-
سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۹
-
امام خمینی(ره) صرف بیان حکم شرعی- به اینکه چه عملی معروف است و چه عملی منکر است- را موجب اسقاط وجوب امر به معروف و نهی از منکر ندانسته است بلکه باید امر به معروف یا نهی از منکر بهگونهای اظهار شود که عرفا از آن امر و نهی کردن برداشت شود. امامخمینی(ره) در مسئلهای دیگر تصریح دارند که امر به معروف و نهی از منکر از امور ارشادی نبوده که مولوی است. اگر به تارکالصلاه گفته شود که خدا تو را به نماز امر کرده است یا به شاربالخمر گفته شود که خدا تو را از شرب خمر نهی کرده است، کفایت نمیکند بلکه باید به گونه آمرانه خطاب کند که «نماز بخوان» یا «شرب خمر نکن».
اکنون که معلوم شد امر به معروف و نهی از منکر در حوزه مفهومشناسی حکومت قرار دارد و از سنخ طلب مولوی است، نه ارشادی؛ پرسش سوم مطرح است: آیا حکومت اسلامی بر مبنای فریضه امر به معروف و نهی از منکر، میتواند زنان مسلمان را به رعایت حجاب اسلامی امر کند؟
از مطالب گفته شده در بحث امر به معروف و نهی از منکر، پاسخ این پرسش کاملا آشکار است. حجاب به عنوان فریضه و معروف شرعی قطعا متعلق امر به معروف است. امر به معروف و نهی از منکر نیز- اگر نگوییم وظیفه اختصاصی- وظیفه عام حکومت اسلامی است. پس حکومت میتواند زنان مسلمان را امر به حجاب اسلامی، به عنوان معروف شرعی و نهی از بدحجابی و بیحجابی، به عنوان منکر کند. البته چنین اقدامی از سوی حکومت اسلامی (امر به معروف حجاب و نهی از منکر بیحجابی) برمبنای امر به معروف و نهی از منکر، نوعی عدول از اولی بودن احکام حکومتی است.
حکومت از احکام اولیه است و بر مبنای هیچ اصل دیگری عمل نمیکند، چنان که نماز یا روزه از احکام اولیه است و بر مبنای هیچ اصل اولیه دیگری تشریع نشده است. حکومت اسلامی به همان عنوان حکومتی، امر به حجاب و نهی از بیحجابی میکند. به همین دلیل است که میگوییم حکومت اسلامی نمیتواند نسبت به این امور شانه خالی کند تا برمبنای عنوان ثانوی- مانند امر به معروف و نهی از منکر- او را ملزم به پیگیری این امور کرد. باید گفت از مجموع ادله شرعی معلوم میشود که حکومتاسلامی بر مبنای اصل امربهمعروف و نهیاز منکر میتواند زنان مسلمان را به رعایت حجاباسلامی الزام کند.
در این میان برخی حکومتاسلامی را در الزام زنان مسلمان بر رعایت حجاباسلامی به خشونتگرایی متهم میکنند، از اینرو، طرفداران این برداشت را به وجود باب دیگری در کتاب وسایلالشیعه ارجاع دادهاند تا از برداشت خشونتطلبانه دست بردارند. عنوان آن باب دیگر در کتاب وسایلالشیعه عبارت است از: باباستحباب الرفق بالمومنین فی امرهم بالمندوبات و الاقتصاد علی ما لایثقل علی المامور ویزهد فیالدین و کذاالنهی عن المکروهات. البته ظاهرا صاحب وسایل، شیخحر عاملی نیز از چنین اتهامی مصون نمانده است؛ زیرا به ایشان ایراد شده که چرا این رفق و مدارا را اختصاص به مکروهات و مستحبات داده است و موارد دیگر(واجبات و محرمات) را مشمول رفق و مدارا نشمرده است. پس ایشان (صاحب وسایل) هم لابد خشونتگرا هستند؛ زیرا دامنه رفق و مدارا را محدود دانسته است.
در ذیل مباحث امربهمعروف و نهیاز منکر و الزام حکومتی گفته شده با وجود صراحت دوآیه شریفه30سوره نور و 59سوره احزاب، در ذیل این دو آیه، هیچ گزارشی از پیامبرخدا(ص) نقل نشده که مسلمانان را به حجاب اجبار کند. بنابراین، حکومتاسلامی نمیتواند بر مبنای امربهمعروف و نهیاز منکر زنان مسلمان را به رعایت حجاباسلامی مجبور کند.
توجه به شأن نزول هر دو آیه یاد شده معلوم میکند که هر دوآیه از پی واقعهای بوده است که زنان مسلمان به حفظ حجاب امر شدهاند. به تعبیر دیگر، شأن نزول این دو آیه، خود گزارشی از واقعه است. پس چنین نیست که «گزارشی از پیامبرخدا(ص) نقل نشده که مسلمانان را به حجاب اجبار کند.»
آری، اگر حکمی را برحق بدانیم اجرای درست آن توسط حاکم راستین اسلامی را نباید به زور و اجبار حمل کرد. وقتی حاکم اسلامی ما را به حکم خداوند الزام کند چه جای رنجش خاطر و آزردگی و احساس زور و اجبار واقع شدن خود و دیگران است؟ فرد مسلمان حکم خداوند را برحق میداند و اجرای آن حکم توسط حاکم عادل را نیز صواب دانسته است و هیچگونه مخالفت و اعتراضی نسبت به آن ندارد تا احساس اجبار کند. او برابر حکم خداوند و حاکم عادل اسلامی تسلیم محض است. وقتی زن مسلمان مامور به حفظ حجاب میشود برابر خداوند و رسولش تسلیم محض است؛ به ویژه آشکارا مصلحت و نفع خود را در قیامت از همین حکم شرعی میبیند. در این صورت هرگز زن مسلمان احساس اجبار نمیکند و تا ابد هم اگر منتظر شنیدن گله و شکایت از او باشیم، چیزی نخواهیم شنید.






