنعها عن غلبة الشهوة.»
اين واژه در قرآن کريم به معنای عفت و خودنگهداری آمده است: «وَ أَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيرٌ لَّهُنَّ» و يا «الذين لا يجدون نکاحا ...»،
خودنگهداری هم در مورد نُمودهای شهوانی است مانند آنچه در آيات مذکور آمده، هم در مورد مال حرام يا شبههناک مانند:
«وَ مَن کانَ غنيّا فَلْيَسْتَعْفِفْ؛ آن کس که توانگر است از خوردن مال يتيمی که تحت سرپرستی اوست خودداری ورزد.»
برای عفت معانی ديگری مانند «ترک شهوت و پاکی خوی و جسم» و «نگاهداشت از ارتکاب حرام و درخواست از مردم»، ذکر شده است که به
نوعی هم معنای قناعت در آن نهفته است و هم معنای تقوا و خودنگهداری. از مجموع مطالب پيشگفته میتوان دريافت که عفاف، نوعی حالت درونی است که انسان را از گناه باز میدارد و سکاندار هدايت رفتارهای بيرونی است. حجاب، پاکی نگاه و خيال و تفکر و ... از مصاديق بيرونی و نماد عفاف هستند.
از تعريف راغب اصفهانی چند نکته مهم دريافت میشود:
1ـ عفاف اکتسابی است و اين مطلب از «حصول حالت» فهميده میشود، يعنی تحصيلی (اکتسابی) است، نه ذاتی که در اين وصف با حيا مشترک است.
2ـ نوعی بازدارندگی و نگاهداشت در آن نسبت به تمام انواع شهوات وجود دارد و در اين تعريف «غلبه شهوت» مطرح است که ظاهرا چيرگی آن بر عقل منظور است.
3ـ عفاف حالتی است که به «نفس» آدمی برمیگردد، پس نر و ماده در آن راه ندارد (چون نفس فراتر از جنسيت است) و اختصاص به زنان ندارد. صفت و حالت عفاف بايد در وجود مرد و زن نهادينه شود.






