-
یکشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۰
-
«... شايد تعبير بحران زن، تعبير تعجب آوري باشد. امروز مسأله بحران آب و هوا، بحران آب، بحران انرژي، بحران گرم شدن زمين، به عنوان مسايل اصلي بشريت مطرح مي شود؛ اما هيچكدام از اينها مسايل اصلي بشريت نيست. بيشتر آن چيزهايي كه مشكلات اصلي بشريت است، بر مي گردد به مسايلي كه ارتباط پيدا مي كند با معنويت انسان، با اخلاق انسان، با رفتار اجتماعي انسانها با يكديگر، كه يكي از آنها مسأله زن و مرد، جايگاه زن، مسأله زن و شأن زن در جامعه است؛ كه اين حقيقتاً يك بحران است، منتها به رو نمي آورند، مطرح نمي كنند و سياستهاي مسلط در دنيا به صرفه خودشان نمي دانند و شايد برخلاف راهبردهاي اصلي خودشان مي دانند كه اين مسأله را مطرح كنند».اين سخنان، بخشي از ديدگاه هاي رهبر فرزانه انقلاب در ديدار اخير با بانوان نخبه كشور است. گشودن افق نو و زاويه جديدي به بحث «بحران زن» در غرب، چنان كه خود ايشان نيز يادآوري مي كنند، ممكن است، تعبير تعجب آوري باشد، اما انديشه ورزان سپهر جامعه و خانواده، با اندك درنگي مي توانند نمونه ها و نشانه هاي بي شماري را براي اثبات وجود اين واقعيت ملموس جهان معاصر دريابند؛ نمونه هايي كه دامنه آن به مغرب زمين محدود نشده و كشورهاي ديگر و از جمله، جامعه ايراني را نيز در برگرفته است. از اين منظر، شناخت بحران زن در غرب و نقد آن، يك مسؤوليت و تكليف بي چون و چرا بر دوش جامعه شناسان و روشنفكران مسلمان است تا هم جامعه و خانواده ايراني را از آفات و آسيبهاي انديشه هاي غربي درباره زنان مصون بدارند و هم گزاف و توخالي بودن ادعاهاي غربيان را درباره مترقي و پيشرو بودن تفكراتشان درباره زن- كه همواره و با انگيزه هاي سياسي به رخ ديگران مي كشند- نه بصورت احساسي و با شعار، كه با بيان مستدل اثبات كنند.بي ترديد انديشمندان كشور در انجام اين مهم مي توانند پيشقراول و سرآمد جهانيان باشند، به شرط اينكه به موازات انجام اين انديشه ورزي بايسته، همراه با قانونگذاران و دولتمردان، موانعي كه سنتها و باورهاي نادرست بر سر راه پيشرفت، بلوغ فكري و عزت بانوي ايراني در اين سالها ايجاد كرده اند، بردارند.كوتاه سخن اينكه، بهبود جايگاه زن و در پي آن خانواده، به دو رويكرد هم زمان - نقد علمي راه رفته غرب و اصلاح باورهاي نادرست و ساختارهاي كج و معيوب داخلي- نياز دارد و بي ترديد اين مأموريت آن چنان بزرگ، مهم و خطير است كه شايد جز در قالب يك مجاهدت علمي پيوسته ممكن نباشد.






