بوستان حجاب

بوستان حجاب

عنوان_بنر

برخورد با حجاب در ایران معاصر

با پيروزي انقلاب اسلامي و متحول شدن نظام ارزشي جامعه، تعريف و تلقي جامعه از زن و هويت او تغيير کرد و بر اصول اعتقادي و اخلاقي اسلام منطبق شد. بر اين اساس، رعايت حجاب و پوشش اسلامي در سطح جامعه، عموميت و رسميت يافت و چادر به عنوان حجاب ‌برتر برگزيده شد. از آن زمان تاکنون نيز اين درک و تصور همچنان برجا مانده است و اکثريت زنان و دختران ايراني، عميقا ملتزم به اين ارزش انساني هستند. بعد از پيروزي انقلاب، نظام برنامه‌اي براي مد در موضوعات مختلف نداشت. در فضاي پس از انقلاب اسلامي برخي ارزش‌هاي انقلابي حاکم و مردم به دليل جاذبه شعارهاي انقلابي با آن‌ها ارتباط حسي و عاطفي برقرار مي‌کردند. يکي از حوزه‌هايي که در ابتداي انقلاب به آن اقبال روبنايي شد حوزه حجاب و پوشش بود که حتي اين حوزه هم بدون مقاومت نبود و تا سال 60 هم قانوني شدن حجاب همگاني طول کشيد. بعد از اين، مسئولان مسئله پوشش را يک مسئله تمام شده پنداشت، در صورتي که حجاب يک مسئله تمام شده نبود. به هر جهت نظام از همان ابتدا دغدغه حجاب را داشته است و هيچ‌گاه بعد از انقلاب اين مسئله تمام شده نبوده است.

مردم با حجاب بيرون بيايند

بعد از پيروزي انقلاب حضرت امام خميني (ره) در پانزدهم اسفند 1357 بود که در يک سخنراني فرمودند: «وزارتخانه اسلامي نبايد در آن معصيت بشود. زن‌ها بروند؛ اما با حجاب باشند. مانعي ندارد بروند کار بکنند، لکن با حجاب شرعي باشند.» (صحيفه نور،‌ ج5، ص50 ) مقام معظم رهبري نيز در يکي از سخنراني‌هاي خود در جمع فرماندهان سپاه در سال 76 حضرت امام (ره) را تنها باني بازگرداندن حجاب پس از کشف حجاب به ايران معرفي کرده و فرمودند: «امام (ره) آن مرد شجاع و بي‌نظيري بود که مسئله حجاب را به اين مملکت برگرداند. هيچ کس ديگري غير از امام نمي‌توانست اين کار را بکند اين‌هم يکي از اختصاصات امام. اگر غير از امام هر کس ديگر بود از همين آقايان، بزرگان، عرض ميکنم که مقدسين، علماء، چه و چه و چه، هيچ‌کس جرأت نمي‌کرد که بگويد مردم باحجاب بيايند بيرون، امام همان ماه‌هاي اول پيروزي انقلاب گفتند بايد مردم با حجاب بيايند.»

حجاب انقلابي

دوران اوليه انقلاب حساسيتي نسبت به حجاب نبود با اين ترتيب حجاب نوعي تعريف اعتقادي داشت. معتقدان خود مي‌سنجيدند و حجاب را رعايت مي‌کردند و ديگران هم به نوبه خود با توجه به خاستگاه اجتماعي، نگرش فرهنگي و يا ديدگاه‌هاي ايدئولوژيک يک نوع لباس پوشيدن بخشي از برون‌ده اعتقادي افراد بود، در ميان مردان هم به همين ترتيب صدق مي‌کرد به طوري که از اورکت‌هايي که به عنوان «اورکت پاسداري» ياد مي‌کردند و يا روسري‌هايي که چفيه بود و با عنوان « فلسطيني» ذکر مي‌شد‌.

دهه 60‌ ؛ حجاب سليقه‌اي در جامعه اسلامي‌!

3 سال اول تا ابتداي دهه 70 را مي‌توان خاص‌ترين دوران تعريف حجاب دانست، تغييرات سياسي، مسئله جنگ تحميلي، نگرش مديران و مواردي از اين نوع باعث شد به‌طور سليقه‌اي مسئله حجاب شکل گيرد. در اين ميان خلاء قانوني نيز مزيد بر علت گرديد، چرا که هيچ قانون مدوني براي تعريف حجاب نبود و شرايط کشور نيز بنا به بحران‌هاي دست به گريبان اقتصادي بعد از جنگ و ساختار شکني‌هاي اقتصادي فرصت اين موضوع را به وجود نمي‌آورد. تا سال 1362 حادثه خاصي در خصوص حجاب در کشور اتفاق نيفتاد، اما از سال 1362 کشور با پديده جديدي به نام بدحجابي مواجه شد. اين پديده که به دنبال تحرکات جنبش‌هاي زنانه در خارج کشور شروع شده بود، موجي از افکار عمومي را عليه خود تحريک کرد، به گونه‌اي که گاهي برخوردهايي بين مردم و افراد بدحجاب صورت مي‌گرفت. دادستان عمومي وقت تهران براي مقابله با اين وضعيت، اطلاعيه‌اي را در 4 مرداد 1363 صادر کرد. در بخشي از اين اطلاعيه آمده بود: «بر حسب وظيفه شرعي و قانوني خود به خواست اکثريت قاطع مردم شريف احترام گذارده و تذکرات فوق را رعايت کنند. در غير اين صورت، طبق مقررات شرعي و قانوني با آن‌ها رفتار خواهد شد.»

در اين دوران، به علت همبستگي بالاي جامعه آن روز -که جنگ تحميلي را مي‌توان عامل اصلي آن دانست- و عکس‌العمل شديد جامعه در قبال اين جريان، بدحجابي نمود چنداني نداشت. در بيشتر موارد رفتار مردم نسبت به زنان بدحجاب به گونه‌اي بود که بيشتر احساس انزوا مي‌کردند و مجبور به رعايت حجاب مي‌شدند. براي مثال، بسياري از مغازه‌ها و فروشگاه‌ها از پذيرش زنان بدحجاب خودداري مي‌کردند و يا به آن‌ها تذکر مي‌دادند.

دکتر «صديق اورعي»، عضو هيئت علمي دانشگاه مشهد، آن‌طور که در کتاب «فرهنگ و عفاف؛ آسيب‌ها و راهکارها» آمده درباره علت فراگير شدن حجاب از سال 58 تا 62 مي‌گويد: «حداقل در شهرهاي بزرگ، خانم‌ها به 2 دسته با حجاب و بي‌حجاب تقسيم مي‌شدند، وقتي قرار شد در مراکز دولتي، شامل مدارس، دانشگاه‌ها و ادارات، حجاب رعايت شود، در عمل به همه جامعه کشيده شد. اين قضيه هم‌زمان با حرکت‌هاي مسلحانه گروه‌هاي ضد انقلاب در داخل و طبيعتا برخورد انقلابي با آن‌ها توسط طرفداران انقلاب و حکومت. در اين‌جا خيلي از کساني که بيشتر بي‌حجاب بودند براي اين‌که با آدم‌هاي مورد پي‌گيري اشتباه گرفته نشوند و قابل تمايز باشند ملزم به رعايت حجاب شدند. در واقع، جرياني طي حوادث سال‌هاي 58 تا 61 به وقوع پيوست که اين اتفاق افتاد. پس از آن، وقتي به تدريج ناامني‌ها برطرف شد. کساني که خودشان حجاب را نپذيرفته، بلکه تحت شرايط موجود آن را رعايت مي‌کردند به سمت گرايش‌هاي خود تمايل يافتند؛ مثلا روسري‌ها عقب‌تر رفت يا بروز روابط مشخص‌تر شد. اين تغييرات را کساني که به موضوع توجه داشته، ‌ديده‌اند.»

بدحجاب‌هاي دهه 60 همان بي‌حجاب‌هاي دهه 50

اما در اواخر جنگ و سال‌هاي پاياني دهه 60، پديده جديد بدحجابي به عنوان يک مسئله در ايران پديدار شد. در اين مقطع، بدحجابي عمدتا مسئله‌اي «تهراني» بود و حتي در شهر‌هاي بزرگ مسئله‌اي آن‌چناني قلمداد نمي‌شد. در تهران هم موارد بدحجابي عموما در نيمه شمالي شهر و مرتبط با طبقات برخوردار اقتصادي و اجتماعي بود که اساسا پاره غير مذهبي و يا کمتر مذهبي جامعه ايران را تشکيل مي‌دادند. به عبارت ديگر و با تقريب بالا، مي‌توان «‌بدحجاب‌هاي دهه 60» را همان «‌بي‌حجاب‌هاي دهه 50» قلمداد کرد که الزام قانوني و فشار اجتماعي آنان را ناگزير از التزام به حجاب کرده بود.

دهه 70 ؛ دهه بلاتکليفي

اما اين مسئله با شروع دهه 70 شتاب بيشتري به خود گرفت و از آن‌جايي که به نظر مي‌رسد بيشتر سياست‌گذاري‌هاي آن زمان معطوف به مسائل آباداني و عمراني کشور پس از جنگ شده بود، موضوع فرهنگ‌سازي حجاب به دست فراموشي سپرده شد و اهتمام جدي بر روي آن صورت نگرفت. اين باعث شد گرچه بر الگوهاي پيشنهادي حجاب تاکيد ورزيده شود، اما تکليفي هم در مورد مسئله حجاب روشن نشود، اين مدت زماني بود که الگوهاي جديد لباس که نوع مدل‌هاي روز غربي بود رشد بيشتري بيابد. مدل‌هاي لباس که با رشد دريافت برنامه‌هاي ماهواره‌اي در خيابان‌هاي «جردن» و «گاندي» شکل مي‌گرفت خيلي زود سر از پس‌کوچه‌هاي شهرستان‌ها نيز درآورد. به مرور فرهنگ، شخصيت و اعتبار آن دوران در قالب همين طرز لباس پوشيدن در بين جوانان سنجيده مي‌شد، مديران ارشد کشور که به دنبال ايجاد تحول در اقتصاد بودند، در حوزه فرهنگ هم هيچ مساعدتي نکردند و الگو برداري از سرعت بيشتر برخوردار گرديد.

دهه 80 ؛ موج مدگرايي

پس از پيروزي «حجت‌الاسلام و المسلمين خاتمي» در انتخابات رياست جمهوري موج مدگرايي (با توجه به عدم برخورد صحيح با مسئله نوع پوشش از ابتداي انقلاب) در سير صعودي خود به بالاترين شکل خود رسيد. نوع لباس، شلوار، مانتو، پيراهن هر کدام خيلي زود به مدل‌هاي آن سوي دنيا نزديک شدند. مانتوها کوتاه و کوتاه‌تر شدند. با روي کار آمدن اين دولت در طول سال‌هاي 76 تا 84 بيشتر شاهد سوء استفاده از مسئله آزادي بيان و آزادي زنان بوديم تا کار مفيد ديگر. «عطاءا... مهاجراني»، نخستين‌ وزير ارشاد کابينه دولت هفتم اعلام کرد: «حجاب را بايد به نظرخواهي از مردم واگذار کرد و حکومت هيچ وظيفه‌اي در قبال حجاب مردم ندارد». در اين 8 سال، روز به روز و فصل به فصل وضعيت پوشش بانوان در حال تغيير بود.

ارتباط با ما

  • آدرس پستی: ایران-تهران-خیابان اول-کوچه دوم- بن بست سوم- ساختمان چهارم
  • فکس: +9732987654
  • تلفن: +3398764532
  • همراه: +3398764532