-
جمعه ۳ دی ۱۳۸۹
-
1- صحت رواني اجتماع و کاهش هيجانها و التهاب جنسي که سبب کاهش عطش سيري ناپذيري شهوت است.
زيرا آزادي معاشرتهاي بيبند و بار، هيجانها و التهابهاي جنسي را زياد ميکند. از سوي ديگر، غريزه جنسي نيز غريزهاي نيرومند است که هر چه بيشتر اطاعت شود، سرکشتر ميشود. افزون بر اين، تقاضاي نامحدود، خواه ناخواه انجام نشدني است و دست نيافتن به آنها منجر به اختلالات روحي و رواني ميشود. لذا اسلام راه فسادجامعه را از سرچشمه ميبندد. يعني نگاه که اولين واسطة ارتباط زن و مرد است، بايد کنترل شود. به مرد ميگويد: قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم …
به زن هم ميگويد: قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهنّ و يحفظن فروجهنّ …
يعني زن و مرد نبايد چشم چراني کنند و نبايد به قصد لذت به هم نگاه کنند، و يک وظيفه خاص نيز براي زن دارد; و آن اين که خود را از مردان بيگانه بپوشاند.
2- تحکيم روابط خانوادگي و برقراري صميميت کامل زوجين.
اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهاي جنسي به محيط خانوادگي و در کادر ازدواج مشروع، پيوند زن و شوهر را محکم ميسازد و به هر يک از طرفين اين اعتماد را ميدهد که او تنها کسي است که مورد عنايت و علاقه شريک زندگي خود قرار دارد. در حالي که در جوامع غربي و سيستمهاي آزاد; رقيب و مزاحم، امنيت خاطر زوجين را از بين ميبرد.
با رواج بي حجابي و جلوه گري زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعي محدوديت و پايان آزاديهاي جنسي خود تلقّي ميکنند وافراد متأهل هر روز در مقايسهاي خطرناک ميان آن چه دارند و ندارند، قرار ميگيرند. اين مقايسهها، هوس را دامن زده و ريشه زندگي را ميسوزاند.
3- استواري اجتماعي و استيفاي نيروي کار و فعاليّت
ارتباط حساب نشده و بيبند و باريها، نيروي کار و فعاليت اجتماع را ضعيف ميکند. اسلام با فعاليتهاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي زن و تحصيل او مخالف نيست. ولي با آلوده کردن محيط کار و فساد مخالف است. لذا در اجتماعي که حريم بين زن و مرد رعايت نشود، رکود فعاليتهاي اجتماعي و انحطاط اخلاقي خواهد بود.
دختر و پسري که در محيط کار و دانشگاه تحريک شهواني شوند، از تمرکز و کارآيي آنها کاسته ميشود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نيروي فکري و کاري است.
4- بالارفتن ارزش واقعي زن و جبران ضعف جسماني او
زن از نظر عاطفي و تأثير پذيري، هميشه بر مرد تفوق دارد. لذا با رعايت حريم بين خود و مرد باعث حفط ارزش و موقعيت خويش ميشود. اسلام تأکيد دارد که هر اندازه زن متينتر و با وقارتر باشد، احترامش افزوده ميشود.
حيا، عفاف و حجاب زن ميتواند در نقش عاطفي او و تأثيرگذاري بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقويت تخيّل و عشق در مرد است و حريم نگه داشتن يکي از وسائل مرموز براي حفظ مقام و موقعيّت زن در برابر مرد است.
اسلام حجاب را براي محدوديّت و حبس زن نياورده، بلکه براي مصونيّت او توصيه کرده است، زيرا اسلام راضي به حبس، رکود و سرکوبي استعدادهاي زن نيست، بلکه با رعايت عفاف و حفظ حريم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهواني و تجاري منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدوديت، مردان هرزه ميباشد که در صدد کام جوييهاي آزاد و بي حد و حصر هستند و مصونيت زنان از دست اين گروه از مردان منظور است.
علاوه بر مطالب فوق استاد مطهري در بيان اين که چرا حجاب به زنان اختصاص يافته مي گويد: اما علت اين که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان يافته، اين است که ميل به خود نمايي و خودآرايي مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلبها و دلها، مرد شکار است و زن شکارچي، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچي. ميل زن به خود آرايي از حس شکارچيگري او ناشي ميشود. در هيچ جاي دنيا سابقه ندارد که مردان لباسهاي بدن نما و آرايشهاي تحريک کننده به کار برند. اين زن است که به حکم طبيعت خاص خود ميخواهد دلبري کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسير سازد. بنابراين انحراف تبرّج و برهنگي، از انحرافهاي مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براي آنان مقرر گرديده است”.
به عبارت ديگر: جاذبه و کشش جنسي و زيبايي خاص زنانه و تحريک پذيري جنس مردانه، يکي از علتهاي اين حکم است. توصيه و دستور الهي به پوشش و حجاب براي زنان، به منظور ايجاد محدوديت و محروميت و چيزهايي از اين قبيل که تنها فريب شيطانياند نميباشد، بلکه در واقع براي آگاهي دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که بايد از آن مراقبت و شده و حفظ شود و به تاراج نرود. اين کاملاً معقول است که هر چيزي ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بيشتري را ميطلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل يک ابزار براي مطامع سودپرستان در نيايد.
به ياد داشته باشيم که غريزه جنسي، نيرومند و عميق است. هر چه بيشتر اطاعت شود، سرکشتر ميگردد، همچون آتش که هر چه به آن بيشتر هيزم بدهند، شعله ورتر ميشود، و شهوت خود را به صورت يک عطش روحي و خواست اشباع نشدني در ميآورد.
و وضعيت جهان معاصر و کشانده شدن عدهاي به همجنس بازي نشانه آشکاري از اين حالت است.
بنابراين رعايت نکردن پوشش اسلامي توسط زنان نه تنها از بين رفتن حساسيت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغيان غريزه جنسي آنان نيز ميگردد و پس از مدتي باعث دلزدگي و بي معنايي آن خواهد شد. گاهي نيز لذت غريزة جنسي را به واسطة زياده روي و افراط از بين مي برد و انسان را به امور ديگر مي کشاند.
در مورد مردان نيز اين گونه نيست که بتوانند با هر نوع لباسي از خانه بيرون آيند و نوع پوشش آنها مي تواند به هر صورتي باشد بلکه مردان نيز در اين جهت با محدوديت هاي خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بيشتر در اجتماع و کارهاي سخت و به جهاتي که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است.






