-
جمعه ۲ مهر ۱۳۸۹
-
درکتیبه ها ویا مجسمه های به جا مانده ازایرانیان باستان هیچ کدام ازبانوان ایرانی به
صورت عریان یاحتی نیمه عریان دیده نمی شوند .این ویژگی را که بیانگر واقعیات زندگی اقوام پیشین است درمجسمه های یونانی نیز می توان دید .
کت وشلوار
ایرانیان نخستین مردمانی بودند که کت آستین دار وشلوار می پوشیدند .مردمان تمدن های دیگر،بابلی ها ،آشوری ها ، یونانی ها ورومی ها شلوار نمی پوشیدند وحتی یونانی ها ایرانیان را به خاطر شلوارهای رنگی شان مسخره می کردند .ایرانیان حتی نوعی شلوار ویژه ی سوارکاری نیز داشتند که تنگ وچسبان بود واغلب از چرم ساخته می شد .
شلوار در اصل شروال خوانده می شد .عرب ها آن را سروال می نامیدند . درترکی وکردی نیز شروال خوانده می شود . مجارها آن را شلواری می نامند ودر لاتین به آن سارابارا می گویند. در زبان انگلیسی هم به آن پاجاماگفته می شود که ازواژه ی بی پای جامه ساخته شده که ازواژه های فارسی کهن است .
لباس ورزش
ایرانیان نخستین مردمانی هستند که از لباس ورزشی استفاده می کردند .چوگان ورزشی باستانی ومورد علاقه ی ایرانیان بود . چوگان بازان نوعی پیراهن نیم آستین وشلوار تنگی می پوشیدند تا هنگام بازی راحت تر باشند .جنس پیراهن بازی چوگان را نیز طوری انتخاب کرده بودند تاکمتر عرق کنند .انگلیسی ها درسال های استعمار هندوستان درآن سرزمین باچوگان ولباس نیم آستین آشنا شدند وآن را باخود به اروپا بردند که بعدها به آمریکا نیز راه یافت وبه تی شرت های امروزی مبدل شد .
لباس شوالیه ها
دردوره ی اشکانیان وساسانیان مردان جنگی خود واسبانشان را زره پوش می کردند . در طاق بستان کرمانشاه ،سربازی زره پوش سوار بر اسب زره پوش بر پهنه ی سنگ کنده کاری شده است که با دیدن آن به یاد شوالیه های اروپایی می افتیم .در واقع ،شوالیه های اشکانی سرمشق شوالیه های اروپایی قرار گرفتند .
نوآوری های دیگر
دستکش : گزنفون ،تاریخ نگاریونانی با ایرانیانی روبرو شده بود که دستهایشان را در پوست های ضخیم وقاب هایی نگه می داشتند .نمونه هایی از دستکش های زینتی در موزه های ایران باستان نگهداری می شود .
انواع کلاه : ایرانیان از دیرباز کلاه های گوناگونی می پوشیدند که نشان دهنده موقعیت اجتماعی آنان بود .کلاه پاپها وحتی تاج برخی ازپادشاهان قدیم برگرفته از کلاه وتاج پادشاهان ایران است.
چکمه:پوشیدن چکمه های چرمی اززمان هخامنشیان موسوم بود وحتی ژوستی نین ،امپراطور روم شرقی ،چکمه های ایرانی می پوشید .
شال :هنوز هم در زبان انگلیسی به همین نام خوانده می شود (Shawl)ونوع زنانه ومردانه آن هردو نوآوری ایرانی هستند .
لباس زنان در دوره ی مادهاوهخامنشیان
دراین دوره شناخت کمی ازجامه ی زنان وجود دارد به جز آثاری نظیر :پارچه ای در پازریک ،مهرهای یونانی وایرانی ،اشیای از جنس عاج و...
از جمله موارد دیگر می توان به :
جامه ی ساراپیس پریزاد مادر اردشیر دوم می باشد .
نقوش به جا مانده از زنان نشانگر آن است که آنها معمولأ ((لباس درباری ))چین دار وکیتون پرحجم ((آیونی ))به تن می کردند .زنان لالاپوشی چون چادر امروزی که سروگردن را می پوشاند به سر می کردند صورت درهرحال باز باقی گذاشته می شد .موها اغلب به صورت یک گیس بافته درپشت رها می گردید .
شایان توجه ترین مدارک به دست آمده درمورد لباس زنان دردوره هخامنشی البسه واقعی پیداشده درمقبره ی پازریک است گرچه در آن منطقه دو افتاده نفوذ هخامنشیان به طور چشمگیری کاهش یافته بود وچه بسا مجدداًاحیاء شده باشد البسه بیرون آمده اززیر خاک شامل شنل یا خفتانی است کوتاه ازپ.ست سنجاب که داخلش با خز مفروش ولبه هایش با نواری از پوست سیاه کره اسب درست شده است .وآستین های باریکی دارد که با تکه موزون چرم دباغی شده ،آراسته شده اند. از دیگر موارد باشلقی است دولایه ازچرم ظریف که با پوست سیاه کره اسب پوشانده شده وتوسط
قطعات چرمی متوازی الاضلاع تزیین شده است که به روی نشانه قرار می گیرد .
تاریخچه لباس درجهان
مصریان : 3000 -525 ق. میلاد
پوشاک مصریان از تعدد چندانی برخوردار نبود وبه دلیل آب وهوای گرم ازکتان تهیه می شد .طبقات مرفه اجتماع از پارچه ململ شفاف بافته شده از الیا ف بذرک که در جلگه های حاصلخیز نیل می روییده استفاده می کردند. گرچه رنگ سفید بیش ازهمه مورد استفاده قرار می گرفت لیکن رنگهای متنوع روشن وتیره کاربرد داشت .
اولین واساسی ترین لباس مردان (( شنتی)) یالباس شیر نام داشت که از پارچه کتان تهیه می شد . شنتی دامنی بود که به شکل لنگ به دورکر می بستند وکمربندی از چرم یا کنف ،آن رادرجای خودنگاه می داشت .وجلوشنتی مردان والامقام دارای پیلیهای مایل چون اشعه خورشی بود که نمادی از((اوریوس )) به شمار می رفت .ازسال 1500 تا 332 ق. م قد این دامن بلندتر وبا کتی از پارچه اضافه گردید واوریون نیز چون پیش بندی مجزا به کمربند آویزان می شد .
بعدها پیلیهای جلودامن به صورت یک ویژگی مشخص لباس مصریان درآمد .زنان پوشش چسبانی داشتند که اززیرسینه تامچ پا را می پوشاند وبایک بند که از سر هردوشانه می گذشت . آن را بربدن نگاه می داشتند .درآغاز تنها کاهنان بودند که پاپوش سندل به پا می کردند ودیگران پابرهنه راه می رفتند .کف سندل را از چرم ،پاپیروس وگاهی چوب می ساختند که توسط چند بند به پا بسته می شد .
مردوزن مصری به استثنای مواقعی که سوگوار بودند مانند دستورهای مذهبی به دلایلی مانند : تمیزی وگرما ، موی سر را می تراشیدند .ثروتمندان کلاه گیسی ازپشم یا الیاف خرما برسر می گذاشتند .درحالی که اقشار کم درآمد کلاه کوچک وبدون لبه ای ازنمد داشتند .کلاه گیس محافظی کامل برای جلوگیری ازتابش اشعه خورشید بود وآن پارچه مشبک که ازدرون شبکه های آن موی انسان یا پشم حیوان گذرانیده به شکل کلاه برسر گذاشته می شد .همچنین با شلقی راه –راه یا برودری دوزی شده از کتان یا پشم داشتند که تمام سروگردن را می پوشاند .مصریان برای نگاهداری مو ،نواری به دور سر می بستند ودرپشت گره می زدند .زنان اغلب گلهایی از نیلوفر آبی را به موبند خود می افزودند .
نیلوفر آبی نمادی ازوفور نعمت بود ،همان گونه که افعی نمایانگر قدرت سلطنتی وپر مقدس نمادی از حکومت به شمار می رفت . زنان اطراف چشمهای خود رابه رنگ های سبز وسیاه در می آوردند .لبها وگونه هایشان را سرخ وسفید می کردند ،برای رنگ کردن انگشتان حنای نارنجی به کار می بردند وبدن خود خود را به روغنهای معطر می آغشتند .مردان ریش وسبیل خود را می تراشیدند ،اما فراعنه وبلند پایگان ریش مصنوعی می گذاشتندد وآن را با بندی ازطلا به کلاه یا موبندی که زیر کلاه بود می بستند .
مردان نیز چون زنان مصری از انواع زیور چون گوشواره ،گردن بند ،النگو ،مچ بند وساق بند بهره می جستند .سنگهای عقیق ومرجان ولاجورد کنده کاری شده را نیز برزیورهای خود نصب می کردند .پیراهن ها را با زیبایی ومهارت بسیار بانخ های زر که به شکل الیاف باریکی درآمده بوده بود ،برودری دوزی می کردند ولی باید دانست یونانیان اولین کسانی بودند که الیاف طلا را آنچنان نازک وظریف تهیه می کردند که به راحتی ازسوزن خیاطی می گذشت .
برای ممانعت ازتابش اشعه خورشید ودفع گرما ،چتروبرای خنک کردن هوا بادبزن هایی از پر،پاپیروس با دسته بلند وجود داشت که توسط خدمه حمل می شد وویژه مردان صاحب مقام بود
پاپیروس :گیاهی ازنوعی نی که مصریان قدیم مغز آن را می خوردند وازساقه اش برای ساختن طناب وبادبزن استفاده می کردند ونوعی مقوا هم از آن می ساختند که برآن می نوشتند .
باشلق :
کیتون :
منبع :برگرفته از کتاب تاریخچه لباس جهان






