-
جمعه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۰
-
«دوست ناباب باعث اعتياد مي شود»، «کنجکاوي عامل مصرف موادمخدر است»، «فقر، طلاق، بيکاري علت اصلي است»، «لذت جويي، خوشگذراني، جهل و ناآگاهي عامل اعتياد است» و... اين دلايل و دلايل مشابه ديگر سال هاست که به عنوان عوامل اعتياد در ايران مطرح و آن قدر گفته شده است که ديگر نگاهي را برنمي گرداند و دلي را نمي لرزاند. اعتياد هست و همچنان به پيش مي رود. پديده اعتياد به اذعان بسياري از کارشناسان و مسئولان کشور هم اکنون مهم ترين معضل اجتماعي کشور است و با وجود همه تلاش ها و مبارزه مستمر با موادمخدر گمان مي رود اين روند همچنان ادامه داشته باشد. اما نکته اي که مدتي است ذهن ها را به خود مشغول کرده کاهش سن اعتياد در کشور و درگير شدن برخي دانش آموزان با اين آسيب اجتماعي است. اين در حالي است که به گفته دکتر مصطفي اقليما رئيس انجمن علمي مددکاري اجتماعي ايران و عضو شوراي راهبردي آسيب هاي اجتماعي تهران به نقل از ايلنا بيش از ۷۰ درصد سهم دستگاه هاي دولتي در بحث پيشگيري از اعتياد متوجه وزارت آموزش و پرورش است. وي معتقد است در جامعه اي زندگي مي کنيم که بسياري از خانواده ها با سپردن دانش آموزان خود به مدارس به شکلي برخي وظايفشان را به آموزش و پرورش واگذار مي کنند. دانش آموزان در روز بيش از ۷ تا ۸ ساعت از زمان خود را در مدرسه صرف مي کنند و بايد معلم و کتاب هاي درسي و آموزش مداوم در بحث پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي در مدارس وجود داشته باشد تا بتوانيم در زمينه پيشگيري از اعتياد طي سال هاي آينده موفق عمل کنيم. به گفته دکتر اقليما برنامه هاي آموزش و پرورش در بحث پيشگيري از اعتياد در مدارس به برگزاري چند کارگاه و ارائه چند بروشور آموزشي محدود مي شود و اين کم کاري به هيچ عنوان قابل توجيه نيست. اين در حالي است که برخي کارشناسان با تاکيد بر نقش خانواده تاکيد دارند اين نهاد کوچک نقش بسيار مهمي در گرايش به سوي ناهنجاري ها و آسيب هاي اجتماعي يا سالم زيستي اعضاي خانواده دارد و نقش عواملي هم چون نبود نظارت خانوادگي و اختلافات خانوادگي به مراتب بيشتر است. دکتر عليرضا شريفي يزدي جامعه شناس خانواده و عضو پژوهشگاه تعليم و تربيت با تاکيد بر اين نکته درباره راهکار مقابله با اين پديده به خراسان مي گويد: تحقيقات نشان داده که يکي از مهم ترين عوامل پيشگيري از اعتياد آموزش مهارت هاي زندگي است. وقتي فردي توان حل مسئله، مهارت نه گفتن، استقلال، مهارت گفت و گو و... را داشته باشد قادر است مشکلات خود را به شيوه درستي حل کند و به اصطلاح از چاله به چاه نيفتد. اين مهارت ها هم بايد توسط نهاد خانواده و هم بايد توسط نهادهاي آموزشي به کودکان آموزش داده شود. تجربه نشان داده است اگر نظام شخصيتي فرد در يک محيط تربيتي آرام و سالم شکل گيرد و مهارت هاي زندگي به وي و به صورت عملي و کاربردي آموزش داده شود احتمال گرايش به اعتياد به ميزان يک چهارم تا يک پنجم کاهش پيدا مي کند. همچنين سلمان قادري پژوهشگر حوزه اعتياد به مهر گفت: نتايج بررسي ها نشان مي دهد که عوامل خانوادگي ۳۲ درصد از گرايش دانش آموزان دختر به اعتياد را تعيين مي کند. در واقع نبود نظارت خانوادگي، اختلافات خانوادگي، اعتقادات مذهبي، سن والدين و دانش آموز و تعهد آموزشي بر گرايش يا گرايش نداشتن دانش آموزان دختر به اعتياد و مواد مخدر تاثيرگذارند. اين مددکار اجتماعي با اشاره به پژوهشي که از ۱۲۰۰ نفر از دانش آموزان دختر مقاطع راهنمايي و دبيرستان تهران انجام شده است تصريح مي کند: تعلق خانوادگي اعضاي خانواده، پاي بندي دانش آموز نسبت به قوانين وانتظارات مدرسه، نظارت صحيح خانواده بر رفتار فرزندان، فراهم کردن امکانات بيشتر براي تحصيل دختران و پاي بندي خانواده به مسائل ديني و مذهبي از جمله عواملي است که احتمال گرايش دانش آموزان دختر به اعتياد را کاهش مي دهد. دکتر شريفي نظر ديگري دارد؛ او مي گويد: نکته اين جاست که در بسياري از مواقع ما با يک ذهنيت کليشه اي نسبت به برخي خانواده ها برخورد مي کنيم و آن ها را سالم فرض مي کنيم. مثل خانواده اي که امکانات فراوان در اختيار فرزندش قرارداده، يا نظارت کاملي روي بچه ها دارد و تصور مي کنيم فرزند چنين خانواده اي نبايد به سمت مواد مخدر برود. اما با تحليل سيستم تربيتي و ساختار خانواده مشخص مي شود که اين سيستم بسيار معيوب و آسيب زاست و اتفاقا زمينه گرايش فرزندان چنين خانواده هايي کمي بيشتر از خانواده هاي معمولي است، بنابراين نمي توان با ذهنيت کليشه اي موجود رايج در جامعه با خانواده برخورد کرد و آن را به راحتي به سالم و ناسالم تقسيم کرد. خانواده ابعاد بسيار متفاوتي دارد و هر يک از ابعاد در کنش با ديگري سلامت و يا آسيب اعضاي آن را رقم مي زند.در اين ميان طبيعي است که اختلافات خانوادگي، از هم گسيختگي خانواده ارتباط ضعيف بين اعضا و غفلت و اهمال آنان نسبت به فرزندان در گرايش به ناهنجاري ها و آسيب هاي اجتماعي از جمله اعتياد نقش اساسي دارد اما آگاهي دادن به خانواده ها در زمينه آموزش مهارت هاي زندگي و تقويت مهارت هاي ارتباطي، برطرف کردن ضعف هاي سيستم تربيتي، برقراري ارتباط موثر و مستمر با فرزندان، تشويق خانواده ها به استفاده از مشاوره خانوادگي، برگزاري جلسات آموزشي و تقويت مهارت هاي تاب آوري در بين خانواده هاي در معرض خطر، اجراي تست اعتياد در مدارس و تشکيل کميته ملي پيشگيري از اعتياد در مدارس براي کنترل اين معضل مي تواند نقش اساسي ايفا کند.به نظر مي رسد نمي توان با نگاهي تک بعدي همه بار پيشگيري از اعتياد را به دوش خانواده يا مدرسه گذاشت بلکه تعامل بين ۳ رکن جامعه، خانواده و مدرسه مي تواند سبب کاهش گرايش دانش آموزان به سوء مصرف مواد شود.
کاهش سن اعتياد نوجوانان و جوانان از موضوعاتي است که کارشناسان بر سر آن اختلاف نظر دارند اما موضوعي که مهم است اين که حتي داشتن يک دانش آموز معتاد نيز براي نظام آموزشي ما زيبنده نيست . اين که چه کسي يا کساني در اين موضوع مقصر مي باشند، دردي را دوا نمي کند بلکه ارائه راهکارهاي پيشگيري از اعتياد در مدارس به صورت ارائه مهارت هاي لازم و همچنين نظارت و توجه خانواده ها به سلامت جوانان اهميت ويژه اي دارد.






